بیماری سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی (Congenital Central Hypoventilation Syndrome – CCHS)
- راهنمای جامع سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی (CCHS): نفرین اوندین و تنفس فراموش شده
- اسمهای دیگر بیماری سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
- نشانههای بیماری سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
- علت ابتلا به سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
- نحوه تشخیص سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
- تفاوت بیماری در مردان و زنان
- روشهای درمان و مدیریت بیماری
- درمان دارویی و نقش آن
- پیشگیری از سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
- درمان خانگی و مراقبت در منزل
- رژیم غذایی مناسب برای بیماران CCHS
- عوارض و خطرات سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
- CCHS در کودکان و دوران بارداری
- طول درمان و دورنمای بیماری
راهنمای جامع سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی (CCHS): نفرین اوندین و تنفس فراموش شده
اسمهای دیگر بیماری سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
در دنیای پزشکی، بیماریهای نادر اغلب با نامهای متفاوتی شناخته میشوند که ریشه در تاریخچه کشف، علائم بالینی یا حتی افسانهها دارند. نام رسمی و علمی این بیماری، سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی (Congenital Central Hypoventilation Syndrome) است که در متون تخصصی با مخفف CCHS شناخته میشود. این نام دقیقاً ماهیت بیماری را توصیف میکند: «مادرزادی» یعنی فرد با آن متولد میشود، «مرکزی» یعنی مشکل در سیستم اعصاب مرکزی (مغز) است، و «هیپوونتیلاسیون» به معنای تنفس ناکافی و کمعمق است که در واقع این بیماری نوعی از اختلالات خواب تنفسی است.
اما مشهورترین و شاید شاعرانهترین نام این بیماری، نفرین اوندین (Ondine’s Curse) است. این نام ریشه در یک افسانه قدیمی اروپایی و نمایشنامهای فرانسوی دارد. طبق افسانه، اوندین یک پری دریایی بود که عاشق شوالیهای فانی شد. وقتی شوالیه به او خیانت کرد، پادشاه پریان یا خود اوندین او را نفرین کرد. نفرین این بود: «تا زمانی که بیداری میتوانی نفس بکشی، اما اگر بخوابی، نفست قطع خواهد شد و خواهی مرد.» این توصیف دقیقاً وضعیت بیمارانی است که در بیداری تنفس نرمال یا نسبتاً نرمالی دارند، اما به محض به خواب رفتن، مغزشان فرمان تنفس را فراموش میکند. اگرچه امروزه پزشکان ترجیح میدهند از نام علمی CCHS استفاده کنند تا از بار منفی کلمه «نفرین» بکاهند، اما این نام همچنان در ادبیات پزشکی رایج است.
نام دیگری که ممکن است در متون قدیمیتر یا دستهبندیهای کلیتر ببینید، «هیپوونتیلاسیون آلوئولی اولیه» است. این نام به ناتوانی کیسههای هوایی ریه در تهویه مناسب اشاره دارد، بدون اینکه بیماری مشخصی در خودِ بافت ریه یا قفسه سینه وجود داشته باشد. گاهی نیز به آن «سندرم هاداد» (Haddad Syndrome) گفته میشود، به ویژه زمانی که این بیماری با بیماری هیرشپرونگ (نوعی اختلال روده) همراه باشد. شناخت این نامها به خانوادهها کمک میکند تا در جستجوی اطلاعات یا صحبت با متخصصان مختلف، دچار سردرگمی نشوند و بدانند که تمام این اسامی به یک اختلال ژنتیکی نادر در کنترل تنفس اشاره دارند.
نشانههای بیماری سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
علائم CCHS معمولاً بلافاصله پس از تولد یا در همان ساعات اولیه زندگی نوزاد خود را نشان میدهند، هرچند در موارد خفیفتر ممکن است تشخیص تا ماهها یا سالها بعد به تاخیر بیفتد. مهمترین و دراماتیکترین نشانه این بیماری، توقف تنفس (آپنه) به محض خوابیدن نوزاد است. نوزاد در زمانی که بیدار است و گریه میکند ممکن است رنگ صورتی و نرمال داشته باشد، اما به محض اینکه آرام میگیرد و به خواب میرود، تنفسش کمعمق شده و رنگ پوستش به سمت کبودی (سیانوز) میرود که نشانه کمبود اکسیژن و افزایش دیاکسید کربن است.
