بیماری راه رفتن در خواب / خوابگردی (Sleepwalking / Somnambulism)
- بیماری راه رفتن در خواب (خوابگردی)
- نشانه های بیماری راه رفتن در خواب
- اسم های دیگر بیماری راه رفتن در خواب
- علت ابتلا به بیماری راه رفتن در خواب
- نحوه تشخیص بیماری راه رفتن در خواب
- تفاوت بیماری راه رفتن در خواب در مردان و زنان
- عوارض و خطرات بیماری راه رفتن در خواب
- بیماری راه رفتن در خواب در کودکان و در دوران بارداری
- پیشگیری از بیماری راه رفتن در خواب
- روش های درمان بیماری راه رفتن در خواب
- درمان دارویی بیماری راه رفتن در خواب
- درمان خانگی بیماری راه رفتن در خواب
- رژیم غذایی مناسب برای بیماری راه رفتن در خواب
- ارتباط استرس و فشارهای روانی با راه رفتن در خواب
- طول درمان بیماری راه رفتن در خواب چقدر است
بیماری راه رفتن در خواب (خوابگردی)
پدیده خواب برای انسان همیشه پر از رمز و راز بوده است. در حالت طبیعی، زمانی که ما به خواب میرویم، ذهن و بدنمان در یک هماهنگی کامل به حالت استراحت در میآیند. مغز ما در طول شب مراحل مختلفی از خواب سبک تا خواب عمیق و سپس خواب همراه با رویا را طی میکند. اما گاهی اوقات در این سیستم پیچیده و دقیق، اختلالی به وجود میآید که مرزهای بین خواب و بیداری را در هم میشکند. یکی از شگفتانگیزترین و گاه نگرانکنندهترین این اختلالات، بیماری راه رفتن در خواب است که در دنیای پزشکی با نامهای علمی متفاوتی شناخته میشود. این وضعیت زمانی رخ میدهد که بخشهایی از مغز که مسئول کنترل حرکات بدن هستند، بیدار میشوند، در حالی که بخشهای مربوط به هوشیاری، تفکر منطقی و حافظه همچنان در خواب عمیق به سر میبرند.
در این حالت عجیب، فرد میتواند از رختخواب خارج شود، راه برود، کارهای روزمره را انجام دهد و حتی با محیط اطراف خود تعامل فیزیکی داشته باشد، بدون اینکه کوچکترین آگاهی یا کنترلی بر رفتار خود داشته باشد. فرد خوابگرد ممکن است چشمانش کاملا باز باشد، اما نگاهی خیره و بیتفاوت دارد و به هیچ وجه شما را نمیبیند یا صدای شما را به درستی پردازش نمیکند. این پدیده بیشتر از آنکه شبیه به یک بیماری عفونی یا ویروسی باشد، یک اختلال در سیستم عصبی مرکزی و چرخه طبیعی خواب است. این اختلال در دسته پاراسومنیاها یا خوابپریشیها قرار میگیرد؛ یعنی رفتارهای غیرطبیعی که منحصرا در طول خواب اتفاق میافتند.
برای درک بهتر این وضعیت، باید بدانیم که این اتفاق معمولا در یکسوم ابتدایی شب رخ میدهد. در این زمان، انسان در فاز خواب موج آرام یا همان عمیقترین مرحله خواب قرار دارد. بیدار کردن فرد در این مرحله بسیار دشوار است و اگر هم بیدار شود، به شدت گیج و سردرگم خواهد بود. این مقاله با تکیه بر معتبرترین منابع پزشکی و علمی، به بررسی دقیق و همهجانبه این اختلال میپردازد تا به خانوادهها و افراد درگیر کمک کند درک روشنی از مکانیزم این پدیده، خطرات احتمالی و روشهای مدیریت و درمان آن به دست آورند. هدف این است که با زبانی ساده و ملموس، پرده از رازهای این رفتار شبانه برداریم و راهکارهای علمی برای بازگرداندن آرامش به شبهای بیماران ارائه دهیم.
نشانه های بیماری راه رفتن در خواب
شناخت دقیق نشانههای این اختلال اولین قدم برای مدیریت آن است. برخلاف تصور عمومی که خوابگردی را تنها به راه رفتن ساده محدود میکند، دامنه رفتارهای فرد در این حالت میتواند بسیار گسترده و گاهی بسیار پیچیده باشد. بارزترین نشانه این است که فرد در نیمههای شب از رختخواب بلند شده و شروع به حرکت در فضای اتاق یا خانه میکند. اگر در این لحظه به چهره او نگاه کنید، معمولا چشمانی باز اما خیره و شیشهای دارد. او به اطراف نگاه میکند اما نگاهش خالی از هرگونه احساس یا توجه به جزئیات است. چهره فرد کاملا بیتفاوت به نظر میرسد و اگر دستتان را جلوی چشمانش تکان دهید، واکنش طبیعی یک فرد بیدار را نشان نمیدهد.

