بیماری سندرم تنفسی حاد شدید (SARS)
- بیماری سارس یا سندرم تنفسی حاد شدید چیست؟ (SARS)
- پیشگیری از سندرم تنفسی حاد شدید (SARS)
- علائم و نشانههای بیماری سارس
- نحوه تشخیص بیماری سارس
- علت ابتلا به بیماری سارس
- تفاوت بیماری سارس در مردان و زنان
- روشهای درمان دارویی و پزشکی
- درمان خانگی و مراقبتهای حمایتی
- رژیم غذایی مناسب برای بیماران سارس
- عوارض و خطرات بیماری سارس
- سارس در کودکان و دوران بارداری
- طول درمان بیماری سارس چقدر است؟
- نامهای دیگر و تاریخچه بیماری
- تفاوت سارس با کووید-۱۹ و آنفولانزا
بیماری سارس یا سندرم تنفسی حاد شدید چیست؟ (SARS)
سندرم تنفسی حاد شدید که به اختصار سارس (SARS) نامیده میشود، یک بیماری تنفسی ویروسی و بسیار خطرناک است که توسط نوعی کروناویروس ایجاد میشود. این بیماری نخستین بار در سال ۲۰۰۳ در آسیا شناسایی شد و به سرعت به یک نگرانی بهداشتی جهانی تبدیل گردید. سارس شکلی پیشرفته و تهدیدکننده از بیماری ذاتالریه یا پنومونی است که در آن کیسههای هوایی ریه ملتهب و پر از مایع میشوند، و در نتیجه توانایی بدن برای جذب اکسیژن به شدت کاهش مییابد. ویروس عامل این بیماری، با نام علمی SARS-CoV شناخته میشود و از همان خانوادهای است که ویروس عامل کووید-۱۹ نیز به آن تعلق دارد، اما رفتار و شدت اثرگذاری آن تفاوتهایی دارد.
زمانی که ویروس سارس وارد بدن میشود، سیستم تنفسی را هدف قرار میدهد. این ویروس با اتصال به گیرندههای خاصی در سطح سلولهای ریه، وارد آنها شده و شروع به تکثیر میکند. واکنش سیستم ایمنی بدن به این تهاجم بسیار شدید است. بدن برای مبارزه با ویروس، گلبولهای سفید و مایعات التهابی را به سمت ریهها میفرستد. این واکنش که “طوفان سیتوکینی” نامیده میشود، گاهی اوقات به جای کمک به بیمار، باعث تخریب بافتهای سالم ریه میشود. در نتیجه، فرد مبتلا دچار تنگی نفس شدید میشود و ممکن است برای تنفس نیاز به دستگاههای کمک تنفسی پیدا کند. شناخت ماهیت این بیماری برای درک نحوه مدیریت همهگیریهای مشابه بسیار حیاتی است.
شیوع سارس در سال ۲۰۰۳ نشان داد که یک ویروس جدید چقدر سریع میتواند از طریق سفرهای هوایی در سراسر جهان پخش شود. اگرچه از سال ۲۰۰۴ تاکنون مورد جدیدی از ابتلای طبیعی به سارس گزارش نشده است، اما سازمانهای بهداشتی همواره بر اهمیت آمادگی در برابر بازگشت احتمالی این ویروس یا ویروسهای مشابه تأکید دارند. سارس یک بیماری زئونوتیک است، به این معنی که از حیوانات به انسان منتقل شده است. منشاء اولیه آن خفاشها بودند که ویروس را به گربههای زباد (Civet cats) و سپس به انسان منتقل کردند. درک این زنجیره انتقال برای جلوگیری از طغیانهای آینده ضروری است.
پیشگیری از سندرم تنفسی حاد شدید (SARS)
پیشگیری از سارس بر پایه قطع زنجیره انتقال ویروس استوار است. از آنجا که واکسن تایید شده و عمومی برای سارس وجود ندارد، رعایت بهداشت فردی و کنترل عفونت مهمترین ابزار دفاعی محسوب میشود. شستشوی مکرر دستها با آب و صابون یا استفاده از محلولهای ضدعفونیکننده الکلی، سنگ بنای پیشگیری است. ویروس سارس میتواند روی سطوح مختلف تا چندین ساعت یا حتی چند روز زنده بماند؛ بنابراین لمس سطوح آلوده و سپس تماس دست با صورت، چشم یا دهان، یکی از راههای اصلی انتقال است. استفاده از ماسکهای تنفسی مناسب (مانند N95) در محیطهای درمانی و در زمان شیوع بیماری برای محافظت از کادر درمان و افراد سالم بسیار حیاتی است.
