دیدن این مقاله:
1
همراه

بیماری کره (Chorea)

سیستم عصبی و حرکتی انسان مجموعه‌ای بی‌نهایت پیچیده از مسیرهای الکتریکی و شیمیایی است که به ما اجازه می‌دهد حرکات خود را با دقت و ظرافت کنترل کنیم. از پلک زدن گرفته تا راه رفتن، تمام این اعمال تحت فرماندهی بخش‌های خاصی از مغز انجام می‌شوند. زمانی که در این سیستم فرماندهی اختلالی ایجاد شود، فرد ممکن است کنترل حرکات ارادی خود را از دست بدهد. بیماری کره یکی از بارزترین و شناخته‌شده‌ترین اختلالات حرکتی در علم مغز و اعصاب است که با حرکات غیرارادی، نامنظم، غیرقابل پیش‌بینی و کوتاه مدت مشخص می‌شود. این حرکات به گونه‌ای هستند که گویی از یک قسمت بدن به قسمت دیگر جریان می‌یابند و حالتی شبیه به یک رقص بی‌نظم و ناخواسته را به نمایش می‌گذارند. در واقع، ریشه نام این بیماری از کلمه یونانی “خاریا” (Khoreia) گرفته شده است که دقیقا به معنای رقص است.

برای درک بهتر این وضعیت، باید به ساختارهای عمقی مغز نگاهی بیندازیم. در مرکز مغز انسان، مجموعه‌ای از هسته‌های عصبی به نام عقده‌های قاعده‌ای قرار دارند. این ساختارها مانند یک صافی یا یک رهبر ارکستر عمل می‌کنند؛ آن‌ها تصمیم می‌گیرند که کدام حرکات عضلانی اجازه اجرا دارند و کدام حرکات باید سرکوب و مهار شوند. در یک فرد سالم، این رهبر ارکستر با ایجاد تعادل دقیق بین مواد شیمیایی مغز (انتقال‌دهنده‌های عصبی)، حرکات اضافی را خاموش می‌کند تا حرکت اصلی به نرمی انجام شود. اما در بیماری کره، این بخش از مغز دچار آسیب یا اختلال عملکرد می‌شود. در نتیجه، مغز توانایی ترمز کردن و مهار سیگنال‌های حرکتی اضافی را از دست می‌دهد و عضلات مختلف بدن به صورت تصادفی و بدون هیچ هدف خاصی شروع به منقبض شدن می‌کنند.

باید توجه داشت که کره در واقع به خودی خود یک بیماری واحد نیست، بلکه یک “نشانه” یا یک “سندرم” است که می‌تواند در اثر ده‌ها بیماری، اختلال ژنتیکی، عفونت یا حتی مصرف داروهای خاص ایجاد شود. این حرکات می‌توانند به قدری خفیف باشند که شبیه به بی‌قراری یا عصبی بودن فرد به نظر برسند، یا به قدری شدید و خشن باشند که فرد را از انجام ساده‌ترین کارهای روزمره مانند غذا خوردن، راه رفتن و صحبت کردن بازدارند. فرد مبتلا به این عارضه هیچ کنترلی روی این پرش‌های عضلانی ندارد و تلاش برای متوقف کردن آن‌ها معمولا بی‌فایده است و حتی ممکن است باعث تشدید آن‌ها در قسمت دیگری از بدن شود. در این مقاله جامع، تمامی جنبه‌های علمی، تشخیصی و درمانی این اختلال حرکتی پیچیده را با زبانی ساده و دقیق بررسی خواهیم کرد تا درک روشنی از آن به دست آورید.

اسم های دیگر بیماری کره

در متون تاریخی پزشکی و همچنین در طبقه‌بندی‌های تخصصی امروزی، این اختلال حرکتی بسته به علت ایجادکننده آن، با نام‌های متفاوتی شناخته می‌شود. آگاهی از این نام‌های جایگزین برای بیماران و خانواده‌های آن‌ها بسیار مهم است، زیرا به آن‌ها کمک می‌کند تا هنگام مطالعه پرونده‌های پزشکی یا جستجو در منابع علمی، بدانند که پزشک دقیقا به کدام نوع از این اختلال اشاره دارد. هر یک از این نام‌ها تاریخچه و مکانیسم خاص خود را دارند.

یکی از قدیمی‌ترین و مشهورترین نام‌های این بیماری، رقص سنت ویتوس (St. Vitus Dance) است. این نام ریشه در قرون وسطی دارد. در آن زمان، افرادی که دچار عفونت‌های خاصی می‌شدند و حرکات پرشی و رقص‌مانند از خود نشان می‌دادند، برای شفا یافتن به کلیسای سنت ویتوس در اروپا پناه می‌بردند. امروزه در علم پزشکی مدرن، این حالت را با نام “کره سیدنهام” (Sydenham’s chorea) می‌شناسند که نام پزشک کاشف ارتباط آن با تب روماتیسمی است. بنابراین، اگر جایی با نام رقص سنت ویتوس یا سیدنهام مواجه شدید، منظور همان حرکات غیرارادی ناشی از عفونت‌های باکتریایی در کودکان است.

نام بسیار مهم دیگر، بیماری هانتینگتون (Huntington’s Disease) است. در گذشته به این بیماری مستقیما “کره هانتینگتون” می‌گفتند، زیرا حرکات رقص‌مانند، بارزترین و اولین نشانه این بیماری ژنتیکی و کشنده بود. امروزه به دلیل اینکه این بیماری علائم روانی و زوال عقل را نیز به همراه دارد، کلمه کره از نام اصلی آن حذف شده است، اما همچنان به عنوان نمادین‌ترین علت بروز این حرکات در بزرگسالان شناخته می‌شود. نام‌های دیگری نظیر “کره گراویداروم” (Chorea Gravidarum) نیز وجود دارد که منحصرا به بروز این حرکات غیرارادی در دوران بارداری زنان اشاره می‌کند. همچنین عبارت “کره پیری” یا (Senile Chorea) در متون پزشکی برای توصیف حرکات غیرارادی با علت ناشناخته در افراد بسیار سالخورده به کار می‌رود. تمام این نام‌ها در نهایت توصیف‌کننده یک مشکل واحد در مدارهای حرکتی مغز هستند.