برخلاف نوزادان نارس که ممکن است آپنه موقت داشته باشند، نوزادان مبتلا به CCHS معمولاً کامل و سروقت به دنیا میآیند و هیچ مشکل ظاهری در ریه یا قلبشان ندارند. آنها تلاشی برای نفس کشیدن نمیکنند؛ یعنی وقتی اکسیژن خونشان افت میکند، برخلاف افراد سالم که تقلا میکنند و نفسنفس میزنند، این نوزادان هیچ واکنشی نشان نمیدهند و آرام میمانند تا زمانی که بیدار شوند یا احیا گردند. این “بیتفاوتی نسبت به خفگی” علامت کلیدی بیماری است.
علاوه بر مشکلات تنفسی، این بیماری یک اختلال در سیستم عصبی خودکار (اتونوم) است، بنابراین علائم دیگری نیز دارد. اختلال در تنظیم دمای بدن یکی از این نشانههاست؛ دست و پای این کودکان ممکن است همیشه سرد باشد. مشکلات قلبی مانند کاهش غیرطبیعی ضربان قلب یا وقفههای قلبی نیز دیده میشود. مردمک چشم این کودکان ممکن است به نور واکنش مناسب نشان ندهد (تغییر سایز ندهد).
مشکلات گوارشی نیز بسیار شایع است. یبوستهای شدید، مشکل در بلع و بیماری هیرشپرونگ (که در آن بخشی از روده عصب ندارد و کار نمیکند) در حدود ۲۰ درصد از این بیماران دیده میشود. در موارد خفیفتر که بیماری دیرتر تشخیص داده میشود (Late Onset)، ممکن است کودک پس از یک عفونت تنفسی یا بیهوشی برای جراحی، ناگهان دچار نارسایی تنفسی شود و دیگر نتواند بدون دستگاه نفس بکشد. تشنج ناشی از افت اکسیژن، تأخیر در رشد و اختلالات یادگیری نیز میتواند از عوارض علائم کنترل نشده باشد.
علت ابتلا به سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
علت این بیماری کاملاً ژنتیکی و مشخص است. CCHS ناشی از جهش در ژنی به نام PHOX2B است. این ژن نقش حیاتی در تکامل سیستم عصبی جنین، به ویژه سلولهای ستیغ عصبی (Neural Crest) دارد. این سلولها مسئول ساخت بخشهایی از سیستم عصبی خودکار هستند که وظایف غیرارادی بدن مانند تنفس، ضربان قلب و حرکات روده را کنترل میکنند.

در افراد سالم، ژن PHOX2B دستورالعملهای دقیقی برای ساخت نورونهایی صادر میکند که حساس به دیاکسید کربن هستند. وقتی سطح دیاکسید کربن خون بالا میرود، این نورونها به مغز هشدار میدهند که باید نفس بکشد. در بیماران مبتلا به CCHS، جهش در این ژن باعث میشود که این نورونها یا ساخته نشوند یا عملکرد درستی نداشته باشند. در نتیجه، مغز «کور» میشود و نمیتواند افزایش دیاکسید کربن را تشخیص دهد.
نوع جهش ژنتیکی نیز مهم است. شایعترین نوع جهش، «گسترش تکرار پلیآلانین» (PARM) نام دارد. در این حالت، بخشی از کد ژنتیکی بیش از حد تکرار میشود. هرچه تعداد این تکرارها بیشتر باشد، شدت بیماری و علائم همراه آن (مانند مشکلات قلبی و تومورها) بیشتر است. نوع دیگر جهش که نادرتر است (NPARM)، معمولاً با علائم شدیدتر و خطر بالاتر تومورهای عصبی همراه است.