ایزولاسیون و قرنطینه بیماران مشکوک، موثرترین راهکار در سطح کلان برای کنترل شیوع سارس است. در بیمارستانها و مراکز درمانی، بیماران مبتلا به سارس باید در اتاقهای ایزوله با فشار منفی نگهداری شوند تا هوای آلوده به ویروس به سایر بخشهای بیمارستان نشت نکند. طراحی و ساخت این فضاهای ایزوله نیازمند استانداردهای دقیق مهندسی است. در ساخت دیوارهها و سقف این اتاقهای تمیز و ایزوله، استفاده از مصالحی که کاملاً هوابند باشند و قابلیت شستشو و ضدعفونی مداوم را داشته باشند، ضروری است. به همین دلیل، در بسیاری از بیمارستانهای پیشرفته صحرایی یا دائمی، از ساندویچ پانل ماموت استفاده میشود تا با ایجاد محیطی کاملاً ایزوله و بهداشتی، از خروج ویروس و آلودگی محیط اطراف جلوگیری شود و ایمنی کادر درمان و سایر بیماران تضمین گردد.
علاوه بر اقدامات بیمارستانی، رعایت فاصله فیزیکی و پرهیز از تجمعات در دوران طغیان بیماری ضروری است. ویروس سارس عمدتاً از طریق قطرات تنفسی بزرگ که هنگام سرفه یا عطسه پرتاب میشوند، منتقل میگردد. با این حال، اقدامات احتیاطی برای پیشگیری از انتقال از طریق ذرات ریز معلق در هوا (آئروسل) نیز در محیطهای بسته توصیه میشود. تهویه مناسب فضاهای سربسته، باز گذاشتن پنجرهها برای جریان هوا و استفاده از سیستمهای فیلتراسیون هوا میتواند غلظت ویروس در محیط را کاهش دهد و خطر ابتلا را پایین بیاورد.
علائم و نشانههای بیماری سارس
بیماری سارس معمولاً با علائمی شبیه به آنفولانزا آغاز میشود که تشخیص اولیه آن را دشوار میسازد. دوره کمون بیماری (فاصله بین ورود ویروس تا شروع علائم) معمولاً ۲ تا ۷ روز است، اما ممکن است تا ۱۰ روز نیز طول بکشد. اولین و شایعترین علامت، تب بالا (معمولاً بالای ۳۸ درجه سانتیگراد) است. این تب اغلب با لرز و تعریق همراه است. برخلاف سرماخوردگی معمولی، علائم تنفسی فوقانی مانند آبریزش بینی و گلودرد در مراحل اولیه سارس کمتر دیده میشود و بیماری بیشتر ماهیت سیستمیک دارد.
پس از شروع تب، بیمار علائمی همچون سردرد شدید، درد عضلانی (میالژی) و خستگی مفرط را تجربه میکند. برخی از بیماران ممکن است در ابتدای بیماری دچار علائم گوارشی مانند اسهال شوند که این ویژگی در سارس نسبت به سایر کروناویروسها کمی بارزتر بود. پس از گذشت ۳ تا ۷ روز از شروع علائم اولیه، فاز تنفسی بیماری آغاز میشود. در این مرحله، بیمار دچار سرفههای خشک و بدون خلط میشود که میتواند بسیار آزاردهنده باشد.
با پیشرفت درگیری ریوی، تنگی نفس و احساس کمبود اکسیژن (هیپوکسی) بروز میکند. در این مرحله، سطح اکسیژن خون بیمار افت میکند و ممکن است لبها و ناخنها کمی کبود شوند. در موارد شدید، بیماری به سمت “سندرم زجر تنفسی حاد” (ARDS) پیش میرود که در آن ریهها سفت شده و بیمار قادر به تنفس مستقل نیست. نکته مهم در مورد علائم سارس این است که برخلاف آنفولانزا که بیمار ممکن است با وجود تب بالا حال عمومی نسبتاً خوبی داشته باشد، بیماران مبتلا به سارس معمولاً ظاهری بسیار بدحال و سمی (Toxic) دارند و روند بیماری آنها به سرعت رو به وخامت میگذارد.
