بیماری هیستری (Hysteria)
واژه هیستری (Hysteria) از آن دسته اصطلاحاتی است که در طول تاریخ روانپزشکی با سوءتفاهمهای عمیق و قضاوتهای نادرست همراه بوده است. این واژه قدیمی امروزه دیگر به عنوان یک تشخیص بالینی رسمی در راهنماهای پزشکی استفاده نمیشود. با این حال علائمی که زمانی تحت این نام شناخته میشدند، کاملاً واقعی، ناتوانکننده و شایع هستند. شناخت علمی این پدیده به ما کمک میکند تا مرز میان آسیبهای مغزی ساختاری و اختلالات کارکردی را بهتر درک کنیم. با وبلاگ سایت پزشکی روبرو برای خواندن توضیحات بیشتر درباره این موضوع همراه باشید.
در گذشتههای دور این وضعیت را به رفتارهای نمایشی یا ضعف اخلاقی نسبت میدادند. علم مدرن ثابت کرده است که این بیماران هرگز در حال نقشبازی کردن یا تظاهر نیستند. ما در رسانه سلامت رو به رو تلاش میکنیم تا با تکیه بر آخرین یافتههای عصبشناختی، نگاه جامعه را به این چالشهای سلامت روان تغییر دهیم. در این مقاله به بررسی عمیق و علمی سیر تحول این مفهوم تا به امروز میپردازیم. همچنین میتوانید با انواع بیماری ها، علائم و درمان هر کدام در سایت رو به رو آشنا شوید.
- هیستری چیست و در پزشکی امروز چه نامی دارد؟
- تاریخچه واژه هیستری و تغییر معنای آن در روانپزشکی
- انواع هیستری: تبدیلی، ازهمگسستگی و جمعی
- علائم هیستری چگونه ظاهر میشوند؟
- علتهای احتمالی هیستری و نقش استرس، تروما و عوامل روانی
- مسیر تشخیص در مراکز درمانی؛ پزشک چگونه به یقین میرسد؟
- رویکردهای درمانی؛ مسیر بازگشت به عملکرد طبیعی
- زندگی با اختلالات عملکردی؛ مدیریت شرایط در درازمدت
- سوالات متداول درباره بیماری هیستری (Hysteria)
هیستری چیست و در پزشکی امروز چه نامی دارد؟
بسیاری از مردم هنوز کلمه هیستری را برای توصیف رفتارهای پرخاشگرانه، گریههای شدید یا واکنشهای احساسی اغراقآمیز به کار میبرند. در جامعه عمومی این اصطلاح معمولاً نوعی برچسب برای تحقیر یا غیرمنطقی جلوه دادن رفتارهای یک فرد است. اما در دنیای تخصصی روانپزشکی، این واژه کاربردی کاملاً متفاوت و بالینی داشته است.

چرا واژه هیستری دیگر یک تشخیص رسمی نیست؟
پزشکان و روانپزشکان متوجه شدند که این کلمه بار معنایی بسیار منفی و جنسیتزدهای به همراه دارد. از سوی دیگر، این واژه بیش از حد مبهم بود و طیف وسیعی از علائم نامرتبط را زیر یک چتر واحد جمع میکرد. به همین دلیل، انجمن روانپزشکی آمریکا تصمیم گرفت این اصطلاح قدیمی را به طور کامل از کتابهای تشخیصی خود حذف کند.
معادلهای امروزی: اختلال عملکردی عصبی (FND) و اختلال تبدیلی
امروزه در راهنمای تشخیصی DSM-5، علائم فیزیکی هیستری تحت عنوان «اختلال تبدیلی» (Conversion Disorder) یا «اختلال عملکردی عصبی» (FND) شناخته میشوند. در این اختلال، سیستم عصبی بیمار سیگنالها را به درستی ارسال و دریافت نمیکند. این وضعیت درست مثل یک مشکل نرمافزاری در رایانهای است که قطعات سختافزاری آن کاملاً سالم هستند.
تفاوت کاربرد عامیانه و زبان تخصصی پزشکی
وقتی مردم عادی از این کلمه استفاده میکنند، معمولاً منظورشان رفتارهای نمایشی یا از دست دادن کنترل احساسات است. اما در پزشکی، اختلال تبدیلی به نشانههای جسمی واقعی مانند فلج ناگهانی پا یا کوری موقت اشاره دارد. عدم درک این تفاوت ظریف بالینی میتواند آسیبهای روحی شدیدی به بیماران و روند درمان آنها وارد کند.
