نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده (HFpEF)
- نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده (HFpEF): وقتی قلب سفت میشود
- پیشگیری از نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- روشهای درمان نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- نحوه تشخیص نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- نشانههای بیماری نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- اسمهای دیگر بیماری نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- تفاوت بیماری نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده در مردان و زنان
- علت ابتلا به نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- درمان دارویی نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- درمان خانگی نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- رژیم غذایی مناسب برای نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- عوارض و خطرات نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
- نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده در کودکان و دوران بارداری
- طول درمان نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده چقدر است
- چرا تنگی نفس دارم وقتی قلبم خوب پمپاژ میکند؟
نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده (HFpEF): وقتی قلب سفت میشود
پیشگیری از نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
پیشگیری از نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده (HFpEF) که در گذشته به عنوان نارسایی قلبی دیاستولیک شناخته میشد، به مراتب چالشبرانگیزتر از سایر انواع بیماریهای قلبی است، زیرا این بیماری اغلب نتیجه نهایی مجموعهای از بیماریهای زمینهای مزمن و سبک زندگی نادرست در طول چندین دهه است. برخلاف نارسایی قلبی سیستولیک که اغلب پس از یک حمله قلبی ناگهانی رخ میدهد، HFpEF به آرامی و با سفت شدن تدریجی عضله قلب ایجاد میشود. بنابراین، سنگ بنای پیشگیری، مدیریت عوامل خطری است که باعث پیری زودرس عروق و سفتی عضله قلب میشوند. مهمترین و اصلیترین عامل، فشار خون بالا است. فشار خون کنترل نشده باعث میشود قلب برای پر شدن و پمپاژ خون نیروی بیشتری مصرف کند، که این امر منجر به ضخیم شدن دیواره بطن چپ (هیپرتروفی) و کاهش انعطافپذیری آن میشود. پایش منظم فشار خون و نگه داشتن آن در محدوده سالم (کمتر از ۱۲۰/۸۰ میلیمتر جیوه) حیاتیترین گام پیشگیرانه است.
علاوه بر فشار خون، چاقی و سندرم متابولیک نقش بسیار پررنگی در ایجاد این بیماری دارند. چاقی تنها یک بار اضافه فیزیکی بر دوش قلب نیست؛ بافت چربی، به خصوص چربی شکمی، موادی ترشح میکند که باعث التهاب مزمن در سراسر بدن و از جمله در عروق ریز قلب میشود. این التهاب باعث فیبروز (سفت شدن) بافت قلب میگردد. بنابراین، حفظ وزن ایدهآل و جلوگیری از چاقی شکمی، یک استراتژی کلیدی در پیشگیری است. ورزش منظم هوازی، مانند پیادهروی سریع، شنا یا دوچرخهسواری، به حفظ خاصیت ارتجاعی قلب و عروق کمک میکند و مانع از سفت شدن آنها در اثر افزایش سن میشود. مطالعات نشان دادهاند که افرادی که در میانسالی فعالیت بدنی منظمی دارند، در دوران سالمندی بسیار کمتر به HFpEF مبتلا میشوند.
کنترل دیابت نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. قند خون بالا باعث آسیب به دیواره عروق و افزایش سفتی بافت همبند قلب میشود. پیشگیری از دیابت نوع ۲ با رژیم غذایی سالم و در صورت ابتلا، کنترل دقیق قند خون، میتواند از تغییرات ساختاری در قلب جلوگیری کند. همچنین درمان اختلالات تنفسی مانند آپنه خواب (خروپف شدید و قطع تنفس در خواب) ضروری است، زیرا آپنه خواب باعث نوسانات شدید فشار خون در شب و فشار بر سمت راست و چپ قلب میشود. در نهایت، سبک زندگی سالم شامل پرهیز از الکل و سیگار و مدیریت استرس، میتواند پیری بیولوژیک قلب را به تاخیر انداخته و از بروز این بیماری ناتوانکننده جلوگیری کند.