نحوه تشخیص بیماری سارس
تشخیص سارس ترکیبی از بررسیهای بالینی، اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی است. در گام اول، پزشک به سابقه سفر بیمار و تماسهای او توجه میکند. اگر بیمار اخیراً به منطقهای که شیوع سارس در آن گزارش شده سفر کرده باشد یا با فرد مبتلا تماس نزدیک داشته باشد، شک بالینی به شدت افزایش مییابد. در معاینه فیزیکی، پزشک با گوشی پزشکی به صدای ریهها گوش میدهد؛ وجود صدای “کراکل” (صدای خشخش شبیه راه رفتن روی برف) یا کاهش صداهای تنفسی، نشاندهنده درگیری بافت ریه و پنومونی است.
روش استاندارد و قطعی برای تشخیص سارس، آزمایشهای مولکولی است. تست واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) روی نمونههای گرفته شده از بینی، گلو یا خلط بیمار انجام میشود. این آزمایش میتواند وجود مواد ژنتیکی (RNA) ویروس سارس را با دقت بالایی شناسایی کند. البته ممکن است در روزهای اول بیماری، میزان ویروس در بدن کم باشد و تست منفی کاذب شود، بنابراین تکرار آزمایش گاهی ضروری است. آزمایش خون (سرولوژی) برای شناسایی آنتیبادیهای ضد ویروس سارس نیز انجام میشود، اما چون بدن چند هفته طول میکشد تا آنتیبادی بسازد، این روش بیشتر برای تشخیصهای دیررس یا مطالعات اپیدمیولوژیک کاربرد دارد.
تصویربرداری پزشکی نقش بسیار مهمی در تشخیص و ارزیابی شدت بیماری دارد. عکس رادیولوژی قفسه سینه (Chest X-ray) در بیماران مبتلا به سارس معمولاً علائم پنومونی را نشان میدهد که میتواند یکطرفه یا دوطرفه باشد. در مراحل پیشرفتهتر، سیتی اسکن (CT Scan) قفسه سینه انجام میشود که حساسیت بیشتری دارد و میتواند جزئیات دقیقی از درگیری ریه، مانند کدورتهای “شیشه مات” (Ground-glass opacity) را نشان دهد که مشخصه بارز پنومونیهای ویروسی شدید از جمله سارس است.
علت ابتلا به بیماری سارس
علت اصلی ابتلا به سارس، عفونت با ویروس SARS-CoV است. این ویروس متعلق به خانواده کروناویروسها است که ویروسهای دارای پوشش و حاوی RNA هستند. نام “کرونا” از زائدههای تاجمانند روی سطح ویروس گرفته شده است که زیر میکروسکوپ الکترونی دیده میشوند. این زائدهها (پروتئینهای اسپایک) کلید ورود ویروس به سلولهای بدن انسان هستند. ویروس سارس به طور خاص به گیرندهای به نام ACE2 که در سطح سلولهای ریه، قلب، کلیه و روده وجود دارد، متصل میشود و از این طریق وارد سلول شده و کارخانه سلول را برای تکثیر خود به کار میگیرد.
سارس یک بیماری مشترک بین انسان و دام (زئونوز) است. تحقیقات نشان دادهاند که مخزن اصلی این ویروس در طبیعت، خفاشهای نعلاسبی هستند. ویروس احتمالاً از خفاشها به میزبان واسطهای مانند گربههای زباد (Civet cats) یا سگهای راکون که در بازارهای فروش حیوانات زنده در چین وجود داشتند، منتقل شده و در بدن آنها جهش یافته است. این جهش به ویروس اجازه داد تا توانایی آلوده کردن انسان را پیدا کند. تماس نزدیک انسان با این حیوانات آلوده یا مصرف گوشت آنها باعث اولین موارد ابتلا شد.