رفتارهایی که فرد در این حالت انجام میدهد طیف وسیعی دارد. در موارد خفیف، ممکن است فرد فقط در رختخواب بنشیند، به اطراف نگاه کند، ملافه را مرتب کند و دوباره دراز بکشد. اما در موارد پیشرفتهتر، کارهای پیچیدهتری انجام میدهد. مثلا ممکن است به سمت آشپزخانه برود، در یخچال را باز کند و شروع به خوردن غذا کند، لباسهایش را بپوشد یا در بیاورد، مبلمان خانه را جابجا کند یا حتی سعی کند از خانه خارج شود. برخی افراد کارهای کاملا نامربوط انجام میدهند، مانند ادرار کردن در کمد لباس یا سطل زباله، زیرا مغز آنها در آن لحظه نمیتواند مکان درست را تشخیص دهد.
یکی دیگر از نشانههای مهم، عدم پاسخگویی به محرکهای محیطی است. اگر با فردی که در حال راه رفتن در خواب است صحبت کنید، یا اصلا جوابی نمیدهد یا کلماتی نامفهوم و بیارتباط به زبان میآورد. بیدار کردن این افراد در حین این حملات بسیار سخت است و نیاز به تلاش زیادی دارد. اگر موفق شوید آنها را بیدار کنید، برای چند دقیقه به شدت گیج، ترسیده و سردرگم خواهند بود و نمیدانند چرا در آن مکان ایستادهاند. مهمترین نشانه بالینی که روز بعد خود را نشان میدهد، فراموشی کامل یا همان آمنزی است. فرد صبح روز بعد هیچ خاطرهای از اتفاقات شب گذشته، راه رفتنها و کارهایی که انجام داده است ندارد.
اسم های دیگر بیماری راه رفتن در خواب
در ادبیات پزشکی و در طول تاریخ، اختلالات خواب با نامها و اصطلاحات مختلفی توصیف شدهاند که هر کدام به جنبه خاصی از بیماری اشاره دارند. آگاهی از این نامها به درک بهتر متون علمی و تشخیص دقیقتر کمک میکند. آشناترین نام علمی برای این وضعیت، سومنامبولیسم (Somnambulism) است. این کلمه ریشه در زبان لاتین دارد؛ کلمه “Somnus” به معنای خواب و کلمه “Ambulare” به معنای راه رفتن است. ترکیب این دو واژه دقیقا همان معنای راه رفتن در خواب را میرساند و پزشکان و متخصصان مغز و اعصاب در سراسر جهان از این اصطلاح استاندارد برای ثبت این اختلال در پروندههای پزشکی استفاده میکنند.
در طبقهبندیهای جدید و رسمی روانپزشکی و اختلالات خواب، این پدیده تحت عنوان کلیتری به نام اختلال برانگیختگی خواب بدون حرکات سریع چشم (NREM Sleep Arousal Disorder) طبقهبندی میشود. این نامگذاری طولانی به این دلیل است که محققان متوجه شدهاند خوابگردی و وحشت شبانه، هر دو ریشه در یک نوع بیداری ناقص از عمیقترین مرحله خواب دارند. در واقع، مغز تلاش میکند از خواب عمیق بیدار شود، اما این فرآیند ناقص میماند. بنابراین، از نظر ساختاری، این پدیده نوعی اختلال در سیستم انتقال از خواب عمیق به بیداری است.
در میان مردم عامه و در فرهنگهای مختلف، اصطلاحات دیگری نیز رواج دارد. کلمه خوابگردی رایجترین معادل فارسی است که دقیقا همان مفهوم حرکت در هنگام خواب را تداعی میکند. در برخی متون تاریخی یا ترجمههای قدیمیتر ممکن است با کلماتی مانند شبگردی در خواب یا خوابرویی نیز مواجه شوید. در زبان انگلیسی کلمه Noctambulism نیز که باز هم ریشه لاتین دارد، گاهی به عنوان مترادف به کار میرود. با وجود تمام این نامهای متفاوت، همه آنها به یک مکانیزم واحد عصبی اشاره دارند که در آن هوشیاری خاموش است اما سیستم حرکتی بدن بیدار و فعال است.
علت ابتلا به بیماری راه رفتن در خواب
پیدا کردن ریشه اصلی این که چرا یک انسان در عمیقترین لحظات خواب ناگهان شروع به حرکت میکند، نیازمند درک ساختار ژنتیکی و عوامل محیطی است. یکی از قدرتمندترین علل زمینهای در بروز این اختلال، ژنتیک و سابقه خانوادگی است. مطالعات گسترده نشان دادهاند که اگر یکی از والدین سابقه این بیماری را در کودکی یا بزرگسالی داشته باشد، احتمال بروز آن در فرزندان به شدت افزایش مییابد و اگر هر دو والد مبتلا بوده باشند، این احتمال چند برابر میشود. این موضوع نشان میدهد که ساختار سیستم عصبی و نحوه تنظیم چرخههای خواب میتواند از طریق ژنها به نسلهای بعد منتقل شود.
فراتر از ژنتیک، عوامل محرک محیطی نقش بسیار پررنگی در شروع دورههای این اختلال دارند. کمبود خواب یکی از اصلیترین مقصران است. زمانی که انسان برای چند شب متوالی از خواب کافی محروم میشود، مغز برای جبران این کمبود، در شبهای بعد وارد فاز خواب عمیقتری میشود. این فرو رفتن بیش از حد در خواب عمیق، باعث میشود سیستم عصبی برای بیدار شدن با مشکل مواجه شود و احتمال گیر کردن در مرز بین خواب و بیداری (که همان حالت خوابگردی است) افزایش یابد. خستگی مفرط جسمی و ذهنی نیز دقیقا همین تاثیر را بر معماری خواب میگذارد.