تاریخچه واژه هیستری و تغییر معنای آن در روانپزشکی
بررسی تاریخچه این اختلال عصبشناختی نشان میدهد که چگونه خرافات قدیمی رفتهرفته جای خود را به علم تجربی دادهاند. این مسیر طولانی و پرپیچوخم، دیدگاه ما را نسبت به ارتباط شگفتانگیز ذهن و بدن دگرگون کرده است.

ریشه واژه و نظریه باستانی رحم سرگردان
ریشه لغوی این اصطلاح به واژه یونانی “Hystera” به معنای رحم بازمیگردد. پزشکان باستان مانند بقراط باور داشتند که رحم در بدن زنان حرکت میکند و به اندامهای دیگر فشار میآورد. آنها تصور میکردند حرکت این عضو باعث ایجاد تنگی نفس، تشنج و رفتارهای عجیب در زنان میشود.
یونان باستان (نظریه رحم سرگردان) ──> قرون وسطی (جنزدگی و جادوگری) ──> قرن ۱۹ (روانتحلیلگری و مفهوم تبدیل)
نگاه تاریک قرون وسطی به علائم روانی
در دوران قرون وسطی، نگاه علمی به بیماریهای روانشناختی به طور کامل از بین رفت. افرادی که علائم حرکتی عجیب یا حملات شبهتشنج داشتند، اغلب به جادوگری یا جنزدگی متهم میشدند. بسیاری از این بیماران بیگناه به جای دریافت درمانهای پزشکی، در آتش سوزانده یا شکنجه شدند.
ژان مارتین شارکو و آغاز عصر نوین در سالپتریه
در قرن نوزدهم، عصبشناس برجسته فرانسوی، ژان مارتین شارکو، در بیمارستان سالپتریه پاریس شروع به مطالعه علمی این بیماران کرد. او با استفاده از روش هیپنوتیزم نشان داد که علائم این افراد منشأ مغزی دارند و ناشی از آسیبهای فیزیکی نیستند. کار بزرگ شارکو راه را برای بررسیهای دقیقتر روانشناختی هموار ساخت.
+-----------------------------------+----------------------------------------+
| دوره تاریخی | علت فرضی بیماری |
+-----------------------------------+----------------------------------------+
| یونان باستان | جابجایی و سرگردانی رحم در بدن |
| قرون وسطی | رسوخ شیاطین و ارواح خبیثه در بدن |
| اواخر قرن ۱۹ | تعارضهای ناخودآگاه و اختلال در اعصاب |
+-----------------------------------+----------------------------------------+
زیگموند فروید و نظریه تبدیل تعارضات به نشانههای جسمی
زیگموند فروید، که از شاگردان شارکو بود، گام بزرگ بعدی را در تبیین این پدیده برداشت. او مطرح کرد که وقتی ذهن توانایی تحمل یک تعارض روانی شدید یا ترومای سرکوبشده را ندارد، آن را به یک نشانه جسمی تبدیل میکند. این نظریه اساس نامگذاری «اختلال تبدیلی» در دهههای بعدی شد.
انواع هیستری: تبدیلی، ازهمگسستگی و جمعی
پزشکان برای درک بهتر این وضعیت، علائم مختلف آن را به دستههای متمایز تقسیم کردهاند. هر کدام از این دستهها مکانیسمهای روانی و عصبشناختی خاص خود را دارند.
اختلال تبدیلی چیست؟
در اختلال تبدیلی، تعارضات عمیق روانی خود را به صورت نقص در عملکردهای حرکتی یا حسی نشان میدهند. برای مثال فرد پس از یک سوگواری شدید، ناگهان توانایی تکلم خود را به طور کامل از دست میدهد. آزمایشهای پزشکی هیچگونه آسیب ساختاری را در مغز یا تارهای صوتی این بیمار نشان نمیدهند.
اختلالات ازهمگسستگی یا دیسوشیاتیو
در این وضعیت، پیوستگی طبیعی میان حافظه، هویت و ادراک فرد از محیط اطرافش دچار گسست میشود. بیمار ممکن است برای دورهای مشخص هویت خود را فراموش کند یا احساس کند از بدن خود خارج شده است. این واکنش دفاعی ذهن معمولاً برای فرار از یک واقعیت بسیار دردناک رخ میدهد.