پس از انتقال به انسان، ویروس توانایی انتقال انسان به انسان را پیدا کرد. راه اصلی انتقال، قطرات تنفسی است. وقتی بیمار سرفه یا عطسه میکند، ویروس در هوا پخش میشود. انتقال از طریق سطوح آلوده (فومیتها) نیز در سارس بسیار مهم بود، زیرا این ویروس پایداری محیطی بالایی داشت. در برخی موارد، نقص در سیستمهای تهویه و فاضلاب ساختمانهای مسکونی باعث پخش شدن ذرات ویروسی (آئروسل) و ابتلای ساکنان طبقات مختلف شد. اهمیت ساختوساز ایمن در اینجا مشخص میشود؛ استفاده از مصالح ساختمانی مدرن و درزگیر مانند ساندویچ پانل ها در دیوارههای خارجی و داکتهای تاسیساتی، با جلوگیری از نشت هوا و آلودگی بین واحدها، میتواند نقش مهمی در تامین سلامت محیطی ساکنین در برابر چنین خطراتی ایفا کند.
تفاوت بیماری سارس در مردان و زنان
مطالعات و دادههای جمعآوری شده از همگیری سارس در سال ۲۰۰۳ نشاندهنده تفاوتهای جنسیتی در نرخ مرگ و میر و شدت بیماری بود. آمارها نشان دادند که مردان مبتلا به سارس نسبت به زنان، احتمال بیشتری برای تجربه فرمهای شدید بیماری و مرگ داشتند. محققان چندین دلیل برای این تفاوت پیشنهاد کردهاند. یکی از مهمترین دلایل، نقش محافظتی هورمونهای جنسی زنانه است. استروژن میتواند بر سیستم ایمنی تأثیر مثبت بگذارد و پاسخ ضد ویروسی بدن را تقویت کند، در حالی که از واکنشهای التهابی بیش از حد (که در سارس باعث آسیب ریه میشود) جلوگیری مینماید.
عامل دیگر، تفاوتهای ژنتیکی است. ژنهای مرتبط با سیستم ایمنی اغلب روی کروموزوم X قرار دارند. زنان دارای دو کروموزوم X هستند که میتواند تنوع و قدرت پاسخ ایمنی آنها را افزایش دهد. همچنین گیرنده ACE2 که دروازه ورود ویروس به سلول است، ممکن است در مردان و زنان بیان متفاوتی داشته باشد یا تحت تأثیر هورمونها به شکل متفاوتی تنظیم شود. این تفاوتهای بیولوژیک باعث میشود بدن زنان در مراحل اولیه عفونت، مقاومت بهتری نشان دهد.
عوامل رفتاری و سبک زندگی نیز نباید نادیده گرفته شوند. در زمان شیوع سارس، نرخ مصرف دخانیات در مردان بسیار بالاتر از زنان بود. سیگار کشیدن باعث آسیب به مژکهای تنفسی و بافت ریه میشود و همچنین سطح گیرندههای ACE2 را در ریه افزایش میدهد. این موضوع باعث میشود ریه مردان سیگاری هم آسیبپذیرتر باشد و هم هدف راحتتری برای ویروس باشد. همچنین بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای قلبی و عروقی که در مردان شایعتر است، ریسک مرگ ناشی از سارس را افزایش میداد. با این حال، زنان باردار گروهی استثنایی بودند که با خطرات بسیار جدی مواجه شدند.
روشهای درمان دارویی و پزشکی
در حال حاضر، هیچ درمان دارویی اختصاصی و قطعی که بتواند ویروس سارس را مستقیماً نابود کند (مانند آنتیبیوتیک برای باکتری)، وجود ندارد. درمان سارس عمدتاً حمایتی و بر پایه مدیریت علائم و جلوگیری از نارسایی ارگانها استوار است. در زمان شیوع، پزشکان از ترکیبی از داروهای ضدویروسی مانند “ریباویرین” و مهارکنندههای پروتئاز (که در درمان ایدز استفاده میشوند مانند لوپیناویر/ریتوناویر) استفاده کردند. نتایج استفاده از این داروها متناقض بود؛ در برخی بیماران موثر واقع شد و در برخی دیگر تأثیر چندانی نداشت یا عوارض جانبی ایجاد کرد.
یکی از چالشهای اصلی در سارس، واکنش بیش از حد سیستم ایمنی است. برای کنترل التهاب شدید ریه، پزشکان از کورتیکواستروئیدها (کورتونها) استفاده میکردند. کورتونها با سرکوب سیستم ایمنی، التهاب را کاهش میدهند و میتوانند از فیبروز ریه جلوگیری کنند، اما استفاده از آنها نیازمند دقت فراوان است زیرا سرکوب بیش از حد ایمنی ممکن است به ویروس اجازه تکثیر بیشتر بدهد. اینترفرونها نیز که پروتئینهای طبیعی بدن برای مبارزه با ویروس هستند، به عنوان یک گزینه درمانی مورد آزمایش قرار گرفتند.
