بیماری حرف زدن در خواب (Sleep Talking / Somniloquy)
- بیماری حرف زدن در خواب (Sleep Talking / Somniloquy)
- پیشگیری از بیماری حرف زدن در خواب
- روش های درمان بیماری حرف زدن در خواب
- نحوه تشخیص بیماری حرف زدن در خواب
- نشانه های بیماری حرف زدن در خواب
- اسم های دیگر بیماری حرف زدن در خواب
- تفاوت بیماری حرف زدن در خواب در مردان و زنان
- علت ابتلا به بیماری حرف زدن در خواب
- درمان دارویی بیماری حرف زدن در خواب
- درمان خانگی بیماری حرف زدن در خواب
- رژیم غذایی مناسب برای بیماری حرف زدن در خواب
- عوارض و خطرات بیماری حرف زدن در خواب
- بیماری حرف زدن در خواب در کودکان و در دوران بارداری
- طول درمان بیماری حرف زدن در خواب چقدر است
- ارتباط بیماری حرف زدن در خواب با سایر اختلالات خواب
بیماری حرف زدن در خواب (Sleep Talking / Somniloquy)
سیستم خواب انسان فرآیندی پیچیده و شگفتانگیز است که بخشهای مختلف مغز را درگیر میکند. در طول یک خواب طبیعی، بدن وارد مراحل مختلفی از استراحت عمیق و رویا دیدن میشود که در طی آن، ماهیچههای ارادی بدن به طور موقت فلج میشوند تا از واکنش فیزیکی به رویاها جلوگیری شود. با این حال، در برخی موارد، این سیستم کنترلی دچار اختلالات جزئی میشود. بیماری حرف زدن در خواب که در علم پزشکی به آن پاراسومنیا یا خوابپریشی گفته میشود، پدیدهای است که در آن فرد بدون اینکه بیدار باشد یا آگاهی داشته باشد، شروع به تولید صدا، کلمات یا حتی جملات کامل میکند. این عارضه یکی از شایعترین اختلالات خواب است که بسیاری از افراد در دورهای از زندگی خود آن را تجربه میکنند.
ماهیت صحبتهایی که در زمان خواب بیان میشود، بسیار متغیر است. برخی افراد تنها زمزمههای نامفهومی تولید میکنند، در حالی که برخی دیگر کلمات واضح و حتی جملات پیچیدهای را به زبان میآورند. گاهی اوقات این صحبتها مربوط به اتفاقات روزمره است و گاهی کاملا بیربط و غیرمنطقی به نظر میرسد. جالب است بدانید که این پدیده میتواند در هر مرحلهای از خواب رخ دهد. اگر در مراحل اولیه و سبک خواب اتفاق بیفتد، معمولا صحبتها واضحتر و قابل فهمتر هستند. اما اگر در مراحل خواب عمیق یا مرحله حرکت سریع چشم (REM) رخ دهد، صداها معمولا به صورت ناله یا کلمات نامفهوم شنیده میشوند.
از نظر پزشکی، حرف زدن در خواب به خودی خود یک بیماری خطرناک یا تهدیدکننده حیات محسوب نمیشود. در واقع، بسیاری از متخصصان آن را بیشتر یک ویژگی طبیعی سیستم عصبی در برخی افراد میدانند تا یک نقص جدی پزشکی. این پدیده در اکثر مواقع هیچ آسیب فیزیکی برای فرد به همراه ندارد. با این حال، اهمیت این موضوع زمانی پررنگ میشود که تکرار و شدت آن باعث اختلال در خواب اطرافیان شود یا نشانهای از یک مشکل روانشناختی پنهان مانند استرس شدید باشد. درک مکانیزمهای مغزی درگیر در این پدیده به ما کمک میکند تا با دیدی علمیتر به این رفتار ناخودآگاه نگاه کنیم و از نگرانیهای بیمورد پرهیز نماییم.
پژوهشگران حوزه علوم اعصاب معتقدند که این پدیده نشاندهنده فعالیت بخشهایی از مغز است که مسئول پردازش زبان و گفتار هستند و در زمان خواب به طور کامل غیرفعال نشدهاند. مغز در طول شب در حال مرتبسازی خاطرات و اطلاعات روزانه است و گاهی این پردازش اطلاعات به صورت گفتار بیرونی نمود پیدا میکند. با وجود اینکه محتوای این صحبتها برای اطرافیان ممکن است جالب یا حتی خندهدار باشد، فرد خوابیده پس از بیداری هیچ خاطرهای از گفتههای خود ندارد. شناخت این جنبههای فیزیولوژیک قدم اول برای درک این است که چرا چنین اتفاقی در بدن رخ میدهد و چگونه میتوان در صورت نیاز آن را مدیریت کرد.
پیشگیری از بیماری حرف زدن در خواب
با توجه به اینکه ریشه دقیق و قطعی حرف زدن در خواب در بسیاری از افراد هنوز به طور کامل کشف نشده است، پیشگیری قطعی و صددرصدی از آن کار دشواری است. با این حال، متخصصان پزشکی خواب بر این باورند که رعایت دقیق بهداشت خواب و ایجاد یک سبک زندگی سالم میتواند به میزان قابل توجهی از بروز این پدیده جلوگیری کند. اولین و مهمترین قدم در پیشگیری، تنظیم یک برنامه خواب منظم است. بدن انسان دارای یک ساعت بیولوژیک است که به نظم و ثبات واکنش مثبتی نشان میدهد. خوابیدن و بیدار شدن در ساعات مشخص، حتی در روزهای تعطیل، به سیستم عصبی کمک میکند تا الگوهای خواب را تثبیت کرده و از نوسانات عصبی که منجر به صحبت در خواب میشود، جلوگیری کند.

مدیریت استرس و فشارهای روانی یکی دیگر از ارکان اساسی در پیشگیری از این پدیده است. تحقیقات نشان داده است که دورههای استرسزای زندگی، اضطرابهای شغلی یا تحصیلی و تنشهای عاطفی، ارتباط مستقیمی با افزایش دفعات حرف زدن در خواب دارند. مغز مضطرب در طول شب نمیتواند به طور کامل آرام بگیرد و این بیقراری به شکل صحبت کردن نمایان میشود. استفاده از تکنیکهای مدیریت استرس مانند مدیتیشن، تمرینات تنفس عمیق، یا صحبت با یک مشاور روانشناس میتواند بار روانی ذهن را کاهش داده و به پیشگیری از این اختلال کمک شایانی کند. اختصاص دادن زمانی در پایان روز برای استراحت ذهنی و دور شدن از دغدغهها بسیار موثر است.