بیماریهای زمینهای و شرایط جسمی خاص نیز میتوانند علت ابتلا باشند. در کودکان، تب بالا یکی از شایعترین عواملی است که باعث هذیان و راه رفتن در شب میشود، زیرا افزایش دمای بدن ساختار خواب را به هم میریزد. در بزرگسالان، اختلالاتی که باعث بیداریهای مکرر و کوتاه در طول شب میشوند، مانند آپنه انسدادی خواب (وقفه تنفسی) یا سندرم پاهای بیقرار، باعث قطعهقطعه شدن خواب عمیق شده و زمینه را برای این پدیده فراهم میکنند. علاوه بر این، مصرف برخی داروها از جمله داروهای خوابآور، آرامبخشها و برخی داروهای روانپزشکی، با تغییر در مواد شیمیایی مغز، کنترل حرکتی در خواب را مختل کرده و باعث بروز این رفتارها میشوند.
نحوه تشخیص بیماری راه رفتن در خواب
تشخیص دقیق این اختلال معمولا نیازمند یک ارزیابی جامع بالینی توسط پزشک یا متخصص طب خواب است. اولین و مهمترین گام در این فرآیند، گرفتن یک شرح حال پزشکی و تاریخچه خواب مفصل است. از آنجا که خود بیمار هیچ چیزی از اتفاقات شبانه به یاد نمیآورد، حضور یک عضو خانواده، همسر یا هماتاقی در جلسه ویزیت پزشک کاملا ضروری است. پزشک سوالات دقیقی در مورد زمان وقوع این رفتارها، مدت زمان طول کشیدن آنها، نوع کارهایی که بیمار انجام میدهد و نحوه واکنش او هنگام بیدار شدن میپرسد. همچنین پزشک سوابق مصرف دارو، سطح استرس روزانه و سابقه خانوادگی را به دقت بررسی میکند.
یکی از ابزارهای بسیار مهم و کاربردی در این مرحله، تهیه دفترچه یادداشت خواب است. از بیمار و خانوادهاش خواسته میشود تا به مدت دو تا چهار هفته، اطلاعات مربوط به خواب را به صورت روزانه ثبت کنند. این اطلاعات شامل زمان رفتن به رختخواب، بیداریهای شبانه، تعداد دفعاتی که فرد از رختخواب خارج شده و کارهایی که انجام داده است میباشد. این دفترچه به پزشک کمک میکند تا الگوهای پنهان را شناسایی کرده و ارتباط احتمالی بین روزهای پر استرس یا خستهکننده با وقوع این اختلال را پیدا کند.
در صورتی که تشخیص قطعی نباشد، یا پزشک به وجود اختلالات فیزیکی پنهان مانند آپنه انسدادی خواب یا تشنجهای شبانه مشکوک شود، آزمایش پلیسومنوگرافی یا تست خواب را تجویز میکند. در این آزمایش تخصصی، بیمار یک شب را در کلینیک خواب میگذراند و دستگاههای مختلفی امواج مغزی، حرکات چشم، ضربان قلب، فعالیت عضلات دست و پا، ریتم تنفس و سطح اکسیژن خون او را ثبت میکنند. این تست میتواند نشان دهد که آیا فرد دچار بیداریهای ناقص از خواب عمیق میشود یا خیر. همچنین تفاوت بین این بیماری با سایر اختلالات حرکتی در خواب (مانند اختلال رفتاری خواب رم که معمولا در سنین بالا رخ میدهد) از طریق ثبت دقیق امواج مغزی در این تست کاملا مشخص میشود.
تفاوت بیماری راه رفتن در خواب در مردان و زنان
وقتی صحبت از اختلالات عصبی و مشکلات خواب به میان میآید، تفاوتهای جنسیتی میتواند هم در شیوع بیماری و هم در نحوه تظاهر آن نقش داشته باشد. در مورد این بیماری خاص، آمارها نشان میدهند که در دوران کودکی، شیوع آن در میان دختران و پسران تقریبا برابر است و تفاوت معناداری بین دو جنس وجود ندارد. کودکان با هر جنسیتی به دلیل عدم تکامل کامل سیستم عصبی مرکزی، به یک اندازه مستعد تجربه این بیداریهای ناقص از خواب عمیق هستند.

اما با ورود به دوران بزرگسالی، اگرچه شیوع کلی بیماری به شدت کاهش مییابد، اما تفاوتهای ظریفی در نحوه بروز آن در مردان و زنان مشاهده میشود. نوسانات هورمونی در زنان یکی از عواملی است که میتواند الگوهای خواب را تغییر دهد. برخی از زنان گزارش میدهند که دورههای این اختلال در روزهای پیش از قاعدگی یا در دوران بارداری تشدید میشود. چرخه هورمونی با تغییر دمای پایه بدن و معماری خواب، میتواند سیستم عصبی را برای بیداریهای ناقص مستعدتر کند. همچنین، پدیدهای به نام اختلال خوردن در خواب که یکی از زیرشاخههای پیچیده این اختلال است، به صورت آماری در زنان بزرگسال کمی شایعتر از مردان گزارش شده است که در آن فرد در حالت خواب به آشپزخانه رفته و بدون آگاهی شروع به خوردن میکند.