نکته مهم این است که در اکثر موارد (بیش از ۹۰ درصد)، این جهش به صورت «نوپدید» (De Novo) رخ میدهد؛ یعنی والدین سالم هستند و ژن معیوب را ندارند، بلکه جهش در تخمک، اسپرم یا در مراحل اولیه جنینی به صورت تصادفی ایجاد شده است. با این حال، اگر فردی مبتلا به CCHS باشد، ۵۰ درصد احتمال دارد که این ژن را به فرزندان خود منتقل کند (وراثت اتوزومال غالب). درک این مکانیسم ژنتیکی به دانشمندان کمک کرده تا بفهمند چرا این بیماری فقط ریه را درگیر نمیکند و بر قلب و روده نیز اثر میگذارد.
نحوه تشخیص سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
تشخیص CCHS فرآیندی پیچیده است که نیاز به رد کردن سایر بیماریها دارد. معمولاً وقتی نوزادی با کبودی و توقف تنفس در خواب به دنیا میآید، پزشکان ابتدا به سراغ علل شایعتر میروند. آنها قلب نوزاد را چک میکنند تا مطمئن شوند سوراخ یا نقص قلبی ندارد، از ریهها عکس میگیرند تا عفونت یا عدم تشکیل ریه را رد کنند و مغز را اسکن میکنند تا از نبود خونریزی یا تومور مغزی اطمینان حاصل کنند.
وقتی تمام این آزمایشها نرمال بود اما نوزاد همچنان در خواب نفس نمیکشید و سطح دیاکسید کربن خونش بالا بود، شک بالینی به CCHS قوت میگیرد. کلید تشخیص بالینی این است که نوزاد نمیتواند دیاکسید کربن را حس کند. اما تشخیص نهایی و قطعی تنها با آزمایش ژنتیک امکانپذیر است.
آزمایش خون برای بررسی ژن PHOX2B استاندارد طلایی تشخیص است. اگر جهش در این ژن پیدا شود، تشخیص ۱۰۰ درصد قطعی است و نیازی به تستهای دیگر برای اثبات بیماری نیست. این آزمایش همچنین نوع جهش را مشخص میکند که برای پیشبینی شدت بیماری و خطرات آینده (مانند خطر سرطان) بسیار مفید است.
علاوه بر تست ژنتیک، پلیسومنوگرافی (تست خواب) نیز انجام میشود تا الگوی دقیق تنفس و میزان افت اکسیژن در مراحل مختلف خواب ثبت شود. همچنین ممکن است ارزیابیهای تکمیلی مانند هولتر مانیتورینگ قلب (برای بررسی ریتم قلب)، اکوکاردیوگرافی و آزمایشهای روده (برای رد کردن بیماری هیرشپرونگ) انجام شود. ارزیابی والدین از نظر ژنتیکی نیز توصیه میشود تا مشخص گردد آیا آنها ناقل بدون علامت هستند (موزائیسم) یا خیر، که این موضوع برای بارداریهای بعدی اهمیت دارد.
تفاوت بیماری در مردان و زنان
سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی یک بیماری ژنتیکی اتوزومال است، به این معنی که ژن معیوب روی کروموزومهای جنسی (X یا Y) قرار ندارد. بنابراین، از نظر تئوری و آماری، این بیماری مردان و زنان را به نسبت مساوی درگیر میکند و تفاوت جنسیتی چشمگیری در شیوع آن وجود ندارد. هر دو جنس میتوانند به این بیماری مبتلا شوند و شدت بیماری بیشتر به نوع جهش ژنتیکی بستگی دارد تا جنسیت.
با این حال، تفاوتهایی در مدیریت بیماری و مراحل زندگی بین زنان و مردان وجود دارد. برای مثال، دوران بلوغ و تغییرات هورمونی ممکن است بر نیازهای تنفسی تأثیر بگذارد، هرچند تحقیقات در این زمینه هنوز کامل نیست. چالش اصلی برای زنان مبتلا به CCHS در دوران بارداری رخ میدهد (که در بخشهای بعد توضیح داده خواهد شد).