علاوه بر مدیریت استرس، پرهیز از محرومیت از خواب (کمخوابی) نقش مهمی در پیشگیری دارد. زمانی که بدن برای مدت طولانی از خواب کافی محروم میشود، ساختار طبیعی چرخههای خواب به هم میریزد. مغز خسته تمایل دارد با سرعت و شدت بیشتری وارد مراحل عمیق خواب شود که این تغییرات ناگهانی میتواند محرکی برای بروز پاراسومنیا باشد. اطمینان از داشتن هفت الی هشت ساعت خواب باکیفیت در طول شبانهروز، نیاز اساسی سیستم عصبی برای بازسازی خود است و از بروز اختلالات ناخواسته در حین استراحت جلوگیری میکند.
محیط خواب نیز در پیشگیری از این پدیده تاثیرگذار است. یک اتاق خواب آرام، تاریک و با دمای مناسب، شرایط ایدهآلی را برای یک خواب عمیق و پیوسته فراهم میکند. قرار گرفتن در معرض نورهای مصنوعی شدید قبل از خواب، به ویژه نور آبی ساطع شده از صفحات نمایشگر موبایل و تلویزیون، ترشح هورمونهای خواب را مختل میکند. کاهش استفاده از وسایل الکترونیکی در ساعات پایانی شب و ایجاد یک محیط آرامبخش، به مغز سیگنال میدهد که زمان استراحت فرا رسیده است. رعایت این نکات ساده اما کلیدی، پایهایترین روشها برای محافظت از کیفیت خواب و پیشگیری از اختلالات گفتاری در شب محسوب میشوند.
روش های درمان بیماری حرف زدن در خواب
در اکثر مواقع، حرف زدن در خواب نیازی به درمان پزشکی تخصصی ندارد، زیرا همانطور که پیشتر اشاره شد، این پدیده یک وضعیت خوشخیم است. با این حال، اگر این اختلال به قدری شدید باشد که باعث بیداری مکرر خود فرد شود، خواب شریک تختخواب را به شدت مختل کند، یا با حرکات فیزیکی خطرناک همراه باشد، مراجعه به پزشک و جستجوی راههای درمانی ضرورت مییابد. در گام اول درمان، رویکرد پزشکان تمرکز بر روی اصلاح رفتارها و الگوهای زندگی است. رفتار درمانی شناختی (CBT) یکی از موثرترین روشها برای افرادی است که ریشه مشکل آنها در استرس و اضطراب نهفته است. در این روش، رواندرمانگر به بیمار کمک میکند تا افکار منفی و تنشزا را شناسایی کرده و آنها را با الگوهای فکری سالمتر جایگزین کند.
در صورتی که حرف زدن در خواب ناشی از یک اختلال خواب زمینهای دیگر باشد، درمان آن اختلال اولیه منجر به توقف صحبتهای شبانه خواهد شد. به عنوان مثال، اگر فردی از وقفه تنفسی در خواب (آپنه) رنج ببرد، کمبود اکسیژن میتواند باعث بیداریهای ناقص و بروز صحبت در خواب شود. در این شرایط، استفاده از دستگاههای کمک تنفسی مانند سیپپ میتواند مشکل را به طور کامل برطرف کند. تشخیص درست علت زمینهای کلید طلایی درمان در این موارد است و پزشک با بررسی دقیق تاریخچه پزشکی بیمار، مسیر درمان را مشخص میکند.
مدیریت محیطی بخش مهمی از فرآیند درمان را تشکیل میدهد، به خصوص برای حفظ آرامش شریک تختخواب. استفاده از ابزارهایی مانند گوشگیر طبی باکیفیت بالا یا دستگاههای تولیدکننده صدای سفید (White Noise) در اتاق خواب میتواند صدای فردی که در خواب حرف میزند را پوشش داده و از بیداری اطرافیان جلوگیری کند. در موارد بسیار شدید که هیچیک از این روشها کارساز نباشد و استرس زیادی به خانواده وارد شود، ممکن است خوابیدن موقت در اتاقهای جداگانه به عنوان یک راهکار درمانی-مدیریتی تا زمان رفع مشکل اصلی پیشنهاد گردد.
نکته مهم در درمان این است که اعضای خانواده باید از بیدار کردن ناگهانی فردی که در حال حرف زدن در خواب است، خودداری کنند. بیدار کردن ناگهانی میتواند باعث گیجی، ترس و استرس بیشتر در فرد شود. بهترین رویکرد این است که اجازه دهند این دوره کوتاه به طور طبیعی سپری شود. آموزش به خانواده و اطرافیان در مورد ماهیت بیخطر این پدیده، بخش مهمی از پروسه درمانی است، زیرا کاهش نگرانی و حساسیت اطرافیان میتواند فشار روانی روی خود بیمار را کاهش داده و به طور غیرمستقیم به بهبود وضعیت او کمک کند. درمان این عارضه نیازمند صبر، پیگیری و یک رویکرد چندجانبه است.
نحوه تشخیص بیماری حرف زدن در خواب
تشخیص حرف زدن در خواب معمولا فرآیند پیچیدهای نیست و نیازی به آزمایشهای تهاجمی یا تصویربرداریهای پیشرفته مغزی ندارد. مهمترین ابزار تشخیصی برای پزشکان متخصص اختلالات خواب، گرفتن یک شرح حال بالینی دقیق و جامع است. از آنجا که فرد مبتلا معمولا هیچ آگاهی از اعمال خود در طول شب ندارد، حضور شریک تختخواب، والدین یا هماتاقی در جلسه معاینه بسیار حیاتی است. پزشک سوالات دقیقی در مورد زمان شروع این پدیده، دفعات تکرار آن در طول هفته، بلندی صدا، محتوای صحبتها و وجود حرکات فیزیکی همراه با آن میپرسد.

ضبط کردن صدای فرد در طول شب با استفاده از تلفن همراه یا دستگاههای ضبط صدا، یکی از روشهای خانگی و بسیار کمککننده برای تشخیص است. شنیدن این فایلهای صوتی به پزشک کمک میکند تا متوجه شود آیا صداها فقط زمزمه هستند یا شامل کلمات واضح و ترسناک میشوند. اگر صحبتها همراه با نشانههایی از خفگی، خرناس کشیدن شدید یا تلاش برای نفس کشیدن باشد، پزشک به وجود اختلالات تنفسی مانند آپنه شک میکند و مسیر تشخیص را تغییر میدهد. اطلاعات ارائه شده توسط اطرافیان، ستون اصلی تشخیص بالینی را تشکیل میدهد.