در مقابل، مردان الگوی متفاوتی از عوامل محرک را نشان میدهند. اگرچه استرس برای هر دو جنس محرک است، اما احتمال ابتلای مردان به آپنه انسدادی خواب بسیار بیشتر از زنان است. این وقفههای تنفسی شبانه یکی از قویترین محرکهای ثانویه برای ایجاد دورههای خوابگردی در بزرگسالان است. همچنین، برخی مطالعات بالینی نشان دادهاند که رفتارهای همراه با خشونت یا پرخاشگری در حین راه رفتن در خواب، در میان مردان بزرگسال بیشتر از زنان گزارش میشود. البته باید تاکید کرد که خشونت در این اختلال بسیار نادر است و اگر رخ دهد، معمولا به صورت یک واکنش دفاعی ناخودآگاه در زمان تلاش دیگران برای متوقف کردن فیزیکی بیمار اتفاق میافتد.
عوارض و خطرات بیماری راه رفتن در خواب
زندگی با یک سیستم عصبی که نمیتواند مرز بین خواب و حرکت را حفظ کند، خطرات و عوارض جبرانناپذیری به همراه دارد. مهمترین و اورژانسیترین خطر این بیماری، حوادث فیزیکی و آسیبهای جسمی است. از آنجا که چشمان فرد باز است اما مغز او در حال پردازش دقیق اطلاعات بینایی و حفظ تعادل نیست، خطر سقوط از پلهها، برخورد شدید با مبلمان یا شیشهها بسیار بالاست. مواردی از سقوط از پنجرههای باز در طبقات بالا یا بالکنها در پروندههای پزشکی ثبت شده است که عواقب بسیار ناگواری داشتهاند.
یکی دیگر از خطرات ترسناک، خروج فرد از خانه است. در حالی که هوا تاریک و سرد است، فرد ممکن است بدون لباس مناسب از در خانه خارج شده و در خیابانها سرگردان شود. این امر خطر تصادف با وسایل نقلیه یا گم شدن را به همراه دارد. در موارد بسیار نادر اما مستند در علم پزشکی، افرادی در حالت خوابگردی توانستهاند قفل ماشین را باز کرده، موتور را روشن کنند و حتی مسافتی را رانندگی کنند که این موضوع نشاندهنده توانایی مغز در انجام کارهای پیچیده به صورت خودکار، بدون حضور هوشیاری است. این سطح از فعالیت، خطری بالقوه برای جان خود فرد و افراد جامعه محسوب میشود.
عوارض روانشناختی این بیماری نیز به اندازه خطرات جسمی آن مخرب است. احساس خستگی مداوم در طول روز از شایعترین شکایات است، زیرا بیداریهای مکرر و فعالیتهای شبانه، کیفیت خواب ترمیمی را به شدت کاهش میدهد. افت عملکرد تحصیلی در کودکان و کاهش بهرهوری کاری در بزرگسالان از نتایج مستقیم این خستگی است. علاوه بر این، بار روانی شدیدی بر دوش خود بیمار و خانوادهاش قرار دارد. ترس از خوابیدن به دلیل نگرانی از کارهایی که ممکن است در شب انجام دهند، باعث ایجاد اضطراب مزمن میشود. خانوادهها نیز باید هر شب با استرس بیدار ماندن و مراقبت از عزیزشان دست و پنجه نرم کنند که این امر آرامش کل خانه را تحت تاثیر قرار میدهد.
بیماری راه رفتن در خواب در کودکان و در دوران بارداری
دوران کودکی شایعترین مقطع سنی برای بروز این پدیده است. آمارها نشان میدهند که درصد بسیار بالایی از کودکان، به ویژه بین سنین چهار تا دوازده سال، حداقل یک بار این وضعیت را تجربه میکنند. دلیل اصلی این شیوع بالا، نرسیدن سیستم عصبی مرکزی به بلوغ کامل است. مغز کودکان هنوز در حال یادگیری نحوه هماهنگسازی کامل بین مراحل مختلف خواب است و خواب موج آرام یا عمیق در کودکان بسیار عمیقتر و طولانیتر از بزرگسالان است. در این سنین، این وضعیت معمولا کاملا خوشخیم است و نیازی به نگرانی مفرط یا درمانهای پیچیده ندارد. با ورود به سنین نوجوانی و تکامل مسیرهای عصبی مغز، این مشکل در اکثریت قریب به اتفاق کودکان به خودی خود برطرف میشود.
با این حال، والدین باید ایمنی محیط خواب کودک را به شدت کنترل کنند تا در حین این حملات شبانه به خود آسیبی نرساند. قفل کردن درهای خروجی، نصب حفاظ برای پلهها و برداشتن وسایل خطرناک از کف اتاق، از ضروریات مراقبت از کودکان مبتلا است. والدین باید بدانند که بیدار کردن کودک در این حالت باعث وحشتزدگی او میشود و بهترین کار، راهنمایی آرام و ملایم او به سمت رختخواب است.