از نظر علائم همراه، برخی مطالعات نشان دادهاند که تومورهای ستیغ عصبی (مانند نوروبلاستوما) که با این بیماری همراه هستند، ممکن است توزیع جنسیتی خاصی داشته باشند، اما خودِ نارسایی تنفسی در هر دو جنس یکسان عمل میکند. در هر دو گروه، خطر مرگ ناگهانی در صورت عدم استفاده از دستگاه تنفسی وجود دارد. همچنین مسائل مربوط به ظاهر و اعتماد به نفس ناشی از داشتن لوله تراکئوستومی (سوراخ نای) در گردن، ممکن است فشارهای اجتماعی متفاوتی را بر دختران و پسران در سنین نوجوانی وارد کند، اما اساس فیزیولوژیک بیماری یکسان است.
روشهای درمان و مدیریت بیماری
باید به صراحت گفت که در حال حاضر هیچ درمان قطعی یا دارویی برای اصلاح ژن معیوب و بازگرداندن تنفس طبیعی در خواب وجود ندارد. درمان CCHS تماماً بر پایه «حمایت تنفسی» و زنده نگه داشتن بیمار است. هدف اصلی این است که سطح اکسیژن و دیاکسید کربن خون در تمام طول خواب در محدوده نرمال نگه داشته شود تا از آسیب مغزی و قلبی جلوگیری شود.
رایجترین روش درمان در نوزادان و کودکان خردسال، تراکئوستومی است. در این روش، سوراخی در جلوی گردن و نای ایجاد میشود و لولهای داخل آن قرار میگیرد. این لوله به دستگاه ونتیلاتور (تنفس مصنوعی) متصل میشود. ونتیلاتور در زمانی که کودک خواب است، به جای ریههای او نفس میکشد. در بیداری، بسته به شدت بیماری، ممکن است کودک بتواند خودش نفس بکشد و دستگاه جدا شود، یا همچنان نیاز به حمایت داشته باشد.
با بزرگتر شدن کودک و پایدار شدن وضعیت، ممکن است روشهای غیرتهاجمیتری استفاده شود. تهویه با ماسک (BiPAP) یکی از این روشهاست که در آن ماسکی روی بینی و دهان قرار میگیرد و هوا را با فشار وارد ریه میکند. این روش نیاز به جراحی ندارد، اما برای نوزادان یا کسانی که نیاز تنفسی ۲۴ ساعته دارند مناسب نیست زیرا ممکن است باعث تغییر شکل صورت شود.
یکی از پیشرفتهترین روشهای درمان، «پیسمیکر دیافراگم» یا تحریککننده عصب فرنیک است. در این روش جراحی، الکترودهایی روی عصب فرنیک (عصبی که دیافراگم را کنترل میکند) کاشته میشود. دستگاهی شبیه ضربانساز قلب، سیگنالهای الکتریکی منظم میفرستد و دیافراگم را منقبض میکند تا عمل دم انجام شود. این روش به بیمار اجازه میدهد بدون نیاز به دستگاههای حجیم ونتیلاتور و لولههای دستوپاگیر، آزادی عمل بیشتری داشته باشد و کیفیت زندگی بهتری تجربه کند. البته این روش برای همه بیماران، به ویژه کودکان خیلی کوچک، مناسب نیست و نیازمند بررسی دقیق عصب و عضله است.
درمان دارویی و نقش آن
درمان دارویی در CCHS نقش بسیار محدود و حاشیهای دارد. هیچ قرص یا آمپولی وجود ندارد که بتواند ژن PHOX2B را ترمیم کند یا نورونهای از دست رفته ساقه مغز را بازسازی نماید. در گذشته تلاشهایی برای استفاده از محرکهای تنفسی شیمیایی مانند کافئین، تئوفیلین یا پروژسترون انجام شد، اما هیچکدام تأثیر قابل توجه و پایداری بر مشکل مرکزی این بیماران نداشتند و امروزه به عنوان درمان استاندارد توصیه نمیشوند.