علت ابتلا به بیماری کره

یافتن علت دقیق بروز این حرکات غیرارادی در بدن، یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین وظایف متخصصان مغز و اعصاب است. از آنجا که این وضعیت یک علامت است نه یک بیماری مستقل، لیست عواملی که می‌توانند آن را ایجاد کنند بسیار طولانی و متنوع است. به طور کلی، پزشکان علل ابتلا را به دسته‌های ژنتیکی، عفونی و ایمنی، متابولیک، ساختاری و دارویی تقسیم می‌کنند. درک این علل نشان می‌دهد که چرا رویکرد درمانی برای هر بیمار کاملا متفاوت است.

علت ابتلا به بیماری کره
علت ابتلا به بیماری کره

در دسته علل ژنتیکی، بیماری هانتینگتون سردمدار است. این بیماری در اثر یک جهش ژنتیکی در کروموزوم شماره چهار ایجاد می‌شود. این جهش باعث تولید پروتئینی سمی در مغز می‌شود که به تدریج سلول‌های عصبی را در همان مرکز کنترل حرکات (عقده‌های قاعده‌ای) از بین می‌برد. با مرگ این سلول‌ها، ترمز حرکتی مغز بریده شده و حرکات رقص‌مانند آغاز می‌شوند. در دسته عفونی و خودایمنی، تب روماتیسمی ناشی از عفونت گلودرد استرپتوکوکی علت اصلی است. در این حالت، سیستم ایمنی بدن که برای مبارزه با باکتری‌ها آنتی‌بادی تولید کرده است، دچار اشتباه شده و به بافت‌های سالم مغز حمله می‌کند و باعث التهاب موقت آن‌ها می‌شود. بیماری لوپوس (SLE) و سندرم آنتی‌فسفولیپید نیز از دیگر بیماری‌های خودایمنی هستند که می‌توانند با حمله به مغز این علائم را ایجاد کنند.

علل متابولیک و غدد درون‌ریز نیز نقش مهمی دارند. پرکاری شدید تیروئید (تیروتوکسیکوز)، افت یا افزایش بسیار شدید قند خون در بیماران دیابتی، و نارسایی‌های پیشرفته کلیوی و کبدی که باعث تجمع سموم در خون می‌شوند، می‌توانند به صورت موقت عملکرد سلول‌های مغزی را مختل کرده و حرکات غیرارادی ایجاد کنند. در دسته علل ساختاری، وقوع سکته مغزی (ایسکمیک یا خونریزی) در مناطق عمیق مغز، تومورهای مغزی، یا کمبود اکسیژن در حین تولد (فلج مغزی) از جمله عواملی هستند که به صورت فیزیکی مدار حرکتی را تخریب می‌کنند. در نهایت، مصرف طولانی‌مدت برخی داروها، به ویژه داروهای روانپزشکی (مانند هالوپریدول) و داروهای ضدتهوع، می‌تواند باعث ایجاد مسمومیت در گیرنده‌های دوپامین مغز شده و وضعیتی به نام دیسکینزی دیررس ایجاد کند که علائمی کاملا مشابه با این بیماری دارد.

نشانه های بیماری کره

نشانه‌ها و تظاهرات بالینی این اختلال به قدری خاص و منحصر‌به‌فرد هستند که معمولا یک متخصص مغز و اعصاب با تجربه می‌تواند تنها با مشاهده راه رفتن یا نشستن بیمار، به وجود آن پی ببرد. ویژگی کلیدی این حرکات، غیرارادی بودن، بی‌نظمی و فقدان یک الگوی تکرارشونده ثابت است. برخلاف لرزش (مانند بیماری پارکینسون) که یک حرکت ریتمیک و منظم است، این حرکات کاملا تصادفی و روان هستند. گویی یک جریان الکتریکی از شانه به دست، سپس به صورت و بعد به پاها منتقل می‌شود. بیماران معمولا سعی می‌کنند این حرکات ناخواسته را با تبدیل کردن آن‌ها به یک حرکت هدفمند (مثلا اگر دستشان ناگهان بالا می‌رود، دست را به سمت موهایشان می‌برند تا وانمود کنند در حال مرتب کردن موها هستند) پنهان کنند که به این حالت پاراکینزی می‌گویند.

در اندام‌ها، این نشانه‌ها خود را به شکل تکان دادن ناگهانی دست‌ها، بالا انداختن شانه‌ها، پیچ و تاب خوردن مچ دست و حرکت دادن انگشتان شبیه به نواختن پیانو نشان می‌دهند. یکی از نشانه‌های بسیار کلاسیک در معاینات پزشکی، علامت “گرفتن دست دوشاب‌دوش” (Milkmaid’s grip) است. زمانی که بیمار سعی می‌کند انگشتان پزشک را محکم در دست خود نگه دارد، عضلات دست او به صورت غیرارادی و متناوب منقبض و منبسط می‌شوند، گویی که در حال دوشیدن شیر گاو است و نمی‌تواند یک فشار ثابت را حفظ کند. علامت جالب دیگر، زبان مارمولکی (Jack-in-the-box tongue) است. اگر از بیمار خواسته شود زبان خود را بیرون نگه دارد، زبان به دلیل انقباضات غیرارادی مدام به داخل دهان کشیده می‌شود و بیمار نمی‌تواند آن را برای چند ثانیه ثابت بیرون نگه دارد.