از سوی دیگر، دوران بارداری یکی از مقاطعی است که بروز یا بازگشت این اختلال در آن مشاهده میشود. زنانی که در کودکی سابقه این مشکل را داشتهاند، ممکن است در دوران بارداری دوباره با آن مواجه شوند. تغییرات عظیم هورمونی، افزایش سطح پروژسترون که خود بر ساختار خواب تاثیر میگذارد، استرسهای روانی مربوط به زایمان و آینده، و همچنین مشکلات فیزیکی مانند تکرر ادرار، سوزش معده و دردهای لگنی که باعث قطعهقطعه شدن خواب میشوند، همگی دست به دست هم میدهند تا سیستم عصبی را مستعد بیداریهای ناقص کنند. خستگی مفرط دوران بارداری نیز عامل مضاعفی برای عمیقتر شدن خواب و احتمال بروز این رفتارهاست. ایمنسازی محیط برای زنان باردار مبتلا بسیار حیاتی است، زیرا هرگونه زمین خوردن یا آسیب فیزیکی میتواند برای سلامت مادر و جنین خطرساز باشد.
پیشگیری از بیماری راه رفتن در خواب
پیشگیری همیشه موثرتر و آسانتر از درمان است. در مورد اختلالاتی که ریشه ژنتیکی دارند، شاید نتوان از استعداد ذاتی بدن فرار کرد، اما با مدیریت عوامل محیطی میتوان احتمال بروز حملات را به حداقل رساند. اولین و مهمترین اصل در پیشگیری از این اختلال، رعایت دقیق اصول بهداشت خواب است. بدن انسان، به ویژه سیستم عصبی، عاشق نظم و روتین است. رفتن به رختخواب و بیدار شدن در یک ساعت مشخص و ثابت، حتی در روزهای تعطیل، به تثبیت ریتم شبانهروزی و هماهنگی مراحل مختلف خواب کمک شایانی میکند. این ثبات باعث میشود مغز برنامهریزی دقیقی برای ورود و خروج از خواب عمیق داشته باشد.
مدیریت استرس روزانه یکی دیگر از ارکان اساسی پیشگیری است. فشارهای روانی و اضطراب باعث میشوند که سیستم عصبی حتی در هنگام خواب نیز در حالت آمادهباش باقی بماند که این امر خواب را سطحی و شکننده میکند. اختصاص دادن زمانی در طول روز برای آرامسازی ذهن، یادداشت کردن نگرانیها پیش از خواب، تمرینات تنفسی عمیق و یوگا میتواند بار عصبی را کاهش داده و از بروز این پدیده جلوگیری کند. همچنین، جلوگیری از کمبود خواب بسیار حیاتی است. تلاش برای داشتن حداقل هفت تا هشت ساعت خواب بیوقفه برای بزرگسالان، از فرو رفتن بیش از حد مغز در فاز خواب عمیق جبرانی جلوگیری میکند.
ایجاد یک محیط کاملا آرام و مناسب برای خواب نیز جنبه دیگری از پیشگیری است. اتاق خواب باید تاریک، خنک و کاملا بیصدا باشد. محرکهای محیطی مانند نور شدید وسایل الکترونیکی یا صداهای ناگهانی میتوانند باعث بیداری ناقص مغز شوند. علاوه بر این، محدود کردن استفاده از وسایل الکترونیکی مانند گوشیهای هوشمند و تبلتها حداقل یک ساعت قبل از خواب بسیار مهم است، زیرا نور آبی ساطع شده از این صفحات، ترشح ملاتونین در مغز را سرکوب کرده و فرآیند ورود به خواب طبیعی را به تاخیر میاندازد. در نهایت، پرهیز از مصرف خودسرانه داروهای خوابآور و آرامبخش نیز نقش مهمی در پیشگیری از تغییرات غیرطبیعی در ساختار خواب دارد.
روش های درمان بیماری راه رفتن در خواب
هنگامی که این اختلال به حدی میرسد که زندگی فرد را مختل کرده و خطرات جسمی به همراه دارد، باید به دنبال رویکردهای درمانی بود. درمان این وضعیت معمولا چندوجهی است و ترکیبی از مدیریت رفتاری، ایمنسازی محیط و در صورت نیاز، مداخلات پزشکی را در بر میگیرد. در قدم اول، اگر علت ریشهای این رفتارها، وجود یک بیماری ثانویه مانند آپنه انسدادی خواب، سندرم پاهای بیقرار یا رفلاکس معده باشد، پزشک تمرکز خود را بر روی درمان آن بیماری قرار میدهد. درمان وقفه تنفسی معمولا باعث از بین رفتن کامل رفتارهای شبانه میشود، زیرا دیگر عاملی برای بیدار کردن ناقص مغز وجود نخواهد داشت.
یکی از موثرترین روشهای غیردارویی که به ویژه در مورد کودکان بسیار کاربرد دارد، تکنیک بیدار کردن برنامهریزی شده است. از آنجا که دورههای این اختلال معمولا در زمان مشخصی از شب (حدود یک تا دو ساعت پس از به خواب رفتن) اتفاق میافتند، خانوادهها میتوانند از این الگو استفاده کنند. در این روش، فرد مراقب، بیمار را حدود پانزده تا سی دقیقه قبل از زمان مورد انتظار برای شروع رفتار، به آرامی و برای مدت کوتاهی بیدار میکند و پس از چند دقیقه اجازه میدهد دوباره بخوابد. این کار باعث تغییر در ساختار خواب عمیق شده و چرخه معیوبی که منجر به بروز اختلال میشود را میشکند. تکرار این کار برای چند هفته پیاپی میتواند این رفتار را به طور کامل متوقف کند.