هیستری جمعی (Mass Hysteria)؛ پدیده سرایت اجتماعی
این پدیده عجیب زمانی رخ میدهد که گروهی از افراد در یک محیط مشترک، علائم جسمی مشابهی را بدون علت پزشکی تجربه کنند. این وضعیت معمولاً در محیطهای پراسترس مانند مدارس یا کارخانهها و بر اثر تلقین شدید روانی ایجاد میشود. علائمی مانند غش کردن گروهی یا تنگی نفس ناگهانی از نمونههای رایج این پدیده هستند.
┌─── هیستری تبدیلی (علائم فیزیکی/حرکتی)
│
انواع جلوههای هیستری ├─── هیستری ازهمگسستگی (اختلال در حافظه و هویت)
│
└─── هیستری جمعی (پدیده سرایت روانی در گروهها)
مقایسه ساختاری انواع مختلف علائم
| ویژگیهای کلیدی | اختلال تبدیلی | اختلال ازهمگسستگی | هیستری جمعی |
|---|---|---|---|
| بخش درگیر | سیستم حرکتی و حسی بدن | حافظه، هویت و هوشیاری | گروهی از افراد هممحیط |
| محرک اصلی | تروما یا استرس شدید فردی | تعارض روانی بسیار عمیق | تلقین و استرس حاد گروهی |
| ماهیت علائم | فلج، نابینایی، لرزش بدن | فراموشی موقت، مسخ واقعیت | علائم بدنی مشابه و همزمان |
علائم هیستری چگونه ظاهر میشوند؟
نشانههای فیزیکی این اختلال میتوانند بسیار متنوع باشند و شبیهترین حالت را به بیماریهای جدی مغز و اعصاب ایجاد کنند. این شباهت زیاد، کار تشخیص را برای پزشکان بسیار سخت و حساس میکند.
نشانههای بالینی هیستری
│
┌──────────────────┬──────────────┴───────────┬──────────────────┐
▼ ▼ ▼ ▼
علائم حرکتی علائم حسی علائم گفتاری حملات شبهتشنج
(فلج و لرزش) (نابینایی و بیحسی) (لکنت و لالی موقت) (بدون منشأ صرعی)
نشانههای حرکتی؛ وقتی بدن فرمان نمیبرد
بیماران ممکن است فلج ناگهانی یک یا چند اندام، لرزشهای شدید دست و پا یا ناتوانی در حفظ تعادل را تجربه کنند. یکی از نشانههای بالینی معروف برای تشخیص این حالت، «نشانه هوور» (Hoover’s sign) در معاینه پاها است. این تست به پزشک کمک میکند تا تفاوت میان فلج واقعی ناشی از سکته مغزی و اختلال تبدیلی را متوجه شود.
نشانههای حسی؛ اختلال در پردازش حواس پنجگانه
این علائم شامل بیحسیهای عجیب پوست، نابینایی موقت، دوبینی یا ناشنوایی ناگهانی بدون علت ارگانیک هستند. توزیع بیحسی در بدن این بیماران اغلب با مسیرهای آناتومیک اعصاب همخوانی ندارد. برای مثال، بیمار از بیحسی کامل دست خود به شکل دستکش شکایت میکند که از نظر علمی غیرممکن است.
نشانههای گفتاری و بلع
بسیاری از افراد مبتلا، دورههایی از گرفتگی شدید صدا (آفونی) یا لکنت زبان ناگهانی را تجربه میکنند. حس وجود توده در گلو که مانع بلع غذا میشود نیز در این بیماران بسیار شایع است. این نشانهها معمولاً پس از مشاجرههای لفظی شدید یا فشارهای عاطفی ناگهانی ظاهر میشوند.
حملات شبهتشنج (PNES) یا تشنجهای غیرصرعی
این حملات شباهت زیادی به تشنجهای ناشی از بیماری صرع دارند اما فعالیت الکتریکی مغز در نوار مغزی (EEG) کاملاً طبیعی است. بیمار در حین حمله ممکن است روی زمین بیفتد و حرکات تکانشی شدیدی نشان دهد. تشخیص صحیح این حملات برای جلوگیری از تجویز داروهای سنگین ضد صرع بسیار حیاتی است.
علتهای احتمالی هیستری و نقش استرس، تروما و عوامل روانی
دانشمندان امروزه به این نتیجه رسیدهاند که این اختلال ناشی از یک تعامل پیچیده میان ذهن، مغز و محیط اطراف فرد است. هیچ علت واحدی وجود ندارد که بتواند تمام علائم را به طور کامل توجیه کند.