عضلات صورت و گردن نیز به شدت درگیر می‌شوند. بیمار ممکن است به صورت غیرارادی اخم کند، لب‌هایش را جمع کند، چشم‌هایش را با شدت ببندد یا شکلک‌های عجیبی درآورد. این درگیری عضلانی در ناحیه صورت، گلو و حنجره، تاثیر بسیار مخربی بر گفتار و بلع می‌گذارد. صدای بیمار ممکن است بریده بریده شود، کلمات را با شدت یا تاخیر ادا کند (دیس‌آرتری) و در هنگام قورت دادن غذا یا مایعات دچار مشکل و سرفه شود (دیسفاژی). در پاها نیز این حرکات باعث می‌شود که راه رفتن بیمار حالتی رقص‌گونه، نامتعادل و سکندری‌خوران پیدا کند که خطر زمین خوردن را به شدت افزایش می‌دهد. نکته مهم این است که تمام این حرکات در هنگام خواب به طور کامل متوقف می‌شوند.

نحوه تشخیص بیماری کره

رسیدن به یک تشخیص قطعی و پیدا کردن علت ریشه‌ای در این بیماری، شبیه به حل کردن یک پازل پیچیده است. از آنجا که این حرکات تنها یک نشانه هستند، پزشک باید مانند یک کارآگاه تمام احتمالات ممکن را بررسی کند تا به عامل اصلی برسد. فرآیند تشخیص همواره با یک مصاحبه بالینی بسیار دقیق و بررسی تاریخچه پزشکی بیمار و خانواده‌اش آغاز می‌شود. وجود سابقه مشابه در اعضای خانواده، بلافاصله پزشک را به سمت بیماری‌های ژنتیکی هدایت می‌کند. همچنین سوال در مورد داروهای مصرفی، عفونت‌های اخیر (به ویژه گلودرد در کودکان) و بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت یا لوپوس، مسیر تشخیص را روشن‌تر می‌سازد.

پس از معاینه فیزیکی و عصبی برای تایید نوع حرکات، پزشک از تصویربرداری‌های پیشرفته مغزی کمک می‌گیرد. اسکن ام‌آر‌آی (MRI) یا سی‌تی اسکن مغز برای رد کردن علل ساختاری مانند تومورها، سکته‌های مغزی خاموش، یا آسیب‌های ناشی از کمبود اکسیژن کاملا ضروری است. در بیماری هانتینگتون، ام‌آر‌آی در مراحل پیشرفته ممکن است کوچک شدن و تحلیل رفتن بخش‌های خاصی از عقده‌های قاعده‌ای (به ویژه هسته دمدار) را نشان دهد. با این حال، در بسیاری از انواع این بیماری (مانند نوع ناشی از تب روماتیسمی یا مصرف دارو)، اسکن مغزی بیمار ممکن است کاملا طبیعی و بدون نقص به نظر برسد.

نحوه تشخیص بیماری کره
نحوه تشخیص بیماری کره

آزمایش‌های خون بخش بسیار مهمی از فرآیند تشخیصی هستند. پزشک سطح قند خون، هورمون‌های تیروئید، فاکتورهای عملکرد کبد و کلیه، و الکترولیت‌ها را بررسی می‌کند. برای بررسی احتمال تب روماتیسمی و عفونت‌های استرپتوکوکی، آزمایش‌هایی مانند تیتر ASO و بررسی مارکرهای التهابی انجام می‌شود. همچنین، مجموعه‌ای از آزمایش‌های مربوط به بیماری‌های خودایمنی (مانند بررسی آنتی‌بادی‌های لوپوس) در صورت مشکوک بودن درخواست می‌گردد. در نهایت، اگر پزشک به بیماری هانتینگتون یا سایر سندرم‌های ارثی مشکوک باشد، استاندارد طلایی تشخیص، انجام آزمایش ژنتیک است. با گرفتن یک نمونه خون ساده و بررسی دقیق دی‌ان‌ای (DNA)، می‌توان وجود جهش ژنتیکی و حتی میزان شدت آن را با قطعیت صد در صد تایید یا رد کرد.

عوارض و خطرات بیماری کره

زندگی با بدنی که به صورت مداوم و بدون کنترل اراده در حال حرکت است، انسان را در معرض زنجیره‌ای از خطرات فیزیکی، فیزیولوژیک و روانی قرار می‌دهد. این عوارض می‌توانند کیفیت زندگی را به شدت کاهش داده و در موارد پیشرفته، تهدیدکننده حیات باشند. بزرگترین و فوری‌ترین خطر فیزیکی که این بیماران را تهدید می‌کند، خطر زمین خوردن، سقوط و ضربه به سر است. ناهماهنگی در حرکات پاها و تنه باعث می‌شود که بیمار تعادل خود را به راحتی از دست بدهد. شکستگی‌های استخوانی و آسیب‌های بافتی ناشی از برخورد دست و پا با اشیاء اطراف در این بیماران بسیار شایع است.

یکی از عوارض بسیار مهم و گاهی پنهان این بیماری، لاغری مفرط و کاهش وزن شدید است. عضلاتی که در طول روز و بیداری به صورت مداوم در حال انقباض و حرکت هستند، مقدار عظیمی کالری و انرژی مصرف می‌کنند. این فعالیت بدنی ناخواسته، متابولیسم بیمار را به شدت بالا می‌برد. از سوی دیگر، به دلیل درگیری عضلات فک و حنجره، غذا خوردن برای بیمار بسیار کند و خسته‌کننده می‌شود. ترکیب افزایش مصرف کالری و کاهش دریافت غذا، باعث می‌شود بیمار به سرعت وزن از دست بدهد و دچار سوءتغذیه شود. در کنار این موضوع، خطر آسپیراسیون (پریدن غذا یا مایعات به داخل ریه) به دلیل اختلال در عمل بلع، یکی از علل اصلی بروز عفونت‌های ریوی کشنده در مراحل پیشرفته بیماری است.