در مواردی که حرف زدن در خواب با علائم نگرانکننده دیگری مانند دست و پا زدن شدید، راه رفتن در خواب، یا بیدار شدن با احساس وحشت شدید همراه باشد، پزشک انجام تست خواب شبانه یا پلیسومنوگرافی را تجویز میکند. در این تست، بیمار یک شب را در کلینیک خواب سپری میکند و دستگاههای مختلفی امواج مغزی، حرکات چشم، ضربان قلب، سطح اکسیژن خون و حرکات عضلانی او را در طول شب ثبت میکنند. همچنین یک میکروفون و دوربین مداربسته برای ثبت دقیق صداها و حرکات مورد استفاده قرار میگیرد.
پلیسومنوگرافی به پزشک اجازه میدهد تا دقیقا مشخص کند صحبت کردن در کدام مرحله از خواب اتفاق میافتد و آیا با اختلالات جدیتری مانند تشنجهای شبانه یا اختلال رفتار خواب REM در ارتباط است یا خیر. تشخیص افتراقی در این مرحله بسیار مهم است. پزشک باید مطمئن شود که این رفتارها ناشی از مشکلات عصبی حاد یا مصرف داروهای خاص نیست. پس از جمعآوری تمام این اطلاعات، پزشک میتواند با اطمینان تشخیص قطعی را اعلام کرده و در مورد لزوم یا عدم لزوم مداخلات درمانی تصمیمگیری نماید. شفافیت در تشخیص، نگرانیهای بیمورد بیمار و خانواده او را برطرف میسازد.
نشانه های بیماری حرف زدن در خواب
شناخت نشانهها و علائم این عارضه به درک بهتر و مدیریت آن کمک میکند. بارزترین و اصلیترین نشانه، تولید کلام در حین خواب بدون بیداری و هوشیاری است. این کلام میتواند طیف وسیعی از صداها را در بر بگیرد. در خفیفترین حالت، فرد ممکن است تنها صداهایی شبیه به ناله، زمزمه، خندههای کوتاه یا آواهای نامفهوم تولید کند که شبیه به یک زبان ابداعی به نظر میرسند. در حالتهای پیشرفتهتر، کلمات به صورت واضح ادا میشوند و حتی ممکن است فرد جملات کاملی را با گرامر صحیح بیان کند.
یکی از ویژگیهای جالب توجه در این اختلال، لحن و احساسات نهفته در صدا است. گاهی اوقات صحبتها کاملا یکنواخت و بدون احساس هستند، اما در بسیاری از موارد فرد با لحنی عصبانی، پرسشی، یا حتی با فریاد صحبت میکند. این لحن معمولا بازتابی از محتوای رویایی است که فرد در آن لحظه در حال تجربه آن است یا نشاندهنده استرسهای روزمره او میباشد. با وجود اینکه ممکن است اطرافیان سعی کنند با فرد خوابیده مکالمه برقرار کنند، او معمولا پاسخی بیربط میدهد یا اصلا متوجه حضور دیگران نمیشود و به مونولوگ خود ادامه میدهد.
مدت زمان وقوع این رویداد معمولا بسیار کوتاه است. دورههای حرف زدن در خواب غالبا بیشتر از چند ثانیه تا یک دقیقه طول نمیکشند، اگرچه ممکن است این دورههای کوتاه چندین بار در طول یک شب تکرار شوند. ویژگی بالینی بسیار مهم دیگر، فراموشی کامل (آمنزی) فرد در صبح روز بعد است. فرد مبتلا پس از بیدار شدن هیچ خاطرهای از اینکه چه گفته است یا اصولا حرفی زده است ندارد و معمولا زمانی که اطرافیان موضوع را به او اطلاع میدهند، دچار تعجب یا احساس خجالت میشود.
گاهی اوقات، حرف زدن در خواب تنها نشانه موجود نیست و با سایر اختلالات خواب یا پاراسومنیاها همراه میشود. به عنوان مثال، فرد ممکن است همزمان با صحبت کردن، دندانقروچه کند، در تخت جابجا شود یا در موارد پیچیدهتر، نشانههایی از راه رفتن در خواب از خود بروز دهد. ترکیب این علائم نشاندهنده بیثباتی کلی در سیستم عصبی کنترلکننده خواب است. تشخیص و تفکیک این نشانهها برای پزشک مهم است، زیرا به او کمک میکند تا ارزیابی کاملی از کیفیت استراحت بیمار داشته باشد و در صورت لزوم برنامههای پیشگیرانه را تنظیم کند.
اسم های دیگر بیماری حرف زدن در خواب
در متون علمی، ادبیات پزشکی و زبانهای مختلف، از اصطلاحات گوناگونی برای اشاره به پدیده حرف زدن در خواب استفاده میشود. شناخت این نامها برای کسانی که به دنبال مطالعه مقالات تخصصیتر هستند یا میخواهند اطلاعات بیشتری از منابع بینالمللی کسب کنند، بسیار راهگشا است. نام علمی، جهانی و رسمی این اختلال در علم پزشکی Somniloquy (سامنیلوکوی) است. این واژه از ترکیب کلمات لاتین “Somnus” به معنای خواب و “Loquens” به معنای صحبت کردن ساخته شده است. پزشکان و متخصصان اعصاب در پروندههای پزشکی و مقالات تحقیقاتی خود از این واژه دقیق برای توصیف این عارضه استفاده میکنند.
در زبان انگلیسی عمومی و در میان مردم عادی، پرکاربردترین اصطلاح برای این پدیده “Sleep Talking” است. این عبارت بسیار ساده و سرراست است و دقیقا عمل رخ داده را توصیف میکند. در مقالات عمومیتر روانشناسی و مجلات سلامت که برای عموم مردم نوشته میشوند، معمولا از همین اصطلاح انگلیسی استفاده میگردد. همچنین گاهی در دستهبندیهای کلیتر، از این وضعیت به عنوان یکی از انواع “Parasomnia” (پاراسومنیا یا خوابپریشی) یاد میشود که یک چتر واژگانی برای تمام رفتارهای غیرطبیعی در حین خواب است.