رواندرمانی و تکنیکهای شناختی-رفتاری نیز جایگاه ویژهای در درمان دارند. روانشناس به بیمار کمک میکند تا تکنیکهای مدیریت استرس، کاهش اضطراب و آرامسازی پیشرونده عضلانی را بیاموزد. در برخی موارد تخصصی، هیپنوتیزم بالینی توسط متخصصان مجرب نیز با موفقیتهای چشمگیری همراه بوده است. در هیپنوتیزم، از تلقینات عمیق برای شرطیسازی مغز استفاده میشود تا در صورت تلاش برای برخاستن از رختخواب، فرد بلافاصله بیدار شود و به رفتار خود پایان دهد. این روشها به ویژه برای بزرگسالانی که این اختلال در آنها ریشه روانی و استرسی دارد، بسیار سودمند است.
درمان دارویی بیماری راه رفتن در خواب
اگرچه روشهای رفتاری و ایمنسازی محیط همیشه در اولویت هستند، اما در برخی بزرگسالان که علائم بسیار شدید و خطرناک است یا فرکانس وقوع آنها بالا است، پزشکان متخصص ممکن است از مداخلات دارویی به عنوان خط دوم درمان استفاده کنند. هدف از تجویز دارو در این اختلال، معمولا سرکوب کردن خواب عمیق (مرحلهای که این پدیده در آن رخ میدهد) یا کاهش تعداد دفعات بیداری ناقص مغز است. داروها معمولا به عنوان یک راهحل موقت و کوتاهمدت برای شکستن چرخه بیماری در نظر گرفته میشوند و درمان قطعی نیستند.
رایجترین دسته از داروهایی که برای این منظور تجویز میشوند، دستهای از آرامبخشها به نام بنزودیازپینها هستند. دارویی مانند کلونازپام معمولا در دوزهای پایین قبل از خواب تجویز میشود. این دارو با آرام کردن سیستم عصبی، مانع از بیداریهای ناگهانی مغز از خواب عمیق میشود و به طرز قابل توجهی رفتارهای حرکتی شبانه را کاهش میدهد. دسته دیگری از داروها، داروهای ضد افسردگی خاص مانند برخی مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) یا داروهای ضد افسردگی سهحلقهای هستند. این داروها با تغییر در تعادل مواد شیمیایی مغز، ساختار خواب را به گونهای تغییر میدهند که احتمال بروز بیداریهای ناقص کاهش مییابد.
اخیرا در برخی تحقیقات پزشکی، استفاده از مکملهای ملاتونین (هورمون طبیعی تنظیم خواب) نیز برای کمک به تنظیم ریتم شبانهروزی بدن و بهبود کیفیت خواب در برخی بیماران مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، مصرف هرگونه داروی شیمیایی یا مکمل برای این اختلال باید حتما تحت نظارت دقیق پزشک متخصص مغز و اعصاب یا متخصص طب خواب انجام شود. قطع خودسرانه این داروها معمولا باعث پدیدهای به نام بازگشت علائم میشود که در آن رفتارهای شبانه با شدت بسیار بیشتری نسبت به قبل بازمیگردند. بنابراین، شروع و پایان مصرف دارو نیازمند یک برنامه تدریجی و مهندسی شده است.
درمان خانگی بیماری راه رفتن در خواب
بسیاری از افراد ترجیح میدهند قبل از مصرف داروهای شیمیایی، از روشهای خانگی و مدیریت محیطی برای بهبود وضعیت خود استفاده کنند. در مورد این بیماری، مهمترین درمان خانگی ایجاد یک محیط امن و پیشگیری از بروز صدمات فیزیکی است. ایمنسازی اتاق خواب و کل خانه باید با دقت وسواسگونهای انجام شود. دربهای خروجی خانه باید دارای قفلهای پیچیده یا قفلهایی در ارتفاع بالا باشند که دسترسی ناخودآگاه به آنها در تاریکی شب دشوار باشد. نصب زنگهای هشداردهنده ساده روی در اتاق خواب یا درب ورودی خانه میتواند به اعضای خانواده کمک کند تا در صورت خروج بیمار از اتاق، بلافاصله متوجه شوند.
حذف خطرات فیزیکی از مسیرهای احتمالی حرکت بیمار یکی دیگر از اقدامات حیاتی است. کف اتاق باید از اسباببازیها، سیمهای برق، فرشهای لغزنده و هر وسیلهای که خطر گیر کردن پا و زمین خوردن را دارد، پاکسازی شود. پنجرههای اتاق خواب باید قفل شوند و از پردههای ضخیم برای جلوگیری از شکستن شیشهها استفاده شود. در صورت امکان، بیمار مبتلا به این اختلال باید در اتاق خوابی در طبقه همکف بخوابد تا خطر سقوط از پلهها به صفر برسد و خوابیدن روی تختهای دو طبقه برای این افراد اکیدا ممنوع است. همچنین، پنهان کردن کلید ماشین و وسایل تیز و برنده از دیگر اقدامات ضروری خانگی است.