از منظر سلامت روان و ارتباطات اجتماعی، عوارض این بیماری بسیار ویرانگر هستند. حرکات عجیب و غیرقابل کنترل باعث جلب توجه دیگران و گاهی نگاه‌های قضاوت‌گرانه در محیط‌های عمومی می‌شود. این مسئله بیمار را به شدت مضطرب کرده و او را به سمت انزوای اجتماعی و دوری از جامعه سوق می‌دهد. از دست دادن توانایی انجام کارهای مستقل مانند رانندگی، نوشتن یا شغل، احساس ناامیدی و افسردگی عمیقی را در فرد ایجاد می‌کند. در بیماری‌هایی مانند هانتینگتون، علاوه بر حرکات فیزیکی، بافت‌های مرتبط با شناخت و احساسات در مغز نیز تخریب می‌شوند که این امر منجر به بروز زوال عقل، توهم، پرخاشگری و تغییرات شدید شخصیتی می‌گردد که بار مراقبتی بسیار سنگینی را بر دوش خانواده‌ها قرار می‌دهد.

تفاوت بیماری کره در مردان و زنان

با وجود اینکه ساختار پایه‌ای مدارهای حرکتی مغز در تمام انسان‌ها یکسان است، اما آمارها و تحقیقات اپیدمیولوژی نشان می‌دهند که جنسیت می‌تواند تاثیرات بسیار عمیقی بر میزان شیوع و علت بروز این حرکات غیرارادی داشته باشد. این تفاوت‌ها معمولا ریشه در تفاوت‌های کروموزومی، ترشحات هورمونی و همچنین تفاوت در میزان حساسیت سیستم ایمنی بین مردان و زنان دارند. درک این تفاوت‌های جنسیتی به متخصصان کمک می‌کند تا در هنگام مواجهه با بیماران، سریع‌تر به سمت تشخیص علت اصلی هدایت شوند.

در بیماری هانتینگتون که ریشه ژنتیکی اتوزومال (وابسته به کروموزوم‌های غیرجنسی) دارد، هیچ تفاوت معناداری بین زنان و مردان وجود ندارد و هر دو جنس به یک اندازه در معرض خطر به ارث بردن و ابتلا به این بیماری هستند. اما زمانی که پای علل عفونی، خودایمنی و هورمونی به میان می‌آید، کفه ترازو به شدت به سمت زنان سنگینی می‌کند. برای مثال، کره سیدنهام (ناشی از تب روماتیسمی) در دختران نوجوان و جوان به مراتب شایع‌تر از پسران است. محققان بر این باورند که سیستم ایمنی در زنان جوان واکنش‌های متفاوت و گاهی شدیدتری به عفونت‌های باکتریایی نشان می‌دهد که منجر به بروز این عارضه در مغز می‌شود.

علاوه بر این، فرم‌هایی از این بیماری وجود دارند که منحصرا و فقط در زنان دیده می‌شوند. بروز حرکات غیرارادی در دوران بارداری (کره گراویداروم) یکی از این موارد است که ناشی از تغییرات شدید هورمون‌های استروژن و پروژسترون است که گیرنده‌های مغزی را به شدت حساس می‌کنند. همچنین، زنانی که از قرص‌های ضدبارداری خوراکی استفاده می‌کنند، در موارد نادری ممکن است دچار این حرکات شوند که باز هم نشان‌دهنده حساسیت مغز زنان به نوسانات هورمونی است. بیماری‌های خودایمنی مانند لوپوس که یکی از علل ایجادکننده این اختلال حرکتی هستند نیز، در زنان چندین برابر شایع‌تر از مردان می‌باشند. بنابراین در یک نگاه کلی، زنان بیشتر از مردان به انواع ثانویه و قابل درمان این بیماری مبتلا می‌شوند.

بیماری کره در کودکان و در دوران بارداری

بررسی این اختلال در کودکان و زنان باردار نیازمند توجه ویژه‌ای است، زیرا علت و مسیر بیماری در این دو گروه کاملا با بزرگسالان متفاوت است و معمولا با اضطراب بسیار زیادی برای خانواده‌ها همراه است. در کودکان، شایع‌ترین علت بروز حرکات رقص‌مانند و پرشی، عفونت‌های استرپتوکوکی (مانند یک گلودرد چرکی ساده) است که به درستی درمان نشده‌اند. در این حالت که به آن کره سیدنهام می‌گویند، سیستم ایمنی کودک پس از چند هفته یا چند ماه از عفونت اولیه، به اشتباه به عقده‌های قاعده‌ای مغز حمله می‌کند. کودک به طور ناگهانی دچار حرکات غیرارادی در دست‌ها و صورت می‌شود، مداد از دستش می‌افتد، خط او ناخوانا می‌شود و ممکن است دچار تغییرات رفتاری شدید، گریه‌های بی‌دلیل و اختلال وسواس جبری شود. این وضعیت معمولا با درمان مناسب (آنتی‌بیوتیک و داروهای آرام‌بخش) پس از چند ماه به طور کامل و بدون ماندگاری بهبود می‌یابد، هرچند نیاز به مراقبت‌های طولانی‌مدت قلبی برای جلوگیری از آسیب به دریچه‌های قلب وجود دارد.

در دوران بارداری، این اختلال چهره دیگری از خود نشان می‌دهد که به آن کره گراویداروم می‌گویند. این وضعیت معمولا در سه ماهه اول بارداری رخ می‌دهد و بسیار نادر است. دلیل اصلی آن، افزایش شدید سطح هورمون‌های استروژن در خون مادر است که گیرنده‌های دوپامین در مغز را بیش از حد حساس می‌کند. جالب اینجاست که در بسیاری از موارد، زنانی دچار این عارضه در بارداری می‌شوند که در دوران کودکی خود سابقه ابتلا به تب روماتیسمی و نوع سیدنهام را داشته‌اند. در واقع مغز آن‌ها یک آسیب قدیمی پنهان داشته که اکنون با طوفان هورمونی بارداری دوباره بیدار شده است. همچنین وجود سندرم آنتی‌فسفولیپید (که باعث لخته شدن خون می‌شود) در زنان باردار می‌تواند عامل این حرکات باشد.