در زبان فارسی، آشناترین و رایجترین معادل برای این وضعیت، همان “حرف زدن در خواب” است. این ترکیب به خوبی در میان مردم جا افتاده است. با این حال، در برخی متون روانشناسی ترجمه شده یا مقالات علمی داخلی، ممکن است از عباراتی مانند “گفتار در خواب”، “خوابگفتاری” یا “تکلم در خواب” نیز استفاده شود. همه این واژهها بار معنایی یکسانی دارند و به یک پدیده واحد اشاره میکنند. تفاوت در استفاده از این کلمات بیشتر به سلیقه مترجم یا نویسنده متن برمیگردد.
در گذشتههای دور و در برخی فرهنگهای سنتی، نامها و توصیفات غیرعلمی متفاوتی برای این پدیده وجود داشت. به دلیل ناآگاهی از فرآیندهای مغزی، گاهی این صحبتها را به ارتباط با دنیای ماوراء، هذیانهای ناشی از تب، یا تسخیر شدن تعبیر میکردند و نامهای محلی متفاوتی بر آن میگذاشتند. اما با پیشرفت علم روانپزشکی و شناخت عملکرد مغز، این باورهای خرافی جای خود را به دستهبندیهای دقیق علمی دادهاند. امروزه در هر زبانی که این پدیده توصیف شود، ماهیت فیزیولوژیک و بیخطر آن در مرکز توجه قرار دارد.
تفاوت بیماری حرف زدن در خواب در مردان و زنان
یکی از مباحث جالب در زمینه اختلالات خواب، بررسی تفاوتهای جنسیتی در بروز و شدت آنهاست. بر اساس مطالعات اپیدمیولوژیک و آماری معتبر، به نظر میرسد که شیوع پدیده حرف زدن در خواب در میان مردان بالغ کمی بیشتر از زنان بالغ است. اگرچه این اختلاف بسیار چشمگیر و نجومی نیست، اما دادههای کلینیکهای خواب نشان میدهند که مردان بیشتر توسط همسرانشان به دلیل صحبتهای شبانه بلند یا پرخاشگرانه برای پیگیریهای پزشکی ارجاع داده میشوند. دلایل متعددی برای این تفاوت نسبی در بزرگسالان مطرح شده است که شامل تفاوت در نحوه پاسخگویی سیستم عصبی به استرس و تفاوتهای هورمونی میشود.
تفاوتهای هورمونی یکی از کلیدیترین عواملی است که کیفیت خواب مردان و زنان را از یکدیگر متمایز میکند. در زنان، نوسانات ماهانه هورمونهای استروژن و پروژسترون میتواند تاثیرات عمیقی بر ساختار خواب داشته باشد. به عنوان مثال، در دوران پیش از قاعدگی، زنان اغلب کیفیت خواب پایینتری را تجربه میکنند و همین افت کیفیت میتواند محرکی برای بروز خوابپریشیهای موقتی از جمله صحبت در خواب باشد. با این حال، الگوی بروز این پدیده در مردان بیشتر با استرسهای شغلی مزمن، خستگیهای فیزیکی شدید و مصرف بیشتر موادی مانند کافئین در اواخر شب مرتبط دانسته شده است.
علاوه بر این، تحقیقات روانشناختی نشان دادهاند که محتوای صحبتهای شبانه نیز ممکن است بین دو جنس تفاوتهای ظریفی داشته باشد. مردان در خواب بیشتر تمایل دارند از کلمات امری، جملات کوتاه و گاهی پرخاشگرانه استفاده کنند که بازتابی از تنشهای روزمره یا رویاهای اکشن است. در مقابل، صحبتهای ثبت شده از زنان در طول خواب اغلب شامل مکالمات روزمره طولانیتر، نگرانیهای مرتبط با خانواده یا برنامهریزیهای روز بعد است. این تفاوتها نشان میدهد که چگونه ساختار فکری و دغدغههای بیداری، راه خود را به ناخودآگاه شبانه باز میکنند.
با وجود این تفاوتهای ظریف در بزرگسالی، آمارها نشان میدهند که در دوران کودکی، میزان شیوع این عارضه بین دختران و پسران تقریبا یکسان است. این موضوع تقویتکننده این فرضیه است که با افزایش سن، عوامل محیطی، فشارهای اجتماعی متفاوت و تغییرات بیولوژیک بلوغ، باعث ایجاد این تفاوتهای جنسیتی در بزرگسالی میشوند. برای پزشکان متخصص، آگاهی از این تفاوتها در هنگام دریافت شرح حال بیمار بسیار مهم است تا بتوانند ریشههای استرسزا یا هورمونی را بهتر شناسایی کرده و توصیههای دقیقتری برای مدیریت این پدیده ارائه دهند.
علت ابتلا به بیماری حرف زدن در خواب
یافتن یک علت واحد و مشخص برای پدیده حرف زدن در خواب تقریبا غیرممکن است، زیرا این عارضه در نتیجه ترکیبی پیچیده از عوامل فیزیولوژیک، روانی و محیطی رخ میدهد. یکی از قویترین و شناختهشدهترین عوامل دخیل در این وضعیت، وراثت و ژنتیک است. مطالعات روی خانوادهها و دوقلوها نشان داده است که اگر یکی از والدین سابقه طولانی صحبت در خواب داشته باشد، احتمال بروز این پدیده در فرزندان آنها به شدت افزایش مییابد. این موضوع نشان میدهد که ساختار ژنتیکی سیستم عصبی مرکزی نقش مهمی در ثبات مراحل خواب و کنترل عضلات گفتاری در شب دارد.
استرس، اضطراب و افسردگی از شایعترین علل روانشناختی ابتلا به این عارضه در بزرگسالان هستند. زمانی که ذهن در طول روز با دغدغههای فکری سنگین، نگرانیهای مالی یا مشکلات عاطفی درگیر است، در طول شب نمیتواند به طور کامل در فاز استراحت فرو برود. این بیقراری ذهنی باعث میشود که بخشهایی از مغز بیدار بمانند و این فعالیتهای مغزی ناهمگون به شکل کلمات و جملات در حین خواب بیرون میریزند. در واقع، صحبت در خواب در این شرایط مانند سوپاپی برای تخلیه فشارهای روانی تلنبار شده در ناخودآگاه عمل میکند.