روشهای درمان نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
درمان نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده (HFpEF) برای سالهای متمادی یکی از بزرگترین چالشهای دنیای پزشکی بود، زیرا برخلاف نوع سیستولیک، قلب در اینجا ضعیف نیست، بلکه سفت است و اکثر داروهای معمول قلب روی آن تاثیر چندانی نداشتند. اما امروزه رویکرد درمان تغییر کرده و بر چند محور استوار است: کاهش علائم، مدیریت بیماریهای همراه و استفاده از داروهای جدید. اولین هدف درمان، کاهش احتقان (تجمع مایع) در بدن است. از آنجایی که قلب سفت نمیتواند خون را به سرعت بپذیرد، خون در ریهها و وریدهای بدن پس میزند. استفاده از دیورتیکها (داروهای ادرارآور) برای دفع مایعات اضافی و کاهش تنگی نفس و ورم پاها، بخش استاندارد درمان است. با این حال، تنظیم دوز دیورتیک در HFpEF بسیار حساس است، زیرا اگر حجم خون بیش از حد کم شود، قلبِ سفت کاملاً خالی میماند و فشار خون بیمار به شدت افت میکند.

محور دوم درمان، مدیریت تهاجمی بیماریهای زمینهای (Comorbidities) است که بیماری را تشدید میکنند. کنترل دقیق فشار خون در این بیماران حیاتی است، زیرا فشار خون بالا مستقیماً سفتی قلب را بدتر میکند. مدیریت فیبریلاسیون دهلیزی (آریتمی شایع در این بیماران) نیز بسیار مهم است. در HFpEF، قلب برای پر شدن به انقباض دهلیزها وابسته است؛ اگر دهلیزها دچار لرزش شوند (فیبریلاسیون)، پر شدن بطنها مختل شده و علائم بیمار به شدت بدتر میشود. بنابراین کنترل ریتم یا ضربان قلب و استفاده از داروهای رقیقکننده خون برای پیشگیری از سکته مغزی ضروری است.
در سالهای اخیر، یک پیشرفت بزرگ در درمان دارویی رخ داده است و آن معرفی مهارکنندههای SGLT2 است که به عنوان اولین درمان با توانایی کاهش مرگومیر و بستری در بیماران HFpEF شناخته میشوند. علاوه بر داروها، توانبخشی قلبی و ورزش درمانی نقش بسیار مهمی دارد. برخلاف تصور قدیمی که بیماران قلبی نباید تحرک داشته باشند، در HFpEF ورزش کنترل شده باعث بهبود توانایی عضلات بدن در استفاده از اکسیژن میشود و تحمل بیمار را بالا میبرد. کاهش وزن در بیماران چاق نیز بخشی از درمان اصلی است و گاهی جراحیهای لاغری (بariatric surgery) برای کاهش فشار متابولیک روی قلب پیشنهاد میشود. استفاده از دستگاههای خاصی که فشار دهلیز چپ را کاهش میدهند (مانند شانتهای بین دهلیزی) نیز در مراحل تحقیقاتی و بالینی محدود قرار دارد.
نحوه تشخیص نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
تشخیص HFpEF یکی از دشوارترین تشخیصها در کاردیولوژی است و اغلب با تاخیر انجام میشود یا با بیماریهای دیگر اشتباه گرفته میشود. دلیل این دشواری این است که در ظاهر، پمپاژ قلب نرمال به نظر میرسد. “کسر جهشی” یا EF در این بیماران بالای ۵۰ درصد است که یعنی قدرت انقباضی قلب سالم است. بنابراین، وقتی پزشک اکوکاردیوگرافی انجام میدهد و میبیند قلب خوب کار میکند، ممکن است به اشتباه نارسایی قلبی را رد کند. کلید تشخیص در بررسی “عملکرد دیاستولیک” یا توانایی استراحت و پر شدن قلب است.