مهمترین بخش درمان پزشکی، حمایت تنفسی است. بیمارانی که سطح اکسیژن خونشان پایین میآید، باید بلافاصله اکسیژن کمکی دریافت کنند. در موارد شدید که ریهها پر از مایع شده و نمیتوانند اکسیژن را جذب کنند، بیمار به بخش مراقبتهای ویژه (ICU) منتقل شده و تحت تهویه مکانیکی (ونتیلاتور) قرار میگیرد. در این روش، دستگاه تنفس مصنوعی کار تنفس را برای بیمار انجام میدهد تا ریهها فرصت استراحت و ترمیم پیدا کنند. مدیریت مایعات بدن و جلوگیری از عفونتهای ثانویه باکتریایی (با تجویز آنتیبیوتیک) نیز بخشهای حیاتی از پروتکل درمانی هستند.
درمان خانگی و مراقبتهای حمایتی
باید تأکید کرد که سارس یک بیماری بسیار جدی است که پتانسیل مرگبار دارد و هر فرد مشکوک به سارس باید فوراً تحت نظر پزشک قرار گیرد. درمان خانگی تنها برای موارد خفیف احتمالی (تحت قرنطینه شدید) یا برای دوران نقاهت پس از ترخیص از بیمارستان کاربرد دارد. اصل اول در خانه، ایزولاسیون کامل بیمار است. بیمار باید در یک اتاق جداگانه با تهویه مناسب بماند و از سایر اعضای خانواده جدا باشد تا بیماری منتشر نشود.
استراحت مطلق یکی از ارکان بهبودی است. بدن برای مبارزه با ویروس به انرژی زیادی نیاز دارد و هرگونه فعالیت فیزیکی میتواند فشار بر ریههای درگیر را افزایش دهد. خواب کافی و پرهیز از استرس به تقویت سیستم ایمنی کمک میکند. استفاده از دستگاه بخور سرد در اتاق بیمار میتواند به مرطوب نگه داشتن مجاری تنفسی و کاهش سرفههای خشک کمک کند، اما باید با احتیاط و رعایت بهداشت دستگاه انجام شود تا باعث پخش ذرات ویروس نشود.
هیدراتاسیون یا مصرف مایعات فراوان بسیار ضروری است. تب بالا باعث از دست رفتن آب بدن میشود و کمآبی میتواند وضعیت بیمار را وخیمتر کند. نوشیدن آب، چای کمرنگ، آبمیوههای طبیعی و سوپهای گرم به رقیق شدن ترشحات (اگر وجود داشته باشد) و جبران مایعات از دست رفته کمک میکند. کنترل تب با استفاده از داروهای تببر ساده مانند استامینوفن (تحت نظر پزشک) برای راحتی بیمار توصیه میشود. پایش مداوم علائم حیاتی، به ویژه تنفس، در خانه حیاتی است و هرگونه تنگی نفس باید به عنوان زنگ خطری برای انتقال فوری به بیمارستان تلقی شود.
رژیم غذایی مناسب برای بیماران سارس
تغذیه نقش کلیدی در توانمندسازی بدن برای مقابله با عفونت سنگین سارس دارد. بیماران مبتلا به سارس به دلیل تب و افزایش متابولیسم ناشی از فعالیت سیستم ایمنی، نیاز به کالری و پروتئین بیشتری دارند. رژیم غذایی باید غنی از پروتئین باشد تا از تحلیل عضلات جلوگیری شود و مواد لازم برای ساخت گلبولهای سفید و آنتیبادیها فراهم گردد. منابع پروتئینی زود هضم و با کیفیت مانند تخممرغ، مرغ، ماهی و لبنیات (اگر باعث مشکلات گوارشی نشوند) گزینههای مناسبی هستند.