با این حال، داروها برای مدیریت عوارض و بیماریهای همراه استفاده میشوند. برای مثال، اگر کودک دچار یبوست شدید ناشی از اختلال عصبی روده باشد، داروهای ملین و محرک روده تجویز میشود. اگر بیمار دچار مشکلات قلبی یا افت فشار خون ناشی از اختلال اتونوم باشد، داروهای قلبی مورد نیاز است. همچنین برای کودکانی که دچار رفلاکس شدید معده هستند (که در این بیماران شایع است)، داروهای ضد اسید تجویز میشود تا از ورود اسید به ریه و عفونت جلوگیری شود.
نکته بسیار مهم در مورد داروها این است که بیماران CCHS باید از مصرف داروهای سرکوبکننده سیستم عصبی به شدت پرهیز کنند. الکل، داروهای آرامبخش، مخدرها و برخی داروهای ضد حساسیت خوابآور برای این افراد حکم سم را دارند، زیرا همان مقدار اندک تنفس خودبخودی را نیز سرکوب کرده و میتوانند منجر به ایست تنفسی سریع شوند. هرگونه بیهوشی برای جراحی یا دندانپزشکی در این بیماران باید با حضور متخصص بیهوشی آگاه و مراقبتهای ویژه انجام شود.
پیشگیری از سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
از آنجا که CCHS یک بیماری ژنتیکی است، پیشگیری به معنای واکسیناسیون یا رعایت بهداشت نیست. پیشگیری در اینجا به معنای «مشاوره ژنتیک» است. برای والدینی که یک فرزند مبتلا به CCHS دارند، آزمایش ژنتیک خودِ والدین ضروری است. در اکثر موارد والدین سالم هستند و جهش در فرزند تصادفی بوده است، بنابراین خطر تکرار در بارداریهای بعدی بسیار کم (کمتر از ۱ درصد) است. اما اگر والدین نوع خفیف جهش را به صورت موزائیک (در درصدی از سلولهایشان) داشته باشند، خطر تکرار بالا میرود.

برای فرد مبتلا به CCHS که قصد فرزندآوری دارد، پیشگیری اهمیت حیاتی پیدا میکند. از آنجا که این بیماری وراثت غالب دارد، ۵۰ درصد احتمال دارد فرزندش مبتلا شود. در این موارد، میتوان از روشهای تشخیص پیش از تولد (مانند نمونهبرداری از پرزهای جفتی یا مایع آمنیوتیک) استفاده کرد تا ژن جنین بررسی شود. همچنین روشهای کمک باروری مانند PGD (تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی) وجود دارد که در آن جنینها در آزمایشگاه تشکیل میشوند، ژن آنها بررسی میشود و تنها جنینهای سالم به رحم مادر منتقل میگردند. این تنها راه قطعی برای جلوگیری از تولد نوزاد مبتلا در خانوادههای درگیر است.
درمان خانگی و مراقبت در منزل
مراقبت از بیمار مبتلا به CCHS یک شغل تماموقت و تخصصی است که عمدتاً در منزل انجام میشود. والدین و مراقبان باید تبدیل به متخصصان مراقبت ویژه شوند. خانه باید مجهز به تجهیزات کامل احیا، دستگاه ونتیلاتور خانگی، ساکشن (برای تمیز کردن لوله تراکئوستومی)، کپسول اکسیژن و دستگاه پالس اکسیمتر (سنجش اکسیژن) باشد.
مهمترین درمان خانگی، «پایش مداوم» است. کودک مبتلا به CCHS هرگز نباید بدون نظارت بخوابد. حتی یک چرت کوتاه در ماشین یا جلوی تلویزیون میتواند مرگبار باشد. مراقبان باید همیشه دستگاه مانیتورینگ را به کودک متصل کنند و نسبت به آلارمهای آن هوشیار باشند. داشتن برق اضطراری یا ژنراتور در خانه ضروری است تا در صورت قطع برق، دستگاه تنفس از کار نیفتد.