عوامل محیطی و سبک زندگی نیز نقش بسیار پررنگی به عنوان محرک (Trigger) ایفا میکنند. مصرف مواد محرک سیستم عصبی مانند کافئین به مقدار زیاد و در ساعات نزدیک به خواب، معمار خواب را به هم میریزد. همچنین، ابتلا به بیماریهای عفونی که با تب بالا همراه هستند، یکی از علل شناخته شده و موقت حرف زدن در خواب، به ویژه در کودکان است. تب باعث افزایش فعالیت متابولیک مغز و ایجاد رویاهای آشفته و هذیانگویی در طول خواب میشود که معمولا با پایین آمدن دمای بدن به طور کامل متوقف میگردد.
کمبود خواب مزمن یا شیفتهای کاری نامنظم که ریتم شبانهروزی بدن را مختل میکنند، از دیگر دلایل اصلی بروز این مشکل هستند. زمانی که فرد به شدت خسته است و به طور ناگهانی به خواب میرود، مغز برای جبران کمبودها به سرعت وارد مراحل عمیق خواب میشود. این تغییرات ناگهانی در امواج مغزی، خطر بروز پاراسومنیاها را افزایش میدهد. بنابراین، علت ابتلا به این پدیده در یک فرد ممکن است تنها ناشی از یک شب بیخوابی باشد، در حالی که در فردی دیگر ریشه در یک اضطراب مزمن یا استعداد ژنتیکی پنهان داشته باشد. شناخت این شبکه از علل به مدیریت بهتر آن کمک میکند.
درمان دارویی بیماری حرف زدن در خواب
در علم پزشکی مدرن، استفاده از دارو برای درمان پدیده حرف زدن در خواب رویکردی بسیار نادر و محافظهکارانه است. از آنجا که این وضعیت در بیشتر افراد ماهیتی کاملا خوشخیم دارد و آسیبی به ارگانهای حیاتی بدن وارد نمیکند، سازمان غذا و داروی جهانی (FDA) هیچ داروی خاصی را منحصرا برای متوقف کردن صحبتهای شبانه تایید نکرده است. پزشکان بر این باورند که عوارض جانبی احتمالی داروهای خوابآور و آرامبخش بسیار بیشتر از مزایای قطع کردن چند کلمه صحبت در شب است. بنابراین، تجویز دارو تنها در شرایط بسیار خاص و محدود انجام میگیرد.
یکی از مواردی که ممکن است پزشک مداخله دارویی را در نظر بگیرد، زمانی است که حرف زدن در خواب ناشی از یک اضطراب یا افسردگی شدید و مزمن باشد. در این حالت، متخصص اعصاب و روان ممکن است دوزهای پایینی از داروهای ضد اضطراب یا داروهای ضد افسردگی از دسته مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRI) را تجویز کند. هدف از تجویز این داروها مستقیما درمان حرف زدن در خواب نیست، بلکه هدف کاهش سطح استرس و آرام کردن سیستم عصبی در طول روز است که در نتیجه آن، کیفیت خواب شبانه بهبود یافته و صحبتهای ناخودآگاه کاهش مییابد.
در شرایطی که حرف زدن در خواب با سایر اختلالات جدیتر مانند “اختلال رفتار خواب REM” (RBD) همراه باشد، نیاز به دارودرمانی جدیتر میشود. در بیماری RBD، فلج طبیعی عضلات در حین رویا دیدن از کار میافتد و بیمار رویاهای خود را به صورت فیزیکی و با صحبتهای بلند و پرخاشگرانه اجرا میکند که میتواند خطرناک باشد. در چنین موارد نادری، پزشک ممکن است از داروهایی مانند کلونازپام (یک آرامبخش از خانواده بنزودیازپینها) یا دوزهای بالای ملاتونین استفاده کند تا فعالیت حرکتی و گفتاری عضلات را در حین خواب سرکوب نماید.
باید تاکید کرد که مصرف هرگونه داروی خوابآور بدون نسخه به امید توقف صحبت در خواب، اقدامی به شدت اشتباه و خطرناک است. برخی از داروهای خوابآور میتوانند با شل کردن بیش از حد عضلات راه هوایی یا تغییرات غیرطبیعی در مراحل خواب، نه تنها این مشکل را حل نکنند، بلکه باعث تشدید آن شده و یا مشکلات جدیدی مانند وقفههای تنفسی ایجاد نمایند. بنابراین، خط اول و اصلی درمان همواره تغییر سبک زندگی و مدیریت استرس است و درمان دارویی به عنوان آخرین راهکار و تنها زیر نظر دقیق پزشک متخصص اختلالات خواب مورد استفاده قرار میگیرد.
درمان خانگی بیماری حرف زدن در خواب
بسیاری از افراد ترجیح میدهند پیش از مراجعه به پزشک، از روشهای طبیعی و اصلاحات خانگی برای کنترل صحبت در خواب استفاده کنند. با توجه به اینکه استرس و تنش از اصلیترین محرکهای این وضعیت هستند، درمانهای خانگی عمدتا حول محور آرامسازی ذهن و بدن متمرکز هستند. یکی از موثرترین روشها، ایجاد یک “روتین آرامبخش پیش از خواب” است. اختصاص دادن ۳۰ تا ۶۰ دقیقه زمان قبل از رفتن به رختخواب به فعالیتهای آرامبخش مانند مطالعه یک کتاب غیرهیجانی، گوش دادن به موسیقی ملایم و بیکلام، یا انجام حرکات کششی بسیار سبک، به سیستم عصبی سیگنال میدهد که زمان توقف فعالیتهای روزانه فرا رسیده است.
استفاده از دمنوشهای گیاهی طبیعی که خواص آرامبخشی دارند، یک راهکار خانگی محبوب و بدون عارضه است. دمنوشهایی مانند گل گاوزبان، بابونه، سنبلالطیب و بادرنجبویه قرنهاست که برای کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب مورد استفاده قرار میگیرند. نوشیدن یک فنجان گرم از این دمنوشها حدود یک ساعت قبل از خواب، میتواند به شل شدن عضلات و آرامش ذهنی کمک کند. با این حال، باید توجه داشت که مصرف مایعات قبل از خواب نباید آنقدر زیاد باشد که باعث بیداری برای استفاده از سرویس بهداشتی در نیمهشب گردد.