مدیریت این وضعیت در بارداری یک چالش پزشکی بزرگ است. حرکات شدید غیرارادی می‌تواند باعث خستگی مفرط مادر، آسیب به شکم، و اختلال در تغذیه جنین شود. از سوی دیگر، تجویز داروهای سرکوب‌کننده حرکات (مانند داروهای ضدروان‌پریشی) باید با نهایت احتیاط انجام شود تا آسیبی به رشد مغز جنین نرسد. پزشکان معمولا سعی می‌کنند با استراحت مطلق، محیط آرام و داروهای ملایم بیماری را کنترل کنند. خوشبختانه در اکثر قریب به اتفاق موارد، با پایان یافتن بارداری و زایمان، سطح هورمون‌ها به حالت عادی برگشته و حرکات غیرارادی به صورت خودبه‌خود و کامل محو می‌شوند.

روش های درمان بیماری کره

هنگامی که بیمار پس از گذراندن مراحل سخت تشخیص، متوجه نوع بیماری خود می‌شود، استراتژی‌های درمانی بر اساس علت ریشه‌ای آن پایه‌گذاری می‌گردد. باید واقع‌بین بود؛ روش درمان در این بیماری به این بستگی دارد که آیا ما با یک بیماری قابل بازگشت روبرو هستیم یا یک بیماری ژنتیکی پیش‌رونده. در صورتی که علت بیماری مواردی مانند پرکاری تیروئید، مشکلات کلیوی، قند خون نامنظم، یا مصرف داروهای خاص باشد، با درمان بیماری زمینه‌ای (مثلا تنظیم تیروئید یا قطع داروی ایجادکننده عارضه)، حرکات غیرارادی در عرض چند هفته تا چند ماه به طور کامل متوقف می‌شوند و فرد سلامتی خود را باز می‌یابد.

در مورد نوع ناشی از تب روماتیسمی در کودکان، درمان اصلی استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها (مانند پنی‌سیلین) برای ریشه‌کن کردن کامل باکتری استرپتوکوک از بدن است. کودک ممکن است برای جلوگیری از بازگشت عفونت، تا سال‌ها نیاز به مصرف پنی‌سیلین داشته باشد. اما در مورد بیماری‌های ژنتیکی و پیش‌رونده مانند هانتینگتون، متاسفانه در حال حاضر هیچ درمان قطعی، جراحی یا دارویی که بتواند جهش ژنتیکی را اصلاح کرده یا سلول‌های عصبی مرده را زنده کند، وجود ندارد. بنابراین، در این دسته از بیماران، تمام هدف کادر درمان بر روی “مدیریت علائم، کاهش شدت حرکات اضافی، و حفظ استقلال بیمار برای طولانی‌ترین زمان ممکن” متمرکز است.

روش‌های غیردارویی نقش بسیار پررنگی در این مدیریت دارند. فیزیوتراپی به بیمار کمک می‌کند تا تعادل خود را بهتر حفظ کند، الگوهای جدیدی برای راه رفتن بیاموزد و از خشکی مفاصل جلوگیری نماید. کاردرمانی به بیمار یاد می‌دهد که چگونه با وجود حرکات غیرارادی، کارهای روزمره مانند لباس پوشیدن و غذا خوردن را با استفاده از ابزارهای تطبیقی انجام دهد. گفتاردرمانی برای تقویت عضلات حنجره و آموزش تکنیک‌های بلع ایمن جهت جلوگیری از خفگی کاملا ضروری است. در موارد بسیار شدید و مقاوم به دارو، روش‌های پیشرفته جراحی مغز مانند تحریک عمقی مغز (DBS) ممکن است برای مهار سیگنال‌های حرکتی اشتباه در نظر گرفته شود، هرچند استفاده از آن در این بیماری نسبت به پارکینسون محدودتر است.

درمان دارویی بیماری کره

زمانی که حرکات غیرارادی به حدی شدید می‌شوند که زندگی بیمار را مختل می‌کنند و باعث خستگی، آسیب‌دیدگی و مشکل در تغذیه می‌شوند، پزشکان متخصص مغز و اعصاب وارد فاز دارودرمانی می‌شوند. هدف از دارودرمانی در این بیماران، کاهش فعالیت ماده شیمیایی دوپامین در مغز است. از آنجا که دوپامین یک انتقال‌دهنده عصبی است که باعث تسهیل حرکت می‌شود، مسدود کردن آن یا کاهش سطح آن در مغز، باعث می‌شود که حرکات اضافی و رقص‌مانند فروکش کنند. این داروها باید با دقت بسیار بالا و با شروع از دوزهای پایین تجویز شوند.

یک دسته از داروهای بسیار موثر، مهارکننده‌های VMAT2 هستند که شامل داروهایی مانند تترابنازین و دیوتترابنازین می‌شوند. این داروها به طور مستقیم ذخایر دوپامین را در پایانه‌های عصبی مغز تخلیه و کم می‌کنند. با کاهش دوپامین، سیگنال‌های حرکتی اشتباه ضعیف شده و حرکات بیمار به طور چشمگیری آرام می‌شود. با این حال، کاهش دوپامین در مغز عوارض جانبی جدی به همراه دارد. بیمار ممکن است دچار افسردگی شدید، افکار خودکشی، بی‌قراری، و خواب‌آلودگی مفرط شود. به همین دلیل، پزشکان این داروها را برای بیمارانی که از قبل سابقه افسردگی درمان‌نشده دارند، تجویز نمی‌کنند و بیماران مصرف‌کننده باید به طور مرتب از نظر سلامت روان بررسی شوند.