اکوکاردیوگرافی همچنان ابزار اولیه است، اما نیاز به اندازهگیریهای پیشرفتهتری دارد. پزشک به دنبال نشانههایی مانند ضخیم شدن دیواره بطن چپ (هیپرتروفی)، بزرگ شدن دهلیز چپ (چون فشار بالا باعث گشاد شدن دهلیز میشود) و شاخصهای خاص جریان خون (مانند نسبت E/e’) میگردد که نشاندهنده فشار بالای پر شدن قلب هستند. اگر این شاخصها بالا باشند، یعنی قلب برای پر شدن نیاز به فشار زیادی دارد و سفت شده است.

علاوه بر تصویربرداری، آزمایش خون برای اندازهگیری سطح پپتیدهای ناتریورتیک (BNP یا NT-proBNP) بسیار کمککننده است. این مواد زمانی که دیوارههای قلب تحت کشش هستند ترشح میشوند. با این حال، در بیماران چاق مبتلا به HFpEF، سطح BNP ممکن است به طور کاذب پایین باشد که تشخیص را پیچیدهتر میکند. در موارد مشکوک که بیمار در حالت استراحت علائمی ندارد اما در فعالیت دچار تنگی نفس میشود، “اکوکاردیوگرافی استرس دیاستولیک” انجام میشود. در این تست، بیمار روی دوچرخه ثابت درازکش پدال میزند و همزمان اکو انجام میشود تا ببینند آیا فشار داخل قلب با ورزش به طور غیرطبیعی بالا میرود یا خیر. همچنین سیستمهای امتیازدهی مانند H2FPEF Score به پزشکان کمک میکند تا با ترکیب سن، وزن، فشار خون و سایر فاکتورها، احتمال بیماری را تخمین بزنند. رد کردن بیماریهای مشابه مانند آمیلوئیدوز قلبی نیز بخشی از فرآیند تشخیص دقیق است.
نشانههای بیماری نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
نشانههای HFpEF بسیار شبیه به سایر انواع نارسایی قلبی است، اما مکانیسم ایجاد آنها متفاوت است. شایعترین و بارزترین علامت، عدم تحمل ورزش و فعالیت بدنی است. بیمار ممکن است بگوید “من قبلاً میتوانستم ۱۰ پله را بالا بروم، اما الان بعد از ۲ پله نفسم میگیرد.” علت این است که در حالت استراحت، قلب فرصت کافی برای پر شدن دارد، اما به محض شروع فعالیت و بالا رفتن ضربان قلب، زمان پر شدن (دیاستول) کوتاه میشود. چون قلب سفت است و نمیتواند سریع شل شود، خون کافی وارد قلب نمیشود و خون در ریهها پس میزند که منجر به تنگی نفس شدید میشود.
تنگی نفس میتواند به اشکال مختلف ظاهر شود: تنگی نفس فعالیتی، تنگی نفس در حالت درازکش (ارتوپنه) که بیمار را مجبور میکند با چند بالش بخوابد، و حملات تنگی نفس شبانه (PND) که بیمار را با حالت خفگی از خواب بیدار میکند. خستگی مفرط و ضعف عمومی نیز بسیار شایع است، زیرا با وجود اینکه پمپاژ قلب نرمال است، اما حجم خونی که در هر ضربان خارج میشود (به دلیل پر شدن ناقص) برای نیازهای بدن کافی نیست.