ویتامینها و مواد معدنی نقش دارویی ایفا میکنند. ویتامین C به عنوان یک آنتیاکسیدان قوی، میتواند به کاهش التهاب ریه کمک کند. مرکبات، کیوی، توتفرنگی و فلفل دلمهای منابع غنی این ویتامین هستند. ویتامین D نیز در تنظیم سیستم ایمنی نقش دارد و کمبود آن میتواند ریسک عفونتهای تنفسی را بالا ببرد. عنصر روی (Zinc) نیز برای عملکرد صحیح سلولهای ایمنی ضروری است و در گوشت، حبوبات و مغزها یافت میشود.
با توجه به اینکه بسیاری از بیماران سارس دچار مشکلات گوارشی مانند اسهال میشوند، رژیم غذایی باید ملایم و سازگار با معده باشد. پرهیز از غذاهای چرب، سرخکرده، بسیار شیرین و نفاخ توصیه میشود. غذاها باید به صورت پخته یا بخارپز مصرف شوند. مصرف مایعات الکترولیتدار (مانند محلولهای ORS یا آبمیوههای طبیعی رقیق شده) برای جبران املاح از دست رفته ناشی از اسهال و تب بسیار مهم است. وعدههای غذایی باید کوچک و متعدد باشند تا فشار کمتری به دیافراگم وارد شود و تنفس را برای بیمار دشوار نکند.
عوارض و خطرات بیماری سارس
بیماری سارس میتواند عوارض کوتاهمدت و بلندمدت جدی بر جای بگذارد. خطرناکترین عارضه حاد، سندرم زجر تنفسی حاد (ARDS) است. در این حالت، التهاب گسترده باعث نشت مایع به داخل کیسههای هوایی میشود و ریه خاصیت ارتجاعی خود را از دست میدهد. این وضعیت نیازمند حمایت تنفسی مکانیکی است و نرخ مرگ و میر بالایی دارد. نارسایی چندگانه ارگانها (MODS) نیز ممکن است رخ دهد؛ ویروس یا التهاب ناشی از آن میتواند به کلیهها، کبد و قلب آسیب برساند و باعث از کار افتادن آنها شود.
عفونتهای ثانویه باکتریایی و قارچی از دیگر خطرات هستند. سیستم ایمنی ضعیف شده و استفاده از لولههای تنفسی در بیمارستان، راه را برای ورود باکتریهای بیمارستانی خطرناک باز میکند که میتواند منجر به سپسیس (عفونت خون) شود. همچنین استفاده از دوزهای بالای کورتون برای درمان سارس، میتواند عارضهای به نام “نکروز آواسکولار” (مرگ بافت استخوان به دلیل قطع خونرسانی) به ویژه در سر استخوان ران ایجاد کند که سالها بعد منجر به درد و ناتوانی حرکتی میشود.
عوارض بلندمدت ریوی نیز شایع است. بسیاری از بهبودیافتگان سارس دچار “فیبروز ریه” میشوند. در فیبروز، بافت نرم ریه با بافت اسکار (جوشگاه) سفت جایگزین میشود که نمیتواند اکسیژن را جذب کند. این مسئله باعث کاهش ظرفیت تنفسی و تنگی نفس در فعالیتهای روزمره حتی سالها پس از بهبودی میشود. مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نیز در میان بازماندگان و کادر درمان سارس بسیار شایع گزارش شده است.
سارس در کودکان و دوران بارداری
یکی از جنبههای عجیب و متمایز سارس (در مقایسه با آنفولانزا)، الگوی ابتلای آن در کودکان بود. آمارها نشان داد که کودکان زیر ۱۲ سال به ندرت به سارس مبتلا شدند و اگر مبتلا شدند، علائم آنها بسیار خفیفتر از بزرگسالان بود. نرخ مرگ و میر در کودکان تقریباً صفر گزارش شد. دلیل این مصونیت نسبی هنوز کاملاً مشخص نیست، اما ممکن است به دلیل تفاوت در سیستم ایمنی نابالغ کودکان یا تعداد کمتر گیرندههای ACE2 در ریه آنها باشد که اجازه ورود ویروس کمتری را میدهد. با این حال، کودکان میتوانند ناقل ویروس باشند و باید اصول بهداشتی در مورد آنها رعایت شود.
در مقابل، سارس در دوران بارداری بسیار خطرناک و مرگبار بود. زنان باردار مبتلا به سارس با عوارض شدیدی روبرو شدند. تغییرات فیزیولوژیک بارداری (مانند کاهش ظرفیت ریه و تغییرات ایمنی) بدن مادر را در برابر ویروس آسیبپذیرتر میکند. نرخ مرگ و میر در زنان باردار مبتلا به سارس بالاتر از جمعیت عادی بود. همچنین هیپوکسی (کمبود اکسیژن) ناشی از پنومونی در مادر، خطرات جدی برای جنین ایجاد میکرد.