نحوه برخورد با بیمار در حین این حملات نیز بخشی از مدیریت خانگی است. یک قانون طلایی در برخورد با این بیماران وجود دارد: هرگز آنها را با فریاد زدن، تکان دادن شدید یا پاشیدن آب بیدار نکنید. بیداری ناگهانی باعث ایجاد شوک، ترس شدید و در مواردی واکنشهای پرخاشگرانه ناخودآگاه میشود. بهترین اقدام خانگی این است که با آرامش در کنار بیمار قرار بگیرید، با صدایی ملایم و یکنواخت با او صحبت کنید و با گرفتن بازوی او، به آرامی مسیرش را به سمت رختخواب تغییر دهید. معمولا فرد مبتلا بدون هیچ مقاومتی به رختخواب بازمیگردد و خواب خود را ادامه میدهد.
رژیم غذایی مناسب برای بیماری راه رفتن در خواب
آنچه در طول روز و به ویژه در ساعات منتهی به شب میخورید و مینوشید، تاثیر شگرفی بر کیفیت و ساختار خواب شما دارد. اگرچه هیچ رژیم غذایی جادویی برای متوقف کردن فوری این اختلال وجود ندارد، اما یک الگوی غذایی صحیح میتواند با بهبود کیفیت خواب، زمینه را برای آرامش بیشتر سیستم عصبی فراهم کند. یکی از مهمترین اصول تغذیهای برای این بیماران، پرهیز از مصرف وعدههای غذایی سنگین، چرب و پرادویه در ساعات پایانی شب است. هضم غذاهای سنگین باعث افزایش دمای بدن و درگیر شدن سیستم گوارش میشود. همچنین این نوع غذاها خطر ابتلا به رفلاکس اسید معده را افزایش میدهند. بازگشت اسید به مری در خواب، باعث بیداریهای بسیار کوتاه مغزی میشود که این وقفهها، خود محرک اصلی برای شروع دورههای خوابگردی هستند.
مدیریت مصرف مایعات و محرکها نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. مصرف هرگونه ماده حاوی کافئین (قهوه، چای سیاه، نوشیدنیهای انرژیزا و شکلات تلخ) باید حداقل شش تا هشت ساعت قبل از خواب متوقف شود، زیرا کافئین نه تنها ورود به خواب عمیق را به تاخیر میاندازد، بلکه باعث ناپایداری سیستم عصبی در طول شب میشود. مصرف الکل نیز یکی از بزرگترین دشمنان خواب طبیعی است. الکل اگرچه ممکن است در ابتدا باعث خوابآلودگی شود، اما در نیمه شب معماری خواب را به شدت تخریب کرده و با قطعهقطعه کردن فازهای خواب، احتمال بروز رفتارهای حرکتی غیرطبیعی را چند برابر میکند.
در مقابل، رژیم غذایی حامی خواب باید شامل ترکیباتی باشد که تولید هورمونهای آرامبخش را در مغز تسهیل میکنند. اسید آمینه تریپتوفان که در گوشت بوقلمون، مرغ، شیر، مغزها و دانهها یافت میشود، به همراه کربوهیدراتهای پیچیده مانند جو دوسر یا نان سبوسدار، به ترشح ملاتونین و سروتونین در مغز کمک میکنند. همچنین غذاهای غنی از منیزیم مانند اسفناج و بادام، به عنوان شلکننده طبیعی عضلات عمل کرده و کیفیت خواب عمیق را بهبود میبخشند. مصرف یک میانوعده سبک شامل شیر گرم یا دمنوشهای آرامبخش مانند بابونه پیش از خواب، میتواند یک روتین غذایی عالی برای آرام کردن سیستم عصبی باشد.
ارتباط استرس و فشارهای روانی با راه رفتن در خواب
برای درک عمیقتر این اختلال، نمیتوان از تاثیر شگرف روان انسان بر روی فیزیک بدن و چرخه خواب چشمپوشی کرد. در بسیاری از بزرگسالانی که این بیماری را تجربه میکنند، استرس و فشارهای روانی نقش روشن کردن کلید خاموش و روشن این رفتارها را بر عهده دارند. مغز انسان در طول روز با حجم انبوهی از اطلاعات، تنشهای کاری، مشکلات مالی یا تعارضات خانوادگی مواجه میشود. اگر این بار روانی پیش از خواب تخلیه نشود، سیستم عصبی سمپاتیک (سیستم هشداردهنده بدن) همچنان در حالت فعال باقی میماند.
در این حالت، بدن به طور مداوم هورمون کورتیزول (هورمون استرس) ترشح میکند. بالا بودن سطح کورتیزول در خون در طول شب، اجازه نمیدهد که مغز به طور کامل در یک خواب آرام و عمیق فرو برود. در نتیجه، مغز در یک حالت کشمکش دائم بین بیداری و استراحت قرار میگیرد. در مرحله خواب عمیق، زمانی که بدن باید کاملا فلج و آرام باشد، این تنشهای روانی سرکوب شده، انرژی خود را از طریق سیستم حرکتی آزاد میکنند و باعث میشوند فرد بدون هوشیاری از جای خود برخیزد.
بسیاری از بیماران گزارش میدهند که در دورههایی از زندگی که با امتحانات سخت دانشگاهی، مشکلات عاطفی شدید یا بحرانهای شغلی روبرو بودهاند، دفعات خروج از رختخواب و رفتارهای عجیب شبانه در آنها به شدت افزایش یافته است. در واقع، راه رفتن در شب نمودی فیزیکی از ناآرامیهای درونی ذهن است. به همین دلیل، رسیدگی به سلامت روان، مراجعه به مشاور روانشناس و یادگیری تکنیکهای ذهنآگاهی و مدیریت اضطراب، نه تنها یک رویکرد حمایتی، بلکه یک درمان اساسی برای متوقف کردن این اختلال در بسیاری از بزرگسالان محسوب میشود.