تجمع مایعات یا ادم، علامت دیگر این بیماری است. ورم در ساق پاها، قوزک پا و گاهی شکم و کبد دیده میشود. این ورم معمولاً در طول روز و با ایستادن بدتر میشود. برخی بیماران ممکن است از سرفههای خشک مزمن یا خسخس سینه شکایت کنند که ناشی از احتقان ریوی است و گاهی به اشتباه آسم تشخیص داده میشود. تپش قلب، به ویژه اگر همراه با فیبریلاسیون دهلیزی باشد، نیز گزارش میشود. نکته مهم این است که علائم HFpEF اغلب در زنان مسن و چاق نادیده گرفته شده و به پیری، اضافه وزن یا کمتحرکی نسبت داده میشود، در حالی که نشانه یک بیماری جدی قلبی هستند.
اسمهای دیگر بیماری نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
این بیماری در طول چند دهه گذشته نامهای مختلفی داشته است که بازتابدهنده درک در حال تکامل دانشمندان از ماهیت آن است. نام قدیمی و بسیار رایج آن، نارسایی قلبی دیاستولیک (Diastolic Heart Failure) است. این نام به این دلیل انتخاب شده بود که مشکل اصلی در فاز دیاستول (استراحت و پر شدن قلب) است، برخلاف نارسایی سیستولیک که مشکل در انقباض است. اگرچه این نام هنوز توسط بیماران و برخی پزشکان استفاده میشود، اما از نظر علمی دقیق نیست، زیرا بسیاری از بیماران ترکیبی از مشکلات را دارند.
نام علمی، استاندارد و فعلی بیماری HFpEF است که مخفف عبارت انگلیسی “Heart Failure with Preserved Ejection Fraction” میباشد. در فارسی به آن “نارسایی قلبی با کسر جهشی حفظشده” یا “نارسایی قلبی با برونده نرمال” ترجمه میشود. “حفظشده” به این معنی است که عدد کسر جهشی (EF) بالای ۵۰ درصد باقی مانده است.
گاهی اوقات به زبان ساده به آن سندرم قلب سفت (Stiff Heart Syndrome) نیز میگویند، زیرا ویژگی فیزیکی بارز عضله قلب در این بیماری، سفتی و عدم انعطافپذیری آن است. در برخی متون تخصصی، ممکن است به زیرگروههای آن بر اساس علت اشاره شود، مانند “نارسایی قلبی متابولیک” (اگر ناشی از چاقی و دیابت باشد) یا “نارسایی قلبی ناشی از فشار خون”. دانستن این نامها به بیمار کمک میکند تا در مواجهه با اصطلاحات مختلف در گزارشهای اکوکاردیوگرافی یا پرونده پزشکی دچار سردرگمی نشود و بداند که همه اینها به یک وضعیت واحد اشاره دارند.
تفاوت بیماری نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده در مردان و زنان
یکی از بارزترین ویژگیهای اپیدمیولوژیک HFpEF، غلبۀ زنانه آن است. آمارها نشان میدهند که زنان، به ویژه زنان یائسه، دو برابر بیشتر از مردان به این نوع نارسایی قلبی مبتلا میشوند. در واقع، HFpEF را میتوان یک بیماری عمدتاً زنانه در نظر گرفت، در حالی که نوع سیستولیک (با کسر جهشی پایین) در مردان شایعتر است. دلایل این تفاوت جنسیتی متعدد است. زنان به طور طبیعی قلبهای کوچکتری دارند و با افزایش سن و یائسگی، تغییرات هورمونی (کاهش استروژن) باعث میشود عروق و عضله قلب در زنان سریعتر از مردان سفت شود.
علاوه بر آناتومی، پاسخ بدن زنان به عوامل خطر نیز متفاوت است. زنان مبتلا به فشار خون بالا یا دیابت، بیشتر از مردان مستعد ضخیم شدن دیواره قلب (هیپرتروفی) و فیبروز هستند. التهاب مزمن ناشی از چاقی نیز در زنان اثرات مخربتری بر عملکرد دیاستولیک قلب دارد. علائم در زنان نیز ممکن است شدیدتر باشد؛ زنان مبتلا به HFpEF اغلب تنگی نفس شدیدتری نسبت به مردان همسن خود دارند و کیفیت زندگی آنها بیشتر افت میکند.