حمام آب گرم یکی دیگر از روشهای موثر خانگی است. قرار گرفتن در آب گرم باعث افزایش موقت دمای بدن میشود. هنگامی که از حمام خارج میشوید، افت سریع دمای بدن رخ میدهد که این تغییر دما یک مکانیسم بیولوژیک طبیعی برای القای احساس خوابآلودگی و ورود به فاز خواب عمیق است. اضافه کردن چند قطره روغن اسانس اسطوخودوس (لاوندر) به آب حمام یا استفاده از آن در دستگاه بخور اتاق خواب، به دلیل خواص آروماتراپی اثبات شده این گیاه در کاهش استرس، اثربخشی این روش را دوچندان میکند.
تمرینات تنفسی و مدیتیشن نیز در کنترل این پدیده بسیار کارآمد هستند. تکنیکهایی مانند تنفس عمیق شکمی (دیافراگمی) یا تکنیک تنفسی ۴-۷-۸ (چهار ثانیه دم، هفت ثانیه حبس نفس، هشت ثانیه بازدم) باعث کاهش ضربان قلب و پایین آمدن سطح هورمون کورتیزول (هورمون استرس) در خون میشوند. انجام مداوم این تمرینات هر شب در رختخواب، ذهن را از افکار پراکنده روزانه پاک کرده و بدن را برای یک استراحت پیوسته آماده میسازد. این تغییرات ساده اما مستمر در عادات شبانه، پایدارترین روش درمان خانگی برای این اختلال به شمار میروند.
رژیم غذایی مناسب برای بیماری حرف زدن در خواب
شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی بین تغذیه و حرف زدن در خواب به نظر نرسد، اما واقعیت این است که آنچه ما میخوریم مستقیما بر ساختار شیمیایی مغز و کیفیت خواب ما تاثیر میگذارد. یک رژیم غذایی مناسب برای کاهش اختلالات خواب، رژیمی است که به پایداری قند خون و ترشح به موقع هورمونهای خواب کمک کند. یکی از مهمترین اصول تغذیهای در این زمینه، پرهیز از مصرف وعدههای غذایی سنگین، چرب و پرادویه در ساعات پایانی شب است. هضم این غذاها به انرژی و زمان زیادی نیاز دارد و باعث افزایش دمای بدن و فعالیت سیستم گوارشی در طول شب میشود که این امر مغز را بیدار نگه داشته و احتمال بروز رفتارهای غیرعادی در خواب را افزایش میدهد.
برای داشتن یک خواب آرام، گنجاندن مواد غذایی غنی از “تریپتوفان” در وعده شام یا میانوعده عصرگاهی بسیار توصیه میشود. تریپتوفان یک اسید آمینه ضروری است که پیشساز تولید سروتونین و ملاتونین (هورمون اصلی خواب) در مغز محسوب میشود. مواد غذایی مانند گوشت بوقلمون، مرغ، تخممرغ، محصولات لبنی (مانند شیر و ماست)، مغزها (به خصوص بادام و گردو) و موز سرشار از این اسید آمینه هستند. ترکیب این پروتئینها با مقدار کمی کربوهیدراتهای پیچیده مانند نان سبوسدار، به جذب بهتر تریپتوفان در مغز کمک میکند.
مصرف مواد معدنی مانند منیزیم و کلسیم نیز برای آرامش سیستم عصبی حیاتی است. منیزیم به عنوان یک آرامبخش طبیعی برای عضلات و سیستم عصبی شناخته میشود. کمبود منیزیم میتواند باعث بیقراری، اسپاسم عضلانی و کاهش کیفیت خواب شود. سبزیجات دارای برگ سبز تیره (مانند اسفناج)، دانههای کدو تنبل و آووکادو منابع عالی منیزیم هستند. کلسیم نیز به مغز در استفاده از تریپتوفان برای تولید ملاتونین کمک میکند، به همین دلیل است که نوشیدن یک لیوان شیر گرم قبل از خواب از دیرباز یک درمان سنتی برای بیخوابی بوده است.
در مقابل، مدیریت مصرف محرکها یک بایدِ تغذیهای است. کافئین موجود در قهوه، چای سیاه، نوشابهها و شکلات میتواند تا ساعتها در سیستم گردش خون باقی بماند و از ورود به مراحل خواب عمیق جلوگیری کند. توقف مصرف کافئین حداقل شش تا هشت ساعت قبل از خواب برای افراد حساس به شدت توصیه میشود. همچنین، مصرف الکل اگرچه ممکن است در ابتدا باعث خوابآلودگی شود، اما در نیمه دوم شب به شدت ساختار خواب را به هم ریخته و یکی از محرکهای اصلی برای تشدید حرف زدن، خروپف و پریدن از خواب است. رعایت این اصول تغذیهای ساده، بستری سالم برای استراحت مغز فراهم میسازد.
عوارض و خطرات بیماری حرف زدن در خواب
هنگامی که صحبت از خطرات و عوارض حرف زدن در خواب به میان میآید، باید از دو زاویه متفاوت به موضوع نگاه کرد: عوارض برای خود بیمار و عوارض برای اطرافیان. برای شخص مبتلا، این پدیده در اکثریت قریب به اتفاق موارد کاملا بیخطر است. این وضعیت باعث آسیب مغزی نمیشود، اثری بر حافظه بلندمدت ندارد و منجر به بروز بیماریهای جسمی دیگر نمیگردد. در واقع، این فرد معمولا متوجه مشکل خود نیست و دردی را تحمل نمیکند. عوارض برای فرد مبتلا بیشتر جنبه روانی و اجتماعی دارد. احساس خجالت شدید، ترس از افشای رازها در خواب و اضطرابِ خوابیدن در مکانهای عمومی یا در حضور دیگران، از جمله پیامدهای روانی این پدیده هستند که میتوانند کیفیت زندگی اجتماعی فرد را کاهش دهند.
اگرچه رازگویی در خواب یکی از بزرگترین ترسهای مبتلایان است، اما روانشناسان تاکید میکنند که صحبتهای شبانه معمولا بازتابی از ضمیر ناخودآگاه یا رویاهای آشفته هستند و لزوما حقایق پنهان یا اعترافات واقعی نیستند. هیچ محکمه قانونی صحبت در خواب را به عنوان مدرک نمیپذیرد. با این حال، همین ترس روانی باعث میشود برخی افراد از رفتن به سفرهای دستهجمعی یا اقامت در خوابگاهها پرهیز کنند و نوعی انزواطلبی را برگزینند. این استرس مداوم برای مخفی کردن مشکل، خود باعث افزایش سطح کورتیزول و تشدید بیماریهای خواب میشود.