طول درمان بیماری راه رفتن در خواب چقدر است
یکی از اولین سوالاتی که ذهن بیماران و خانوادههای آنها را درگیر میکند، زمانبندی بهبودی و طول دوره درمان است. واقعیت پزشکی این است که هیچ جدول زمانی مشخص و واحدی برای همه بیماران وجود ندارد، زیرا علت ایجاد این مشکل در افراد مختلف کاملا متفاوت است. اگر بیمار یک کودک خردسال باشد، اصولا نیازی به درمان دارویی یا مداخلات پیچیده نیست. طول درمان در کودکان در واقع همان فرآیند رشد طبیعی آنهاست. با بزرگ شدن کودک، تکامل تدریجی مسیرهای عصبی در مغز و بلوغ سیستم تنظیم خواب، این اختلال در بیش از هشتاد درصد موارد با رسیدن به سنین نوجوانی و بلوغ، به طور کامل و خود به خود ناپدید میشود. بنابراین درمان در این سنین بیشتر جنبه مراقبتی دارد تا درمانی.
در مورد بزرگسالان، طول درمان مستقیما به علت زمینهای بستگی دارد. اگر رفتارهای شبانه ناشی از یک بیماری ثانویه مانند آپنه انسدادی خواب یا رفلاکس معده باشد، با تشخیص صحیح و درمان آن بیماری (مثلا استفاده از دستگاه تنفسی سیپپ برای وقفه تنفسی)، راه رفتن در طول شب معمولا در عرض چند هفته یا چند ماه به طور کامل متوقف میشود. در این موارد، طول درمان معادل زمان لازم برای کنترل بیماری زمینهای است.
اما برای بزرگسالانی که علت اصلی اختلال در آنها نامشخص است (ایدیوپاتیک)، زمینه ژنتیکی قدرتمندی دارند یا رفتارهایشان مستقیما با استرسهای مزمن زندگی گره خورده است، طول درمان ممکن است طولانیتر باشد. در این گروه، شاید کلمه “مدیریت” واژه مناسبتری از “درمان قطعی” باشد. بیمار ممکن است نیاز داشته باشد که تکنیکهای بهداشت خواب و مدیریت استرس را برای ماهها یا حتی سالها به عنوان بخشی از سبک زندگی خود ادامه دهد. در صورت استفاده از داروهای شیمیایی، پزشکان معمولا آنها را برای یک دوره کوتاه چند ماهه تجویز میکنند تا چرخه معیوب خواب شکسته شود و سپس به تدریج دارو را قطع میکنند تا ببینند آیا بدن توانسته است ریتم طبیعی خود را بازتولید کند یا خیر.
جمعبندی
خواب که در حالت طبیعی مایه آرامش و تجدید قوای انسان است، در بیماری راه رفتن در خواب به عرصهای برای فعالیتهای ناآگاهانه و گاه خطرناک تبدیل میشود. همانطور که در این مقاله علمی و جامع بررسی شد، این اختلال وضعیتی پیچیده است که در عمیقترین مراحل خواب رخ داده و مشخصه اصلی آن بیداری ناقص سیستم عصبی حرکتی است. با توجه به دامنه وسیع نشانه های بیماری راه رفتن در خواب، از یک نشستن ساده در رختخواب تا خروج از منزل، آگاهی از ابعاد این بیماری امری حیاتی است. اگرچه علت ابتلا به بیماری راه رفتن در خواب مجموعهای از عوامل ژنتیکی، کمبود خواب، استرس و مشکلات تنفسی است، اما نحوه تشخیص بیماری راه رفتن در خواب با استفاده از تاریخچه پزشکی دقیق و ابزارهایی مانند تست خواب امکانپذیر است.
در مسیر مدیریت این وضعیت، درک تفاوت بیماری راه رفتن در خواب در مردان و زنان و همچنین شرایط خاص مانند بیماری راه رفتن در خواب در کودکان و در دوران بارداری به خانوادهها کمک میکند تا انتظارات واقعبینانهای از شرایط بیمار داشته باشند. با توجه به جدی بودن عوارض و خطرات بیماری راه رفتن در خواب، به ویژه خطر آسیبهای فیزیکی، توجه جدی به روشهای پیشگیری از بیماری راه رفتن در خواب با اصلاح بهداشت خواب ضروری است.
اگرچه پاسخ به این سوال که طول درمان بیماری راه رفتن در خواب چقدر است کاملا به سن و علت زمینهای بستگی دارد، اما ترکیب روش های درمان بیماری راه رفتن در خواب شامل درمان دارویی بیماری راه رفتن در خواب در موارد حاد، درمان خانگی بیماری راه رفتن در خواب با ایمنسازی محیط و رعایت رژیم غذایی مناسب برای بیماری راه رفتن در خواب میتواند کنترل زندگی را به بیمار بازگرداند. آشنایی با اسم های دیگر بیماری راه رفتن در خواب و درک ارتباط عمیق آن با روان انسان، گامی مهم برای افزایش آگاهی عمومی و ایجاد محیطی امن برای این بیماران است.