تمیز نگه داشتن لوله تراکئوستومی و پیشگیری از عفونت محل آن، بخشی از روتین روزانه است. والدین باید آموزش ببینند که چگونه در صورت مسدود شدن لوله یا خرابی دستگاه، لوله را تعویض کنند و تنفس مصنوعی دستی (آمبو بگ) بدهند. مدیریت دمای محیط نیز مهم است؛ چون بدن این کودکان نمیتواند دما را خوب تنظیم کند، باید لباس مناسب بپوشند و دمای اتاق کنترل شود تا دچار گرمازدگی یا سرمازدگی نشوند. زندگی با CCHS نیازمند نظم آهنین و آمادگی همیشگی برای شرایط اضطراری است.
رژیم غذایی مناسب برای بیماران CCHS
رژیم غذایی در CCHS به طور مستقیم بر تنفس اثر نمیگذارد، اما برای مدیریت عوارض گوارشی و حفظ انرژی حیاتی است. بسیاری از کودکان مبتلا به CCHS دچار اختلال در حرکات دستگاه گوارش هستند. مشکل در بلع (دیسفاژی) ممکن است باعث شود غذا وارد نای شود، بنابراین در نوزادان و کودکان خردسال ممکن است نیاز به تغذیه از طریق لوله معده ( گاستروستومی) باشد تا زمانی که بلع ایمن شود.
برای کسانی که مشکل هیرشپرونگ یا یبوست مزمن دارند، رژیم غذایی سرشار از فیبر و مایعات فراوان توصیه میشود تا به حرکت روده کمک کند. همچنین، تنفس با دستگاه یا تلاش تنفسی در بیداری انرژی زیادی مصرف میکند. بنابراین، این کودکان ممکن است نیاز به کالری بیشتری نسبت به همسالان خود داشته باشند تا رشد قدی و وزنی مناسبی داشته باشند. رژیم غذایی پرکالری و غنی از مواد مغذی تحت نظر متخصص تغذیه میتواند از لاغری مفرط و ضعف عضلانی جلوگیری کند.
پرهیز از غذاهای نفاخ و سنگین در وعده شام نیز مهم است. معده پر و نفخکرده میتواند به دیافراگم فشار بیاورد و تهویه با دستگاه را دشوارتر کند. همچنین هیدراتاسیون کافی برای رقیق نگه داشتن ترشحات ریه و جلوگیری از ایجاد پلاکهای مخاطی در لوله تراکئوستومی بسیار مهم است.
عوارض و خطرات سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی
خطرناکترین عارضه CCHS، آسیب مغزی ناشی از کمبود اکسیژن (هیپوکسی) است. اگر بیمار به طور مکرر دچار افت اکسیژن شود یا دستگاه تنفسی به درستی تنظیم نباشد، سلولهای مغزی میمیرند. این موضوع میتواند منجر به کاهش ضریب هوشی، مشکلات یادگیری و اختلالات شناختی شود. با این حال، کودکانی که به خوبی مدیریت میشوند، میتوانند هوش کاملاً نرمال داشته باشند و به دانشگاه بروند.
عارضه مهم دیگر، فشار خون ریوی و نارسایی قلبی است (Cor Pulmonale). تنگی عروق ریه ناشی از کمبود اکسیژن، فشار زیادی به سمت راست قلب وارد میکند و میتواند باعث نارسایی قلب شود. تومورهای ستیغ عصبی مانند نوروبلاستوما نیز در این بیماران شیوع بیشتری دارند و باید به طور مرتب غربالگری شوند. مرگ ناگهانی در خواب، متاسفانه خطری است که در صورت خرابی تجهیزات یا بیاحتیاطی در مراقبت همواره وجود دارد. پنومونی (ذاتالریه) و عفونتهای تنفسی نیز به دلیل وجود لوله در گلو و عدم توانایی در سرفه مؤثر، بسیار شایع و خطرناک هستند.