یک چالش بزرگ در مورد زنان، مسئله تشخیص اشتباه است. از آنجایی که زنان ممکن است علائم قلبی را به صورت خستگی، تهوع یا درد مبهم بیان کنند، و از طرفی نوار قلب و آنژیوگرافی آنها اغلب نرمال است (چون گرفتگی رگ ندارند)، پزشکان ممکن است علائم آنها را به اضطراب، افسردگی یا صرفاً “پیر شدن” نسبت دهند. این سوگیری باعث میشود زنان دیرتر درمانهای مناسب را دریافت کنند. آگاهی از اینکه تنگی نفس در یک زن مسن، حتی با اکوی به ظاهر نرمال، میتواند نشانه HFpEF باشد، برای تشخیص به موقع حیاتی است.
علت ابتلا به نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
علت ابتلا به HFpEF معمولاً یک عامل واحد نیست، بلکه ترکیبی از چندین عامل خطر است که در طول زمان باعث تغییر ساختار قلب میشوند. فشار خون بالا (هایپرتنشن) مزمن، شایعترین و مهمترین علت است. قلب مجبور است سالها علیه فشار بالا پمپاژ کند؛ این کار باعث میشود عضله قلب برای قدرت بیشتر ضخیم شود (مانند بدنسازی)، اما این عضله ضخیم شده به مرور زمان سفت شده و نمیتواند به خوبی شل شود تا خون را در خود جای دهد.
پیری خود یک عامل خطر بزرگ است. با افزایش سن، خاصیت ارتجاعی تمام بافتهای بدن از جمله قلب و عروق کاهش مییابد. در افراد مستعد، این فرآیند پیری تسریع شده و منجر به بیماری میشود. چاقی و سندروم متابولیک نیز محرکهای اصلی هستند. بافت چربی یک بافت خنثی نیست، بلکه هورمونهای التهابی تولید میکند که باعث التهاب سیستمیک میشود. این التهاب بر دیواره داخلی رگهای قلب اثر گذاشته و باعث سفت شدن بافت بینسلولی قلب (فیبروز) میشود.
دیابت نوع ۲، بیماری مزمن کلیه و کمخونی نیز از عوامل تشدیدکننده هستند. بیماری عروق کرونر (گرفتگی رگها) اگرچه علت اصلی نوع سیستولیک است، اما میتواند باعث HFpEF نیز بشود، زیرا ایسکمی (نرسیدن خون) باعث اختلال در شل شدن قلب میشود. بیماریهای خاصی مانند آمیلوئیدوز قلبی (رسوب پروتئین در قلب) نیز میتوانند تابلویی دقیقاً شبیه HFpEF ایجاد کنند و باید به عنوان یک علت زمینهای مهم در نظر گرفته شوند. سبک زندگی کمتحرک نیز با ضعیف شدن و سفت شدن قلب ارتباط مستقیم دارد.
درمان دارویی نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
تا چند سال پیش، درمان دارویی HFpEF ناامیدکننده بود و بیشتر داروها (مانند بتا بلاکرها و ACE inhibitors) که در نوع سیستولیک معجزه میکردند، در اینجا بیاثر بودند. اما اکنون ورق برگشته است. ستاره جدید درمان، مهارکنندههای SGLT2 (مانند امپاگلیفلوزین و داپاگلیفلوزین) هستند. این داروها که ابتدا برای دیابت ساخته شده بودند، نشان دادند که میتوانند خطر مرگ قلبی و بستری شدن را در بیماران HFpEF (حتی بدون دیابت) به طور چشمگیری کاهش دهند. این داروها با دفع قند و سدیم از ادرار و بهبود متابولیسم انرژی قلب عمل میکنند و اکنون خط اول درمان هستند.
