بیماری سردرد اورتاک (SUNCT / SUNA)
- سردرد سانکت و سونا (SUNCT / SUNA)؛ حملات رگباری و طوفانی در مدار چشم
- نشانههای بیماری سردرد اورتاک
- روشهای درمان (معجزه لاموتریژین)
- نحوه تشخیص بیماری سردرد اورتاک
- علت ابتلا به بیماری (آتشسوزی در هیپوتالاموس)
- تفاوت بیماری در مردان و زنان
- پیشگیری از حملات (مدیریت محرکها)
- درمان خانگی و سبک زندگی
- رژیم غذایی مناسب
- عوارض و خطرات (سایهی درد)
- بیماری در کودکان و دوران بارداری
- طول درمان چقدر است؟
- تفاوت سردرد سانکت با نورالژی تریژمینال (بزرگترین اشتباه تشخیصی)
سردرد سانکت و سونا (SUNCT / SUNA)؛ حملات رگباری و طوفانی در مدار چشم
سردردهای SUNCT و SUNA دو عضو بسیار نادر و در عین حال شدید از خانوادهای بزرگتر به نام “سفالژیهای اتونوم تریژمینال” (TACs) هستند. این نامگذاری پیچیده پزشکی به زبان ساده یعنی سردردهایی که عصب سهقلو (حسگر اصلی صورت) را درگیر میکنند و با علائم خودکار (اتونوم) مثل اشکریزش و قرمزی چشم همراه هستند. واژه SUNCT مخفف عبارت انگلیسی است که ترجمه آن میشود: “حملات سردرد عصبی یکطرفه کوتاهمدت با قرمزی چشم و اشکریزش”. واژه SUNA نیز مخفف “حملات سردرد عصبی یکطرفه کوتاهمدت با علائم اتونوم جمجمهای” است. تفاوت این دو بسیار ظریف است و در واقع SUNA را میتوان خواهر دوقلوی SUNCT دانست که علائم چشمی کمتری دارد.
تصور کنید دردی شبیه به شوک الکتریکی، فرو رفتن چاقو یا سوزن داغ، در کسری از ثانیه در اطراف یکی از چشمهایتان شروع میشود. این درد آنقدر شدید است که شما را متوقف میکند، اما خیلی زود (شاید در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه) تمام میشود. نکته ترسناک ماجرا اینجاست که این حمله ممکن است صدها بار در طول یک روز تکرار شود. برخلاف میگرن که بیمار ترجیح میدهد در اتاقی تاریک بیحرکت بماند، بیماران مبتلا به SUNCT/SUNA اغلب هنگام حمله بیقرار میشوند و نمیتوانند یک جا بنشینند.
اهمیت شناخت این بیماری در این است که اغلب با “نورالژی تریژمینال” (درد عصب سهقلو) اشتباه گرفته میشود. تشخیص اشتباه به معنای درمان اشتباه است و بیمار ممکن است سالها داروهایی مصرف کند که هیچ تأثیری بر بیماریاش ندارند. این سردردها اگرچه کشنده نیستند و باعث سکته یا آسیب مغزی نمیشوند، اما کیفیت زندگی را به شدت تخریب میکنند و به دلیل شدت درد، یکی از اورژانسهای کنترل درد در نورولوژی محسوب میشوند. درک دقیق مکانیسم این بیماری به بیمار کمک میکند تا بداند با یک بیماری “اولیه” مغزی روبروست و با مدیریت صحیح میتواند به زندگی عادی بازگردد.
نشانههای بیماری سردرد اورتاک
نشانه اصلی و کلیدی SUNCT و SUNA، الگوی زمانی و شدت درد است. درد همیشه یکطرفه است و معمولاً در اطراف چشم، شقیقه یا پیشانی متمرکز میشود. ماهیت درد به صورت “خنجری”، “سوزنی”، “ارهای” یا “الکتریکی” توصیف میشود. برخلاف سردرد خوشهای که ۱۵ دقیقه تا ۳ ساعت طول میکشد، حملات SUNCT بسیار کوتاهتر هستند؛ معمولاً بین ۵ ثانیه تا ۴ دقیقه (۲۴۰ ثانیه). این حملات میتوانند به صورت تکضربهای باشند یا به صورت یک گروه حمله (شبیه دندانههای اره) پشت سر هم رخ دهند.