دسته دوم داروها، داروهای ضدروان‌پریشی (آنتی‌سایکوتیک‌ها) هستند. داروهای قدیمی‌تر مانند هالوپریدول و فلوفنازین، و داروهای جدیدتر مانند اولانزاپین، ریسپریدون و کوئتیاپین در این دسته قرار دارند. این داروها به جای کاهش سطح دوپامین، گیرنده‌های دوپامین را در سلول‌های مغزی مسدود می‌کنند تا پیام حرکتی دریافت نشود. این داروها علاوه بر کنترل حرکات، به مدیریت علائم روانی مانند پرخاشگری و توهم در بیماری‌های پیش‌رونده کمک می‌کنند. عارضه جانبی آن‌ها ممکن است ایجاد کندی حرکت و سفتی عضلات (شبیه به بیماری پارکینسون) باشد. در برخی موارد خفیف‌تر، از داروهای آرام‌بخش و ضدتشنج مانند کلونازپام یا والپروات سدیم برای آرام کردن کلی سیستم عصبی استفاده می‌شود. تنظیم دقیق این داروها یک هنر پزشکی است تا بیمار همزمان از حرکات اضافی رها شود و به کندی بیش از حد دچار نگردد.

طول درمان بیماری کره چقدر است

مفهوم “طول درمان” در این اختلال حرکتی کاملا نسبی است و نمی‌توان یک پاسخ واحد برای تمام بیماران ارائه داد. زمان بهبودی و مدت زمان نیاز به مداخلات پزشکی، ارتباط مستقیمی با ماهیت و علت بیماری زمینه‌ای دارد. برای درک بهتر، باید بیماران را به دو گروه اصلی با سیر حاد (موقت) و سیر مزمن (پیش‌رونده) تقسیم کنیم. این تقسیم‌بندی به بیماران و خانواده‌ها کمک می‌کند تا انتظارات واقع‌بینانه‌ای از روند درمان داشته باشند.

در گروه اول، یعنی بیمارانی که دچار علل عفونی، هورمونی یا دارویی شده‌اند، طول درمان محدود و مشخص است. برای مثال در کره سیدنهام (در کودکان)، فاز حاد و شدید حرکات غیرارادی معمولا بین سه تا شش ماه طول می‌کشد. با مصرف داروهای آرام‌بخش و گذشت زمان برای فروکش کردن التهاب مغز، علائم به تدریج کاهش یافته و در بیشتر کودکان پس از شش ماه تا یک سال به طور کامل ناپدید می‌شوند و نیازی به درمان دارویی برای حرکات ندارند. به طور مشابه، در زنان باردار مبتلا، حرکات معمولا در طول بارداری کنترل می‌شوند و بلافاصله یا چند هفته پس از زایمان به طور کامل پایان می‌یابند. در مورد عوارض دارویی نیز، با قطع داروی محرک، علائم در عرض چند ماه از بین می‌روند.

در نقطه مقابل، گروه دوم یعنی بیماران مبتلا به هانتینگتون یا سایر اختلالات ژنتیکی قرار دارند. در این افراد، بیماری یک فرآیند فرسایشی و پیش‌رونده در سیستم عصبی است که هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود. بنابراین، طول درمان در این حالت مادام‌العمر و همیشگی است. بیمار از زمان شروع علائم تا پایان عمر (که معمولا ۱۵ تا ۲۰ سال پس از شروع علائم طول می‌کشد)، نیازمند درمان و مراقبت مداوم است. روند درمانی در این سال‌ها ثابت نیست؛ دوز داروها باید مرتبا با پیشرفت بیماری تنظیم شوند، جلسات توانبخشی باید ادامه یابد و در مراحل پایانی، درمان از فاز کنترل حرکتی به فاز مراقبت‌های تسکینی (Palliative care) و حفظ کیفیت زندگی در بستر تغییر شکل می‌دهد.

پیشگیری از بیماری کره

از آنجا که بسیاری از عوامل ایجادکننده این حرکات غیرارادی قابلیت آسیب‌رسانی دائمی به بافت‌های مغز را دارند، پیشگیری از آن‌ها، هر جا که علم پزشکی اجازه دهد، بسیار حیاتی است. رویکردهای پیشگیرانه کاملا به نوع بیماری بستگی دارند. در مورد بیماری‌های ژنتیکی مانند هانتینگتون، پیشگیری اولیه از طریق مشاوره‌های ژنتیک قبل از ازدواج و بارداری انجام می‌شود. در خانواده‌هایی که سابقه این بیماری مرگبار وجود دارد، افراد می‌توانند با انجام آزمایش خون متوجه شوند که آیا ناقل ژن معیوب هستند یا خیر. امروزه با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته لقاح آزمایشگاهی (IVF) و تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی (PGD)، می‌توان جنین‌ها را در آزمایشگاه بررسی کرد و تنها جنین‌های کاملا سالم و فاقد ژن هانتینگتون را به رحم مادر منتقل کرد تا زنجیره این بیماری برای همیشه در آن خانواده قطع شود.

در مورد نوع عفونی و خودایمنی (کره سیدنهام)، پیشگیری بسیار ساده و در عین حال به شدت مهم است. تمام موارد این بیماری در کودکان به دنبال یک عفونت باکتریایی ساده در گلو (گلودرد استرپتوکوکی) رخ می‌دهند. اگر والدین و پزشکان با مشاهده گلودرد چرکی، تب و تورم غدد لنفاوی در کودک، بلافاصله آن را با یک دوره کامل و دقیق آنتی‌بیوتیک (مانند پنی‌سیلین) درمان کنند، باکتری از بین رفته و سیستم ایمنی هرگز فرصت حمله اشتباه به مغز و قلب را پیدا نخواهد کرد. درمان سریع گلودردهای چرکی، قدرتمندترین ابزار برای پیشگیری از این عارضه حرکتی در کودکان است.