دسته دارویی دیگر، دیورتیکها (مانند فوروزماید) هستند که برای کنترل علائم احتقان استفاده میشوند. هدف از تجویز آنها کاهش ورم و تنگی نفس است، اما تاثیری بر سیر کلی بیماری یا طول عمر ندارند. آنتاگونیستهای گیرنده مینرالوکورتیکوئید (MRA) مانند اسپیرونولاکتون نیز در برخی بیماران (به خصوص آنهایی که سطح پتاسیم نرمال دارند) استفاده میشوند و ممکن است به کاهش فیبروز قلب و کاهش بستری شدن کمک کنند.
داروهای ARNI (ساکوبیتریل/والزارتان) که در نوع سیستولیک بسیار قوی هستند، در HFpEF نیز اخیراً تایید شدهاند، به خصوص در بیمارانی که کسر جهشی آنها در محدوده پایینتر (مثلاً ۵۰ تا ۶۰ درصد) است. کنترل فشار خون با داروهای مختلف نیز بخش مهمی از رژیم دارویی است. اگر بیمار فیبریلاسیون دهلیزی داشته باشد، داروهای کنترل ضربان (مثل بتا بلاکر یا کلسیم بلاکر) و داروهای ضد انعقاد (رقیقکننده خون) برای پیشگیری از سکته مغزی تجویز میشوند. نکته مهم این است که درمان باید شخصیسازی شود و از تجویز داروهای غیرضروری که فشار خون را بیش از حد پایین میآورند، پرهیز گردد.
درمان خانگی نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
درمان خانگی HFpEF بر مدیریت دقیق سبک زندگی و پایش علائم تمرکز دارد. مهمترین ابزار بیمار در خانه، ترازو است. وزن کردن روزانه (صبح ناشتا) بهترین راه برای تشخیص تجمع مایع در بدن قبل از بروز تنگی نفس شدید است. اگر وزن بیمار در یک روز بیش از ۱ کیلوگرم یا در یک هفته بیش از ۲ کیلوگرم زیاد شود، نشانه احتباس آب است و نیاز به تنظیم دارو دارد.
ورزش درمانی در خانه یکی از موثرترین روشهاست. برخلاف نارسایی قلبی شدید که نیاز به استراحت دارد، در HFpEF “عدم تحرک” دشمن اصلی است. ورزش هوازی ملایم و مداوم (مانند پیادهروی روزانه ۳۰ دقیقه) باعث میشود عضلات بدن یاد بگیرند اکسیژن را بهتر جذب کنند و قلب کارایی بهتری پیدا کند. البته شروع ورزش باید تدریجی و با مشورت پزشک باشد.
مدیریت استرس و خواب کافی نیز بسیار مهم است. آپنه خواب (وقفه تنفسی) در این بیماران شایع است و درمان آن با دستگاه CPAP در خانه میتواند فشار خون و علائم قلبی را به شدت بهبود بخشد. ترک سیگار و پرهیز از الکل باید به طور کامل رعایت شود. آموزش به بیمار و خانواده برای شناخت علائم هشداردهنده (مانند افزایش ورم پا یا تنگی نفس در شب) میتواند از بستریهای اورژانسی جلوگیری کند.
رژیم غذایی مناسب برای نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
رژیم غذایی در HFpEF باید دو هدف اصلی را دنبال کند: کاهش فشار خون و کاهش وزن (در صورت چاقی). رژیم غذایی DASH (رویکردهای تغذیهای برای توقف فشار خون بالا) بهترین الگوی غذایی برای این بیماران است. این رژیم بر مصرف زیاد میوهها، سبزیجات، غلات کامل، لبنیات کمچرب، ماهی و آجیل تاکید دارد و مصرف گوشت قرمز، شیرینیجات و نوشابههای قندی را محدود میکند.