CCHS در کودکان و دوران بارداری
کودکان مبتلا به CCHS با چالشهای منحصر به فردی روبرو هستند. آنها باید یاد بگیرند با لوله در گلو یا دستگاه تنفسی زندگی کنند. رفتن به مدرسه نیازمند حضور یک پرستار همراه است تا در صورت به خواب رفتن کودک یا مشکل دستگاه، مداخله کند. این کودکان ممکن است در فعالیتهای ورزشی محدودیت داشته باشند، اما نباید منزوی شوند. حمایت روانی از کودک برای پذیرش تفاوتهایش با دیگران بسیار مهم است.
در مورد بارداری، زنان مبتلا به CCHS که به سن بلوغ میرسند، میتوانند باردار شوند، اما این بارداری «پرخطر» محسوب میشود. در دوران بارداری، نیاز بدن به اکسیژن افزایش مییابد و رحم بزرگ شده به دیافراگم فشار میآورد. تنفس مصنوعی مادر باید دقیقاً تنظیم شود تا اکسیژن کافی به جنین برسد. همچنین زایمان طبیعی ممکن است به دلیل فشارهای وارده و احتمال بیهوشی خطرناک باشد و سزارین با بیحسی نخاعی (نه بیهوشی عمومی) معمولاً ترجیح داده میشود. نوزاد متولد شده نیز باید سریعاً از نظر ژنتیکی بررسی شود تا در صورت ابتلا، حمایت تنفسی دریافت کند.
طول درمان و دورنمای بیماری
سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی یک بیماری مادامالعمر است و «طول درمان» برابر با طول عمر بیمار است. این بیماری بهبود نمییابد و کودک از آن «رشد نمیکند» (یعنی با بزرگ شدن خوب نمیشود). نیاز به حمایت تنفسی در خواب همیشه باقی خواهد ماند.
با این حال، دورنمای بیماری در دهههای اخیر به طرز چشمگیری تغییر کرده است. در گذشته، اکثر این کودکان در نوزادی فوت میکردند. اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی ونتیلاتورهای خانگی و مراقبتهای ویژه، بیماران CCHS میتوانند تا بزرگسالی زنده بمانند، تحصیل کنند، ازدواج کنند و شغل داشته باشند. کیفیت زندگی آنها بستگی مستقیمی به کیفیت مراقبتهای شبانه و حمایت اجتماعی دارد. انتقال از مراقبتهای اطفال به بزرگسالان یکی از مراحل حساس است که باید با برنامهریزی دقیق انجام شود تا استقلال جوان حفظ شود بدون اینکه سلامتیاش به خطر بیفتد.
جمع بندی
سندرم هیپوونتیلاسیون مرکزی مادرزادی (CCHS) یا نفرین اوندین، یک اختلال ژنتیکی نادر و مادامالعمر است که ناشی از جهش در ژن PHOX2B میباشد. در این بیماری، مغز توانایی کنترل خودکار تنفس را ندارد و بیمار به محض به خواب رفتن، دچار ایست تنفسی میشود. تشخیص قطعی با آزمایش ژنتیک انجام میشود. هیچ درمانی برای اصلاح نقص ژنتیکی وجود ندارد و حیات بیمار وابسته به استفاده دائمی از دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) از طریق تراکئوستومی یا ماسک در هنگام خواب است.
علاوه بر مشکل تنفسی، اختلالات سیستم عصبی خودکار مانند مشکلات قلبی و بیماری روده (هیرشپرونگ) نیز شایع است. با وجود خطرات جدی مانند آسیب مغزی ناشی از کمبود اکسیژن، بیماران با مدیریت دقیق و مراقبتهای ویژه در منزل میتوانند طول عمر طبیعی و زندگی باکیفیتی داشته باشند. پرهیز از داروها و الکل و پایش مداوم شبانه، کلید اصلی زنده ماندن این بیماران است.