عوارض فیزیکی این اختلال، بیشترین تاثیر خود را بر شریک تختخواب یا هماتاقیهای فرد میگذارد. شنیدن صداهای بلند، خنده، فریاد یا حتی صحبتهای عادی در سکوت نیمهشب، باعث بیداری مکرر اطرافیان میشود. این بیخوابیهای تحمیل شده و ثانویه در شریک زندگی، منجر به خستگی مزمن در طول روز، کاهش تمرکز، افت عملکرد شغلی و تحریکپذیری عصبی میگردد. در بسیاری از موارد، این وضعیت به تنشهای جدی در روابط زناشویی ختم میشود.
خطر واقعی و پزشکی زمانی مطرح میشود که حرف زدن در خواب یک نشانه منفرد نباشد. اگر صحبتها با دست و پا زدنهای خشن، پریدن ناگهانی از تخت یا رفتارهای تهاجمی در خواب همراه باشد، خطر آسیب فیزیکی به خود فرد (مانند افتادن از تخت یا برخورد با دیوار) و همچنین آسیب به شریک تختخواب به شدت بالا میرود. در این موارد خاص که به اختلال رفتار خواب REM یا وحشت شبانه مرتبط است، مراجعه فوری به متخصص مغز و اعصاب برای جلوگیری از صدمات فیزیکی غیرقابل جبران الزامی است. بنابراین، خطرات این بیماری بیشتر در عوارض جانبی و اختلالات همراه آن نهفته است تا خود کلامِ تولید شده.
بیماری حرف زدن در خواب در کودکان و در دوران بارداری
حرف زدن در خواب یکی از رایجترین پدیدهها در دوران کودکی است، تا جایی که بسیاری از متخصصان اطفال آن را بخشی طبیعی از روند رشد سیستم عصبی میدانند. آمارها نشان میدهد که تا ۵۰ درصد از کودکان بین سنین ۳ تا ۱۰ سال، حداقل یک بار در هفته در خواب صحبت میکنند. مغز کودکان در طول روز اطلاعات، کلمات و تجربیات حسی بسیار زیادی را دریافت میکند که باید آنها را در طول خواب پردازش و دستهبندی کند. تکامل مهارتهای زبانی و توسعه شبکههای عصبی در این سنین، اغلب با فعالیت بیش از حد مغز در شب همراه است که خود را به صورت زمزمه، تکرار کلمات روزانه یا خنده در خواب نشان میدهد.
برای والدین، شنیدن صدای کودک در خواب ممکن است نگرانکننده باشد، اما در اکثر موارد جای هیچگونه نگرانی نیست. این پدیده معمولا با وحشت شبانه (Night Terrors) تفاوت دارد؛ در حرف زدن ساده در خواب، کودک آرام است و تقلا نمیکند. مهمترین وظیفه والدین این است که از بیدار کردن کودک خودداری کنند و اجازه دهند خواب او روال طبیعی خود را طی کند. با ورود کودک به سنین نوجوانی و بلوغ کامل سیستم عصبی، این دورههای صحبت در شب به تدریج کاهش یافته و در بسیاری از افراد کاملا ناپدید میشوند. اطمینان از اینکه کودک ساعات خواب کافی دارد و قبل از خواب در معرض محتوای ترسناک تلویزیونی قرار نگرفته است، به کاهش این پدیده کمک میکند.
دوران بارداری یکی دیگر از مقاطع زندگی است که به دلیل تغییرات وسیع فیزیولوژیک، بروز اختلالات خواب در آن بسیار شایع است. زنان باردار به خصوص در سه ماهه سوم، به دلیل تغییرات شدید هورمونی، افزایش وزن، تکرر ادرار و دردهای جسمانی، کیفیت خواب پایینی را تجربه میکنند. این ساختار خوابِ تکهتکه و بیداریهای مکرر، بستر مناسبی را برای بروز پاراسومنیا فراهم میکند. همچنین، استرسها و نگرانیهای طبیعی مادر در مورد سلامت جنین، فرآیند زایمان و تغییرات آینده در زندگی، ذهن را درگیر کرده و باعث میشود افکار روزانه به شکل کلام در طول شب ظاهر شوند.
حرف زدن در خواب در زنان باردار خطر مستقیمی برای سلامت مادر یا جنین ندارد. با این حال، چون کیفیت کلی استراحت را کاهش میدهد، مدیریت آن اهمیت دارد. زنان باردار باید محیط خواب خود را با استفاده از بالشهای بارداری راحتتر کنند، پیش از خواب دوش آب گرم بگیرند و نگرانیهای خود را با همسر یا پزشک خود در میان بگذارند تا بار روانی کاهش یابد. این عارضه در زنان باردار که پیش از آن سابقه صحبت در خواب نداشتهاند، معمولا یک وضعیت موقت است و پس از زایمان و با تثبیت تدریجی هورمونها و بازگشت آرامش به بدن، به طور کامل برطرف خواهد شد.
طول درمان بیماری حرف زدن در خواب چقدر است
صحبت در مورد طول درمان و تعیین یک زمانبندی دقیق برای اختلال حرف زدن در خواب بسیار دشوار است، زیرا ماهیت این پدیده در افراد مختلف کاملا متفاوت است. در دنیای پزشکی، این اختلال بیشتر به عنوان یک ویژگی یا پاسخ فیزیولوژیک به شرایط محیطی در نظر گرفته میشود تا یک بیماری حاد که نیاز به دوره درمان مشخصی با آنتیبیوتیک یا جراحی داشته باشد. برای کودکان، همانطور که اشاره شد، این پدیده یک مرحله گذرا از رشد است. طول دوره این وضعیت در کودکان ممکن است چند ماه تا چند سال به طول بینجامد، اما به طور معمول تا پیش از رسیدن به سنین بلوغ به طور کامل و خود به خود “درمان” میشود و از بین میرود.
در مورد بزرگسالان، مدت زمان تداوم این مشکل ارتباط بسیار مستقیمی با علت زمینهساز آن دارد. اگر صحبت در خواب در یک فرد بالغ صرفا به دلیل یک دوره فشرده امتحانات دانشگاهی، استرسهای شدید کاری یا یک بحران عاطفی موقت آغاز شده باشد، طول درمان بسیار کوتاه خواهد بود. به محض اینکه عامل استرسزا از زندگی فرد حذف شود و او بتواند آرامش ذهنی خود را بازیابد، صحبت کردن در خواب نیز ظرف چند روز تا چند هفته کاملا متوقف میشود. در این موارد، نیازی به پیگیریهای طولانیمدت پزشکی نیست.