در زمینه علل دارویی، پیشگیری نیازمند هوشیاری پزشکان و بیماران است. مصرف طولانی‌مدت داروهای ضدروان‌پریشی قدیمی (مانند هالوپریدول) یا داروهای گوارشی مانند متوکلوپرامید، خطر ایجاد حرکات غیرارادی غیرقابل بازگشت را به شدت بالا می‌برد. پزشکان باید این داروها را با کمترین دوز موثر و برای کوتاه‌ترین زمان ممکن تجویز کنند و به محض مشاهده اولین پرش‌های عضلانی ظریف در صورت یا دهان بیمار، دارو را قطع کرده یا با نسل جدیدتر داروها جایگزین نمایند تا از دائمی شدن آسیب مغزی پیشگیری شود. کنترل دقیق قند خون در دیابتی‌ها و مدیریت بیماری‌های خودایمنی مانند لوپوس نیز از دیگر راهکارهای موثر پیشگیرانه است.

رژیم غذایی مناسب برای بیماری کره

رژیم غذایی و تغذیه در مدیریت این اختلال حرکتی، تنها یک مسئله ساده برای پر کردن معده نیست، بلکه یکی از ارکان حیاتی برای زنده نگه داشتن بیمار و جلوگیری از تحلیل رفتن شدید بدن اوست. بیمارانی که به طور مداوم و غیرارادی دست و پای خود را تکان می‌دهند، مانند یک ورزشکار ماراتن در حال سوزاندن بی‌وقفه کالری هستند. آن‌ها حتی در زمان نشستن روی مبل نیز انرژی مصرف می‌کنند. به همین دلیل، نیاز کالری روزانه این بیماران بسیار بالاتر از افراد عادی است (گاهی تا ۵۰۰۰ کالری در روز در مراحل شدید).

برای جلوگیری از کاهش وزن خطرناک و از دست دادن توده عضلانی، رژیم غذایی بیمار باید به شدت متراکم، پرکالری و غنی از پروتئین باشد. گنجاندن میان‌وعده‌های مقوی، استفاده از مغزها، کره‌های گیاهی (مانند کره بادام زمینی)، لبنیات پرچرب، و مکمل‌های غذایی و پودرهای پروتئینی در برنامه روزانه کاملا ضروری است. علاوه بر کالری، رژیم غذایی باید سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها و اسیدهای چرب امگا-۳ (مانند ماهی سالمون، گردو و روغن زیتون) باشد تا از التهاب بیشتر در سلول‌های عصبی مغز جلوگیری کند. همچنین هیدراتاسیون و نوشیدن آب کافی برای دفع سموم عضلانی ناشی از انقباضات مداوم بسیار مهم است.

اما بزرگترین چالش تغذیه‌ای در این بیماران، مشکل در بلع (دیسفاژی) است. حرکات غیرارادی عضلات گلو و حنجره باعث می‌شود که جویدن و قورت دادن غذا به شدت خطرناک شود. مصرف غذاهای سفت، خشک یا چندبافتی (مانند سوپی که هم آبکی است و هم تکه‌های درشت دارد) خطر پریدن غذا به ریه و خفگی را به همراه دارد. در این مرحله، بافت غذای بیمار باید تغییر کند. غذاها باید به صورت پوره شده، نرم و یکدست درآیند. مایعات رقیق (مانند آب و چای) سریعا وارد مجرای تنفسی می‌شوند، بنابراین باید با استفاده از پودرهای مخصوص، غلظت مایعات را تا حد غلظت شهد یا ماست افزایش داد تا بیمار بتواند آن‌ها را با کنترل بهتری قورت دهد. استفاده از ظروف مخصوص و قاشق‌های سنگین نیز به تغذیه راحت‌تر بیمار کمک می‌کند.

درمان خانگی بیماری کره

در برخورد با بیماری‌هایی که ریشه در تغییرات ساختاری یا شیمیایی عمق مغز دارند، باید تاکید کرد که درمان‌های خانگی، دمنوش‌های گیاهی و روش‌های سنتی نمی‌توانند بیماری را درمان کرده یا سلول‌های عصبی را ترمیم کنند. با این حال، “مراقبت‌های خانگی” به معنای اصلاح محیط زندگی و حمایت روانشناختی، بخش فوق‌العاده مهمی از مسیر مدیریت بیماری است. هدف از اقدامات خانگی، ایجاد پناهگاهی امن برای بیمار است تا خطر آسیب‌دیدگی به حداقل رسیده و آرامش روانی او حفظ شود.

اولین و مهم‌ترین اقدام در خانه، ایمن‌سازی فیزیکی محیط است. فردی که حرکات غیرارادی و ناهماهنگ دارد، به راحتی تعادل خود را از دست می‌دهد یا دست و پایش با وسایل برخورد می‌کند. تمام فرش‌های لغزنده باید جمع‌آوری شوند. گوشه‌های تیز میزها و مبلمان باید با فوم‌های نرم پوشانده شوند. مسیرهای رفت‌وآمد در خانه باید از وسایل اضافی و سیم‌های برق خالی باشند. نصب دستگیره‌های محکم در حمام و توالت، و استفاده از صندلی حمام برای جلوگیری از زمین خوردن در فضاهای لغزنده، از اقدامات ضروری خانگی است. اگر بیمار مستعد افتادن از تخت است، قرار دادن تشک‌های نرم در کنار تخت یا استفاده از تخت‌های با ارتفاع کم توصیه می‌شود.