محدودیت سدیم (نمک) یک اصل غیرقابل تغییر است. نمک باعث سفتتر شدن شریانها و تجمع آب در بدن میشود. بیماران باید مصرف نمک را به کمتر از ۲۰۰۰ میلیگرم در روز (کمتر از یک قاشق چایخوری) برسانند. حذف غذاهای فرآوری شده (کنسرو، سوسیس، کالباس، چیپس) که منابع اصلی نمک پنهان هستند، ضروری است.
کاهش وزن برای بیماران چاق مبتلا به HFpEF اثراتی فراتر از زیبایی دارد؛ کاهش وزن باعث کاهش التهاب سیستمیک بدن میشود و مستقیماً عملکرد دیاستولیک قلب را بهبود میبخشد. حتی کاهش ۱۰ درصد از وزن بدن میتواند علائم تنگی نفس را به طور چشمگیری کم کند. مصرف چربیهای سالم (امگا-۳) و پرهیز از چربیهای ترانس برای حفظ سلامت عروق کرونر مهم است. هیدراتاسیون باید متعادل باشد؛ مصرف زیاد مایعات ممکن است باعث تشدید ورم شود، بنابراین در موارد شدید ممکن است پزشک محدودیت مایعات را توصیه کند.
عوارض و خطرات نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده
HFpEF یک بیماری خوشخیم نیست و عوارض جدی به همراه دارد. یکی از شایعترین و خطرناکترین عوارض، فیبریلاسیون دهلیزی (AFib) است. فشار بالای داخل قلب باعث گشاد شدن دهلیزها و بهم ریختن سیستم الکتریکی آنها میشود. AFib نه تنها نارسایی قلبی را بدتر میکند، بلکه خطر سکته مغزی را ۵ برابر افزایش میدهد.
فشار خون ریوی (Pulmonary Hypertension) عارضه دیگری است که ناشی از انتقال فشار بالای سمت چپ قلب به عروق ریه است. این وضعیت باعث تنگی نفس شدید و در نهایت نارسایی سمت راست قلب میشود که با ورم شدید شکم و پاها و نارسایی کبد (سیروز قلبی) همراه است. نارسایی کلیه نیز هم به عنوان علت و هم به عنوان معلول (سندرم کاردیو-رنال) در این بیماران شایع است و درمان با دیورتیکها را دشوار میکند.
بستریهای مکرر در بیمارستان به دلیل تشدید نارسایی قلبی، کیفیت زندگی بیمار را به شدت کاهش میدهد و خطر عفونتهای بیمارستانی را بالا میبرد. ضعف عضلانی و ناتوانی در انجام کارهای شخصی در سالمندان مبتلا، منجر به وابستگی و افسردگی میشود. اگرچه مرگ ناگهانی قلبی در این نوع کمتر از نوع سیستولیک است، اما مرگ و میر کلی به دلیل بیماریهای همراه (مثل سکته مغزی یا نارسایی کلیه) همچنان بالاست.
نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده در کودکان و دوران بارداری
HFpEF به شکل کلاسیک آن (ناشی از پیری و فشار خون) در کودکان تقریباً وجود ندارد. اگر کودکی علائم نارسایی قلبی با پمپاژ نرمال داشته باشد، معمولاً علت آن کاردیومیوپاتی محدودکننده (ژنتیکی) یا بیماریهای ذخیرهای متابولیک است که ماهیت متفاوتی دارند و بسیار نادر و خطرناک هستند. تشخیص در کودکان نیازمند بررسیهای دقیق ژنتیک و بیوپسی است.
در دوران بارداری، زنانی که دارای قلب سفت یا سابقۀ فشار خون مزمن هستند، در خطر بالایی قرار دارند. بارداری حجم خون مادر را تا ۵۰ درصد افزایش میدهد. یک قلب سفت و غیرمنعطف نمیتواند این حجم اضافی را بپذیرد. این عدم تطابق منجر به افزایش ناگهانی فشار داخل قلب و ادم ریوی (آب آوردن ریه) میشود. خطر پرهاکلامپسی (مسمومیت بارداری) در این زنان بسیار بالاتر است. زنانی که سابقه HFpEF دارند، باید قبل از بارداری مشاوره دقیق انجام دهند و در طول بارداری تحت نظارت دقیق متخصص قلب و زنان باشند. مدیریت مایعات در حین زایمان برای این مادران حیاتی است تا از نارسایی حاد قلبی جلوگیری شود.