عوارض بارداری شامل نرخ بالای سقط جنین (به ویژه در سه ماهه اول)، زایمان زودرس و محدودیت رشد داخل رحمی بود. بر خلاف برخی ویروسها، شواهد قطعی مبنی بر انتقال عمودی ویروس سارس از مادر به جنین (از طریق جفت) یافت نشد و نوزادانی که از مادران مبتلا متولد شدند، معمولاً سالم بودند (البته اگر نارس نبودند). مدیریت سارس در بارداری نیازمند یک تیم چندتخصصی شامل متخصصان ریه، عفونی، زنان و نوزادان است تا جان مادر و جنین حفظ شود و تصمیمگیری برای ختم بارداری یا زایمان زودرس به موقع انجام گیرد.
طول درمان بیماری سارس چقدر است؟
طول دوره بیماری سارس از فردی به فرد دیگر متفاوت است و به شدت بیماری و سن بیمار بستگی دارد. به طور کلی، دوره حاد بیماری حدود ۲ تا ۳ هفته طول میکشد. هفته اول معمولاً با تب و دردهای عضلانی همراه است. هفته دوم زمانی است که علائم تنفسی و پنومونی به اوج خود میرسد و سیستم ایمنی بیشترین واکنش را نشان میدهد. در بیمارانی که بهبود مییابند، علائم از هفته سوم شروع به فروکش کردن میکند.
برای بیمارانی که فرم شدید بیماری را تجربه میکنند و در ICU بستری میشوند، طول دوره درمان میتواند بسیار طولانیتر باشد و تا ماهها ادامه یابد. بیمارانی که به دستگاه ونتیلاتور متصل میشوند، ممکن است هفتهها به تنفس مصنوعی نیاز داشته باشند. پس از جدا شدن از دستگاه، یک دوره طولانی توانبخشی ریوی و فیزیوتراپی برای بازگرداندن قدرت عضلات تنفسی و بهبود ظرفیت ریه لازم است.
دوره نقاهت و بازگشت به زندگی عادی نیز زمانبر است. بسیاری از بیماران ماهها پس از ترخیص همچنان احساس خستگی، ضعف و تنگی نفس در فعالیتهای ورزشی دارند. بهبودی کامل ضایعات ریوی در عکس رادیولوژی ممکن است تا یک سال طول بکشد و در برخی موارد، اسکارهای ریوی (فیبروز) برای همیشه باقی میمانند. پیگیریهای منظم پزشکی برای پایش عملکرد ریه و وضعیت روانی بیمار در طول این دوره طولانی ضروری است.
نامهای دیگر و تاریخچه بیماری
سارس نامی است که سازمان بهداشت جهانی (WHO) بر روی این بیماری نهاد و مخفف عبارت “Severe Acute Respiratory Syndrome” است. در زمان شیوع اولیه در چین، به آن “پنومونی آتیپیک” (Atypical Pneumonia) نیز گفته میشد، زیرا علائم آن شبیه به پنومونیهای معمول باکتریایی نبود و به آنتیبیوتیکها پاسخ نمیداد. نام علمی ویروس عامل آن SARS-CoV است که بعدها برای تمایز از ویروس عامل کووید-۱۹ (که SARS-CoV-2 نامیده شد)، گاهی SARS-CoV-1 نیز خوانده میشود.
تاریخچه سارس با یک طغیان دراماتیک در نوامبر ۲۰۰۲ در استان گوانگدونگ چین آغاز شد. ابتدا تصور میشد که این یک بیماری محلی است، اما در فوریه ۲۰۰۳، پزشکی که بیماران را در چین درمان کرده بود، به هتلی در هنگکنگ رفت و ناخواسته ویروس را به سایر مسافران هتل منتقل کرد. این مسافران ویروس را با خود به سنگاپور، ویتنام، کانادا (تورنتو) و سایر نقاط جهان بردند. این رویداد اولین پاندمی قرن بیست و یکم لقب گرفت.