از نظر روانی و رفتاری، محیط خانه باید در بالاترین سطح آرامش باشد. تحقیقات نشان داده است که استرس، اضطراب، هیجانات شدید و خستگی، حرکات رقص‌مانند و غیرارادی را به شدت افزایش می‌دهند. خانواده‌ها باید از ایجاد تنش و بحث‌های استرس‌زا در حضور بیمار خودداری کنند. انجام تکنیک‌های آرام‌سازی، گوش دادن به موسیقی ملایم، و حفظ یک روتین منظم برای خواب (زیرا حرکات در خواب متوقف می‌شوند و بدن استراحت می‌کند) از بهترین روش‌های خودمراقبتی است. همچنین، استفاده از لباس‌های راحت بدون دکمه‌های ریز و زیپ‌های سخت، و کفش‌های چسبی یا کشی (بدون بند)، استقلال بیمار را در انجام کارهای شخصی حفظ کرده و از سرخوردگی او در خانه جلوگیری می‌کند.

ارتباط بیماری کره با سلامت روان و زوال عقل

شاید در نگاه اول، پرش‌ها و حرکات نامنظم دست و پا تنها به عنوان یک مشکل مکانیکی و فیزیکی به نظر برسند. اما باطن این بیماری، به ویژه در فرم‌های ژنتیکی و پیش‌رونده مانند هانتینگتون، بسیار تاریک‌تر و پیچیده‌تر است. عقده‌های قاعده‌ای در مغز، علاوه بر کنترل حرکات، نقش‌های حیاتی و پنهانی در پردازش احساسات، خلق و خو، و عملکردهای شناختی (یادگیری و حافظه) دارند. زمانی که این ساختارها تخریب می‌شوند، علاوه بر بدن، روح و روان بیمار نیز کنترل خود را از دست می‌دهد.

اختلالات روانپزشکی معمولا حتی قبل از شروع حرکات فیزیکی خود را نشان می‌دهند. یکی از شایع‌ترین و مخرب‌ترین این علائم، افسردگی عمیق و بالینی است. این افسردگی صرفا واکنشی به دانستن نام بیماری نیست، بلکه مستقیما ناشی از تغییرات شیمیایی و فیزیکی در مغز است. بیماران ممکن است دچار بی‌انگیزگی مطلق (آپاتی) شوند؛ به طوری که تمام علاقه خود را به سرگرمی‌ها، شغل و حتی خانواده از دست می‌دهند و ساعت‌ها در یک نقطه خیره می‌مانند. تغییرات شخصیتی نیز بسیار شایع است. فردی که تا پیش از این آرام بوده، ممکن است به شدت پرخاشگر، تکانشی و غیرقابل کنترل شود. عدم توانایی در کنترل احساسات باعث می‌شود که بیمار به صورت ناگهانی خشمگین شده یا رفتارهای نامناسب اجتماعی از خود نشان دهد.

با پیشرفت بیماری در طول سال‌ها، آسیب‌های مغزی گسترده‌تر شده و منجر به زوال عقل (دمانس) می‌گردد. زوال عقل در این بیماران با بیماری آلزایمر متفاوت است. در اینجا مشکل اصلی حافظه کوتاه‌مدت نیست، بلکه “عملکردهای اجرایی” مغز از بین می‌روند. بیمار توانایی سازماندهی، برنامه‌ریزی، حل مسائل ساده و تمرکز روی یک موضوع را از دست می‌دهد. سرعت پردازش اطلاعات در ذهن او به شدت کند می‌شود. این ترکیب ویرانگر از ناتوانی حرکتی، تغییرات شدید شخصیتی و افت شناختی، باعث می‌شود که بیمار در مراحل پایانی به مراقبت شبانه‌روزی و حمایت کامل روانپزشکی نیاز داشته باشد تا کیفیت زندگی او و امنیت خانواده‌اش حفظ گردد.


جمع بندی

بیماری کره (Chorea) یک اختلال حرکتی پیچیده است که با بروز حرکات نامنظم، غیرارادی، کوتاه و رقص‌مانند در اندام‌ها و صورت شناخته می‌شود. این وضعیت ناشی از اختلال در عقده‌های قاعده‌ای مغز است که کنترل ترمزهای حرکتی را از دست داده‌اند. این بیماری علل بسیار متنوعی دارد؛ از علل ژنتیکی و کشنده مانند بیماری هانتینگتون گرفته تا علل عفونی در کودکان مانند رقص سنت ویتوس (کره سیدنهام) و حتی عوارض مصرف برخی داروها. علائمی نظیر تکان‌های ناگهانی دست‌ها، اختلال در تکلم و مشکلات بلع از بارزترین تظاهرات آن هستند که در خواب متوقف می‌شوند.

تشخیص این سندرم نیازمند معاینات دقیق عصبی، تصویربرداری مغزی و آزمایش‌های خونی و ژنتیکی برای یافتن علت ریشه‌ای است. درمان نیز کاملا به علت بیماری بستگی دارد؛ در حالی که فرم‌های عفونی با آنتی‌بیوتیک درمان می‌شوند، برای فرم‌های ژنتیکی درمان قطعی وجود ندارد و پزشکان تنها با استفاده از داروهایی نظیر تترابنازین یا داروهای ضدروان‌پریشی سعی در کاهش حرکات و مدیریت علائم روانی دارند. خطر زمین خوردن، کاهش وزن شدید و آسپیراسیون (پریدن غذا به ریه) از جدی‌ترین عوارض فیزیکی این بیماران است که نیازمند رژیم غذایی پرکالری و پوره شده است.

علاوه بر درگیری‌های فیزیکی، این بیماری تاثیرات عمیقی بر سلامت روان و شناخت فرد می‌گذارد و می‌تواند منجر به افسردگی شدید، تغییرات شخصیتی و زوال عقل گردد. اگرچه طول درمان در انواع ژنتیکی مادام‌العمر است، اما با حمایت‌های فیزیوتراپی، گفتاردرمانی، ایمن‌سازی محیط خانه و مراقبت‌های روانشناختی، می‌توان استقلال و کیفیت زندگی بیماران را تا حد امکان حفظ نمود. آگاهی خانواده‌ها و درک صحیح از ماهیت غیرارادی این حرکات، بزرگترین پشتیبان بیماران در این مسیر دشوار است.

دیدگاهتان را بنویسید