رویداد آسیبزا (تروما)
+
استرسورهای محیطی شدید ───> اختلال در شبکه ارتباطی مغز ───> بروز نشانههای بدنی (تبدیل)
+
آمادگی بیولوژیکی فرد
استرس شدید و ناگهانی به عنوان محرک اصلی
بررسیهای بالینی نشان میدهند که یک استرس حاد عاطفی یا فیزیکی معمولاً درست قبل از شروع علائم رخ میدهد. ذهن فرد که توانایی پردازش و هضم این حجم از فشار روانی را ندارد، آن را به شکل یک علامت جسمی تخلیه میکند. این مکانیسم دفاعی ناخودآگاه، فرد را از مواجهه مستقیم با منبع استرس محافظت میکند.
تجربه تروما و رویدادهای آسیبزای گذشته
بر اساس تجربه کاربران و آمارهای درمانی، درصد بالایی از این بیماران سابقه مواجهه با سوءاستفادههای جسمی یا عاطفی در دوران کودکی را دارند. این تروماهای دفنشده در اعماق ناخودآگاه، حساسیت سیستم عصبی را به شدت افزایش میدهند. در بزرگسالی، کوچکترین تنش عاطفی میتواند کل این سیستم حساسشده را به هم بریزد.
تعارضهای روانی درونگروهی و فردی
گاهی اوقات فرد در میان دو تصمیم یا احساس متضاد و شدید گیر میافتد که هیچ راه فراری برای آنها ندارد. برای مثال، خشم شدید نسبت به یک فرد نزدیک که ابراز آن عواقب سنگینی دارد، میتواند به فلج ناگهانی دست تبدیل شود. این فلج ناخودآگاه، جلوی انجام اقدام خطرناک یا ابراز خشم را میگیرد.
نظر کارشناس روانپزشکی:
«ما باید به بیماران خود یادآوری کنیم که نبود علت ساختاری در امآرآی (MRI)، به معنای خیالی بودن بیماری آنها نیست. اختلال عملکردی عصبی یک چالش واقعی در اتصالات مغز است. این بیماران به جای قضاوت یا سرزنش، به درمانهای تخصصی چندبعدی شامل رواندرمانی و فیزیوتراپی نیاز دارند تا مسیرهای عصبی دوباره بازسازی شوند.»
فرضیههای عصبشناختی؛ تصویربرداریهای مغزی چه میگویند؟
مطالعات نوین با استفاده از امآرآی عملکردی (fMRI) نشان دادهاند که در این بیماران، ارتباط بین قشر حرکتی مغز و بخشهای پردازش احساسات (مانند آمیگدال) دچار اختلال شده است. مغز سیگنال حرکت را صادر میکند، اما این سیگنال توسط بخشهای عاطفی مسدود یا منحرف میشود. این کشف بزرگ ثابت کرد که اختلال تبدیلی ریشه در عملکرد بیولوژیکی مغز دارد.
آیا همیشه پای یک عامل روانی در میان است؟
در نسخههای قدیمی کتابهای مرجع، وجود یک عامل استرسزای روانی برای تشخیص این بیماری اجباری بود. اما در ویرایشهای جدیدتر، این شرط حذف شده است؛ زیرا برخی بیماران هیچ تعارض روانی مشخصی را به یاد نمیآورند. این تغییر بزرگ علمی نشان میدهد که نباید بیماران را به دلیل پیدا نشدن دلیل واضح روانی، نادیده گرفت یا متهم کرد.
مسیر تشخیص در مراکز درمانی؛ پزشک چگونه به یقین میرسد؟
تشخیص اختلال عملکردی عصبی (FND) اغلب یک پروسه چالشبرانگیز و زمانبر است. بسیاری از بیماران قبل از رسیدن به تشخیص نهایی، ماهها یا سالها بین مطبهای مختلف، از متخصص مغز و اعصاب گرفته تا ارتوپد و روانپزشک، سرگردان بودهاند. پزشک برای اطمینان از تشخیص، مسیری را طی میکند که در اصطلاح پزشکی «تشخیصِ رد کردن» نامیده میشود.
معاینات بالینی و تستهای فیزیکی اختصاصی
متخصصان مغز و اعصاب از علائم مثبت برای تشخیص استفاده میکنند. برای مثال، در بیماری که مدعی فلج پا است، پزشک از تستهای تعادلی یا حرکتی خاص استفاده میکند که در حالت فلج واقعیِ ساختاری (مثل سکته مغزی) متفاوت عمل میکنند. اگر بیمار در حالت نشسته حرکت پایی را انجام دهد که در حالت ایستاده قادر به آن نیست، این نشانه مستقیمی از وجود اختلال عملکردی است.