اما در مواردی که این اختلال به یک عادت مزمن در بزرگسالی تبدیل شده باشد، شرایط متفاوت است. برای برخی افراد، حرف زدن در خواب به عنوان یک ویژگی پایدار عصبی باقی میماند که در طول زندگی، بسته به میزان خستگی و استرس، شدت آن کم و زیاد میشود. در این حالت، کلمه “درمان قطعی” شاید چندان کاربرد نداشته باشد و پزشکان بیشتر از اصطلاح “مدیریت بلندمدت” استفاده میکنند. با رعایت مداوم اصول بهداشت خواب، پرهیز از مصرف کافئین در شب و حفظ آرامش روان، فرد میتواند علائم را به حداقل رسانده و برای ماهها یا سالها هیچ اپیزودی از صحبت در خواب نداشته باشد.
در نهایت، اگر حرف زدن در خواب نتیجه یک بیماری زمینهای دیگر مانند وقفه تنفسی (آپنه) یا افسردگی بالینی باشد، طول درمان آن دقیقا برابر با طول درمان بیماری اصلی است. با شروع استفاده از دستگاه تنفسی سیپپ برای درمان آپنه، یا شروع دارودرمانی و مشاوره مستمر برای درمان افسردگی، علائم شبانه نیز به سرعت محو میشوند. بنابراین، صبر، پیگیری علت اصلی و تعهد به اصلاح سبک زندگی، کلیدهای اصلی در تعیین مدت زمان درگیری با این اختلال جذاب اما گاه کلافهکننده هستند.
ارتباط بیماری حرف زدن در خواب با سایر اختلالات خواب
بررسی ارتباط بین حرف زدن در خواب با سایر اختلالات خواب، زاویه دید بسیار مهمی را در اختیار پزشکان قرار میدهد، زیرا این پدیده به ندرت در خلاء و به صورت کاملا ایزوله رخ میدهد. یکی از نزدیکترین ارتباطات، پیوند بین صحبت کردن و “راه رفتن در خواب” (Somnambulism) است. هر دو اختلال متعلق به خانواده پاراسومنیاها هستند و اغلب ریشههای ژنتیکی و عصبی مشترکی دارند. بسیار رایج است که فردی در حین راه رفتن در نیمهشب در خانه، کلماتی را نیز به زبان بیاورد یا با افراد خیالی مکالمه کند. این همزمانی نشاندهنده بیداری ناقص بخشهای حرکتی و گفتاری مغز در حین استراحت سایر بخشهاست.
ارتباط مهم دیگر، همپوشانی این اختلال با “وحشت شبانه” (Sleep Terrors) است، وضعیتی که بیشتر در کودکان رخ میدهد. در وحشت شبانه، کودک ناگهان با جیغ و فریاد در تخت مینشیند و به نظر میرسد که در حال تجربه یک ترس عمیق است. در این حالت، صحبت کردن در خواب به شکل فریادهای نامفهوم، گریه شدید و ادای کلمات التماسآمیز بروز میکند. تفاوت این حالت با کابوس دیدن در این است که فرد پس از وحشت شبانه چیزی به یاد نمیآورد. درمان وحشت شبانه به طور خودکار منجر به قطع این نوع از تکلم ترسناک شبانه نیز میشود.
در بزرگسالان مسنتر، ارتباط حرف زدن در خواب با “اختلال رفتار خواب REM” (RBD) از اهمیت کلینیکی بالایی برخوردار است. در فاز رویا دیدن یا REM، بدن باید در حالت فلج کامل عضلانی باشد. اما در بیماران مبتلا به RBD، این سد دفاعی میشکند و فرد رویاهای خود را عملی میکند. صحبت کردن در این بیماران معمولا بسیار واضح، اغلب تهاجمی و همراه با داد زدن، فحاشی و حرکات فیزیکی خشن است. این وضعیت میتواند یک علامت هشداردهنده زودهنگام برای شروع بیماریهای تحلیلبرنده سیستم عصبی مانند پارکینسون باشد و نیازمند بررسیهای دقیق و فوری مغز و اعصاب است.
در نهایت، سندروم وقفه تنفسی خواب (Obstructive Sleep Apnea) نیز یکی از محرکهای فیزیکی برای ایجاد اختلالات گفتاری شبانه است. هنگامی که راه هوایی بسته میشود و اکسیژن خون افت میکند، مغز سیگنالهای بیداری کوتاهمدتی (میکرواروزال) ارسال میکند تا فرد نفس بکشد. این بیداریهای ناقص و مداوم، معماری خواب را ویران میکند و مغز را در وضعیت نیمهبیدار-نیمهخواب نگه میدارد که شرایطی ایدهآل برای بروز رفتارها و صحبتهای ناخودآگاه است. شناخت این شبکههای در هم تنیده از اختلالات، به پزشکان اجازه میدهد تا به جای درمان یک علامت ظاهری، مشکل اساسی و ریشهای بیمار را حل کنند.
جمع بندی
بیماری حرف زدن در خواب یا پاراسومنیای تکلم شبانه، پدیدهای بسیار شایع است که در آن فرد بدون داشتن هوشیاری کلمات یا صداهایی تولید میکند. این اختلال از نظر بالینی یک وضعیت خوشخیم است که ریشه در فعالیت ناهماهنگ بخشهای مختلف مغز دارد و اغلب با عواملی چون ژنتیک، استرس، خستگی شدید و تب در ارتباط است. برای تشخیص دقیق این وضعیت نیازی به روشهای پیچیده نیست و معمولا با شرح حال بالینی انجام میشود، اما در موارد مشکوک به بیماریهای جدیتر، تست پلیسومنوگرافی توصیه میگردد. درمان دارویی در این بیماری جایگاهی ندارد و رویکرد پزشکان تمرکز بر مدیریت استرس، رعایت دقیق بهداشت خواب، استفاده از دمنوشهای طبیعی و اصلاح رژیم غذایی برای پرهیز از محرکهاست. این پدیده در دوران کودکی شیوع بالایی دارد و به مرور رفع میشود، اما در صورت بروز ناگهانی در سنین بالا یا همراه شدن با حرکات خطرناک، نیازمند ارزیابی برای رد سایر اختلالات جدیتر مانند آپنه یا اختلال رفتار خواب است تا استراحت فرد و خانواده او با آرامش کامل همراه شود.