طول درمان نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده چقدر است
HFpEF یک بیماری مزمن و پیشرونده است و درمان قطعی (Curative) ندارد. طول درمان برابر با تمام طول عمر باقیمانده بیمار است. هدف از درمان، “کنترل” بیماری است، نه حذف آن. تغییرات ساختاری قلب (مانند فیبروز و ضخیم شدن) معمولاً برگشتناپذیر هستند یا به سختی و بسیار کند بهبود مییابند.
با این حال، با درمان مناسب و تغییر سبک زندگی، میتوان علائم را کنترل کرد و پیشرفت بیماری را کند نمود. بسیاری از بیماران با رعایت رژیم و مصرف داروها (به خصوص SGLT2 inhibitors) میتوانند سالها زندگی فعال و باکیفیتی داشته باشند. قطع درمان یا عدم رعایت رژیم غذایی معمولاً منجر به بازگشت سریع علائم و بستری شدن در بیمارستان میشود. بنابراین، بیمار باید بپذیرد که مدیریت HFpEF یک تعهد مادامالعمر است که نیازمند صبر، انضباط و پیگیری مداوم پزشکی است.
چرا تنگی نفس دارم وقتی قلبم خوب پمپاژ میکند؟
این سوالی است که تقریباً تمام بیماران HFpEF میپرسند. پاسخ در یک مثال ساده نهفته است: تصور کنید قلب مثل یک بادکنک است. در نارسایی قلبی معمولی (سیستولیک)، بادکنک ضعیف و شل است و نمیتواند هوا (خون) را بیرون بفرستد. اما در HFpEF، بادکنک ضخیم و بسیار سفت شده است (مثل توپ چرمی). اگرچه این توپ قوی است و میتواند محتویاتش را خالی کند، اما مشکل اینجاست که پر نمیشود. برای پر کردن این توپ سفت، نیاز به فشار زیادی است. این فشار بالا به عقب برمیگردد؛ یعنی به داخل ریهها. وقتی فشار در ریهها بالا میرود، مایع از رگها نشت میکند و باعث میشود شما احساس خفگی و تنگی نفس کنید، دقیقاً مثل اینکه در حال غرق شدن باشید، با اینکه قدرت عضله قلب شما روی کاغذ “نرمال” است.
جمعبندی
نارسایی قلب با کسر جهشی حفظشده (HFpEF) که به آن سندرم قلب سفت نیز میگویند، وضعیتی است که در آن عضله قلب قدرت پمپاژ طبیعی دارد اما به دلیل سفتی و ضخامت، نمیتواند به خوبی از خون پر شود. این بیماری عمدتاً در زنان مسن با سابقه فشار خون بالا و چاقی رخ میدهد. علائم اصلی آن شامل تنگی نفس شدید در فعالیت، ورم پاها و خستگی است. تشخیص آن دشوار است و نیازمند بررسی دقیق دیاستولیک در اکوکاردیوگرافی است.
درمان این بیماری شامل کنترل فشار خون، کاهش وزن و استفاده از داروهای جدید مانند مهارکنندههای SGLT2 است که انقلابی در بهبود وضعیت بیماران ایجاد کردهاند. رعایت رژیم کمنمک و ورزش منظم در خانه از ارکان اصلی مدیریت بیماری است. اگرچه HFpEF درمان قطعی ندارد، اما با مراقبت صحیح میتوان از عوارض خطرناکی مانند فیبریلاسیون دهلیزی و بستریهای مکرر جلوگیری کرد و کیفیت زندگی را حفظ نمود.