نقش تصویربرداری و نوار مغزی (EEG)
بسیاری از بیماران با دیدن نتایج عادیِ امآرآی (MRI) یا سیتیاسکن ناامید میشوند، در حالی که این اتفاق باید خبری خوشحالکننده باشد. نتایج عادی تصویربرداری به معنای «سالم بودن ساختار مغز» است؛ یعنی هیچ تومور، ضایعه یا سکتهای وجود ندارد. نوار مغزی نیز در حملات شبهتشنج بسیار کلیدی است تا تفاوت بین تخلیه الکتریکی غیرطبیعی (صرع) و یک الگوی رفتاری عملکردی مشخص شود.
تفاوت تشخیص پزشکی با سایر اختلالات
پزشک باید دقت کند تا FND را با بیماریهای خودایمنی مانند «اماس» (MS) یا بیماریهای عضلانی اشتباه نگیرد. تشخیص دقیق نیازمند نگاهی جامعنگر است؛ گاهی اوقات ممکن است یک بیمار همزمان هم مبتلا به اماس باشد و هم اختلال عملکردی عصبی. بنابراین، تشخیصِ درست، نیازمند مشاهدهگری دقیق، بررسی سوابق پزشکی و گاهی جلسات مشترک بین متخصصان اعصاب و روان است.
رویکردهای درمانی؛ مسیر بازگشت به عملکرد طبیعی
درمان اختلالات عملکردی عصبی برخلاف باورهای قدیمی، مسیری امیدوارکننده است. کلید موفقیت در درمان، «آموزش بیمار» (Patient Education) و تیممحور بودن فرایند بهبودی است. وقتی بیمار متوجه میشود که علائم او واقعی هستند اما منشأ آنها در سیستم «سختافزار» مغز نیست، فشار روانی روی او کاهش یافته و روند بهبودی آغاز میشود.
اهمیت رواندرمانی و مدیریت تروما
درمان شناختی-رفتاری (CBT) یکی از ستونهای اصلی درمان است. این روش به بیمار کمک میکند تا الگوهای فکری مخرب و پاسخهای بدنی به استرس را شناسایی کند. اگر ریشهی اختلال به تروماهای گذشته برگردد، تکنیکهای خاصِ «درمان متمرکز بر تروما» میتوانند به پردازش مجدد خاطرات و کاهش واکنشهای جسمی کمک کنند.
فیزیوتراپی و کاردرمانی برای بازیابی حرکت
برای علائمی مثل فلج یا لرزش، فیزیوتراپی نقش حیاتی دارد. فیزیوتراپیستهای متخصص در این حوزه، به جای تمرکز بر «ضعف»، بر «الگوهای حرکتی» تمرکز میکنند. هدف این است که مغز دوباره یاد بگیرد چگونه پیامهای حرکتی را به درستی به عضلات ارسال کند. بازآموزی حرکتی در این بیماران نه یک تمرین ساده، بلکه یک فرایند بازسازی عصبی است.
دارودرمانی؛ آیا دارو کمککننده است؟
داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب معمولاً برای درمان مستقیم اختلال تبدیلی تجویز نمیشوند، مگر اینکه بیمار دچار افسردگی یا اضطراب زمینهای باشد. مدیریت علائم همراه (مانند درد مزمن، اختلال خواب یا اضطراب شدید) با دارو میتواند کیفیت زندگی بیمار را بهبود ببخشد و زمینه را برای سایر درمانها فراهم کند.
نقش حمایت خانواده در فرایند درمان
بیمار مبتلا به FND به شدت به حمایت عاطفی نیاز دارد. خانواده باید بدانند که علائم بیمار اختیاری نیست. شک و تردید اطرافیان یا متهم کردن بیمار به تنبلی و جلب توجه، تنها باعث تشدید علائم میشود. محیطِ آرام و درککننده، بهترین مکمل برای تمام روشهای درمانی است.
زندگی با اختلالات عملکردی؛ مدیریت شرایط در درازمدت
زندگی با یک بیماری که گاهی ظاهر میشود و گاهی ناپدید میگردد، میتواند خستهکننده باشد. بسیاری از بیماران از نوسان علائم شکایت دارند؛ یک روز ممکن است توانایی راه رفتن داشته باشند و روز دیگر کاملاً وابسته شوند. مدیریت این شرایط نیازمند یادگیریِ مهارتهای مقابلهای است.