ترس و وحشت ناشی از سارس جهان را فرا گرفت، زیرا نرخ مرگ و میر آن بالا بود (حدود ۱۰ درصد به طور کلی و تا ۵۰ درصد در سالمندان). با تلاشهای بینالمللی بیسابقه، قرنطینه شهرها و ردیابی دقیق بیماران، زنجیره انتقال ویروس تا جولای ۲۰۰۳ قطع شد. سارس درسی بزرگ برای جهان بود و منجر به اصلاحات گسترده در سیستمهای بهداشتی و نظارتی کشورها شد تا آمادگی بیشتری برای پاندمیهای آینده داشته باشند.
تفاوت سارس با کووید-۱۹ و آنفولانزا
مقایسه سارس با سایر بیماریهای تنفسی مانند کووید-۱۹ و آنفولانزا به درک بهتر ویژگیهای آن کمک میکند. هر سه بیماری ویروسی هستند و سیستم تنفسی را درگیر میکنند، اما تفاوتهای کلیدی دارند. از نظر سرعت انتقال، کووید-۱۹ بسیار مسریتر از سارس است. در سارس، بیماران معمولاً زمانی مسری میشدند که علائم شدید داشتند (یعنی وقتی در بیمارستان بودند)، بنابراین کنترل آن با قرنطینه بیماران راحتتر بود. اما در کووید-۱۹، افراد بدون علامت یا در دوره کمون نیز میتوانند ویروس را منتقل کنند.
از نظر شدت و مرگ و میر، سارس بسیار کشندهتر از کووید-۱۹ و آنفولانزا بود. نرخ مرگ و میر سارس حدود ۱۰ درصد بود، در حالی که این عدد برای کووید-۱۹ بسیار کمتر (حدود ۱ تا ۲ درصد یا کمتر بسته به سویه) و برای آنفولانزا کمتر از ۰.۱ درصد است. سارس تمایل بیشتری به درگیر کردن قسمتهای عمقی ریه داشت، در حالی که آنفولانزا و سویههای جدید کرونا (مانند امیکرون) بیشتر راههای هوایی فوقانی را درگیر میکنند.
علائم نیز تفاوتهایی دارند. در سارس، آبریزش بینی و گلودرد کمتر شایع بود و تب بالا و سرفه خشک علائم غالب بودند. در آنفولانزا، شروع علائم بسیار ناگهانی است، اما در سارس و کووید-۱۹ علائم ممکن است تدریجیتر ظاهر شوند. همچنین، همانطور که ذکر شد، سارس کودکان را کمتر درگیر میکرد، در حالی که آنفولانزا یکی از بیماریهای شایع کودکان است. دانستن این تفاوتها به پزشکان کمک میکند تا در مواجهه با بیماریهای تنفسی نوپدید، استراتژیهای متفاوتی را اتخاذ کنند.
جمعبندی
سارس یا سندرم تنفسی حاد شدید، یک بیماری ویروسی خطرناک از خانواده کرونا است که با علائمی همچون تب بالا، سرفه خشک و تنگی نفس شدید مشخص میشود و مستقیماً بافت ریه را هدف قرار داده و باعث نوعی ذاتالریه شدید میگردد. عامل این بیماری ویروس SARS-CoV است که منشاء حیوانی داشته و از طریق قطرات تنفسی منتقل میشود. برخلاف بسیاری از بیماریهای ویروسی، آنتیبیوتیکها بر آن اثری ندارند و درمان اصلی شامل مراقبتهای حمایتی ویژه، اکسیژنرسانی و در موارد حاد، استفاده از دستگاه ونتیلاتور است.
اگرچه این بیماری در سال ۲۰۰۳ مهار شد، اما اصول پیشگیری از آن شامل بهداشت فردی، استفاده از ماسک و ایزولاسیون دقیق بیماران همچنان برای بیماریهای مشابه کاربرد دارد. اهمیت ساختار ایمن بیمارستانی و استفاده از مصالح بهداشتی برای کنترل عفونت در این بیماری مشهود است. سارس در کودکان خفیفتر اما در زنان باردار و سالمندان بسیار کشنده بود. عوارض طولانیمدت مانند فیبروز ریه در بهبودیافتگان شایع است و فرآیند درمان و بازتوانی میتواند ماهها به طول انجامد. آگاهی از تاریخچه و علائم سارس، کلید آمادگی برای مقابله با تهدیدات تنفسی آینده است.