استراتژیهای مقابله با استرس روزمره
شناسایی محرکهای فردی اهمیت زیادی دارد. یادداشت کردن وقایع قبل از شروع علائم میتواند به بیمار و درمانگر کمک کند تا الگوهای استرسزای تکرار شونده را پیدا کنند. تکنیکهای مدیریت استرس، مدیتیشن و رعایت نظم در سبک زندگی، از اقدامات پیشگیرانه بسیار مؤثر هستند.
پذیرش بیماری و حرکت به سمت بهبودی
پذیرش این نکته که بیماریِ فرد ریشهی عصبی دارد و نه خیالی، اولین قدم برای تغییر است. بسیاری از بیماران با پذیرش شرایط و تمرکز بر توانمندیهای باقیمانده، توانستهاند به سطح قابل قبولی از عملکرد اجتماعی و شغلی بازگردند. نباید اجازه داد که «برچسب بیماری»، تمام هویت و زندگی فرد را تحتالشعاع قرار دهد.
نتیجهگیری
هیستری، در معنای کلاسیک و باستانی آن، دیگر در دنیای پزشکی جایگاهی ندارد، اما چالشهایی که با این نام شناخته میشدند، همچنان باقی هستند. امروز ما میدانیم که آنچه در گذشته با قضاوتهای نادرست و برچسبهای زننده همراه بود، در واقع اختلال عملکردی عصبی (FND) است؛ وضعیتی واقعی که ریشه در نقص در ارتباطات شبکه عصبی مغز دارد، نه در تمارض یا ضعف اخلاقی.
تحولات علمی نشان داده است که با ترکیب دانش مغز و اعصاب و رواندرمانی، میتوان مسیر بهبودی را برای بیماران هموار کرد. پیام اصلی این است که علائم جسمیِ بدون علت ساختاری، نیازمند همدلی، درک علمی و تیمهای درمانی چندتخصصی است. امیدواریم با افزایش آگاهی عمومی که هدف اصلی مجموعه رو به رو است، نگاه جامعه نسبت به این بیماران از تردید به حمایت و از قضاوت به تلاش برای درک تغییر کند. مسیر بهبودی ممکن است طولانی باشد، اما با دانش درست و درمان تخصصی، بازگشت به زندگی معمول قطعاً ممکن است.
سوالات متداول درباره بیماری هیستری (Hysteria)
آیا اختلالات تبدیلی یا همان هیستری قدیمی، واقعاً درمان میشوند؟
بله، با تشخیص صحیح و استفاده از تیم درمانی شامل متخصص مغز و اعصاب، رواندرمانگر و فیزیوتراپ، بسیاری از بیماران بهبود کامل یا کنترل قابلتوجهی بر علائم خود پیدا میکنند.
آیا علائم هیستری (FND) خطر مرگ یا آسیب دائمی جسمی دارند؟
خیر، این علائم معمولاً باعث مرگ یا آسیب فیزیکی ساختاری (مانند آسیب به بافت عضلات یا مغز) نمیشوند، اما میتوانند کیفیت زندگی و عملکرد روزمره فرد را به شدت کاهش دهند.
چرا در امآرآی (MRI) هیچ مشکلی نشان داده نمیشود؟
زیرا در این اختلال، «سختافزار» مغز (ساختار فیزیکی) سالم است و مشکل در «نرمافزار» (ارتباطات و پردازش سیگنالهای عصبی) رخ میدهد که در تصاویر استاندارد پزشکی دیده نمیشود.
آیا این بیماری ارثی است؟
الگوی ژنتیکی مستقیمی برای این اختلال تعریف نشده است، اما استعداد ابتلا به اضطراب یا حساسیتهای عصبی میتواند در برخی خانوادهها بیشتر دیده شود که ممکن است زمینهساز بروز این اختلال باشد.
آیا ممکن است تشنجهای غیرصرعی (PNES) واقعاً همان صرع باشند؟
خیر، تشنجهای غیرصرعی منشأ الکتریکی ندارند و با نوار مغزی (EEG) از صرع واقعی متمایز میشوند. البته فرد میتواند هر دو نوع تشنج را به طور همزمان داشته باشد که نیاز به بررسی دقیق پزشکی دارد.