ویژگی متمایزکننده این بیماری، همراهی درد با علائم اتونومیک (خودکار) در همان سمت درد است. در SUNCT، بیمار باید همزمان دو علامت اصلی را داشته باشد: قرمزی چشم (تزریق ملتحمه) و اشکریزش. چشم بیمار در سمت دردناک به شدت قرمز و پرخون میشود و اشک بیاختیار جاری میگردد. اما در SUNA، بیمار ممکن است فقط یکی از این دو علامت را داشته باشد یا اصلاً نداشته باشد و به جای آن علائم دیگری مثل آبریزش بینی، گرفتگی بینی، ورم پلک، تعریق پیشانی یا تنگی مردمک چشم را تجربه کند.
تعداد حملات در طول روز حیرتانگیز است. یک بیمار ممکن است از ۳ بار تا ۲۰۰ بار در روز دچار حمله شود. این تکرار بالا باعث فرسودگی روانی بیمار میشود. یکی دیگر از نشانهها، وجود “نقاط ماشهای” (Trigger Zones) است. لمس کردن صورت، اصلاح کردن، مسواک زدن، جویدن غذا، وزش باد سرد به صورت یا حتی نور شدید میتواند باعث شروع یک حمله شود. این ویژگی باعث میشود بیماران از ترس شروع درد، از غذا خوردن یا شستن صورت خود پرهیز کنند. در فواصل بین حملات، بیمار معمولاً کاملاً بدون درد است، اگرچه برخی حس مبهمی از سنگینی در سر را گزارش میدهند.
روشهای درمان (معجزه لاموتریژین)
درمان SUNCT و SUNA یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در طب سردرد است، زیرا این بیماری به اکثر مسکنهای معمولی پاسخ نمیدهد. استفاده از مسکنهای ساده مثل استامینوفن، ایبوپروفن یا حتی مخدرها هیچ فایدهای ندارد، زیرا تا دارو بخواهد جذب شود، حمله سردرد تمام شده است. همچنین اکسیژن خالص که در سردرد خوشهای معجزه میکند، در اینجا تأثیر چندانی ندارد. داروی ایندومتاسین هم که برای سایر سردردهای مشابه (مثل همیکرانیا پاروکسیسمال) استفاده میشود، روی SUNCT بیاثر است و همین عدم پاسخدهی، یک کلید تشخیصی است.
پادشاه درمانهای دارویی در این بیماری، داروی ضدتشنج لاموتریژین (Lamotrigine) است. مطالعات نشان دادهاند که لاموتریژین موثرترین دارو برای کاهش تعداد و شدت حملات در اکثر بیماران است. مکانیسم اثر آن تثبیت کانالهای یونی در اعصاب و کاهش تحریکپذیری مغز است. دوز دارو باید به آرامی و به تدریج افزایش یابد تا از عوارض پوستی جلوگیری شود.
خط دوم درمان، استفاده از سایر داروهای ضدتشنج مانند “توپیرامات” (Topiramate) و “گاباپنتین” (Gabapentin) است. “کاربامازپین” که داروی اصلی درد عصب سهقلو است، در SUNCT تأثیر کمتری دارد اما گاهی استفاده میشود. در موارد حملات بسیار شدید و غیرقابل کنترل (Status)، پزشکان ممکن است بیمار را بستری کنند و از تزریق وریدی “لیدوکائین” استفاده کنند. لیدوکائین میتواند چرخه درد را موقتاً قطع کند و به بیمار استراحت بدهد.
در موارد مقاوم به دارو، روشهای جراحی و مداخلهای مطرح میشود. یکی از روشها، “تحریک عصب اکسیپیتال” (Occipital Nerve Stimulation) است که در آن الکترودهایی زیر پوست پشت سر کاشته میشود. روشهای تهاجمیتر مثل “دکمپرشن میکروواسکولار” (MVD) که در آن فشار رگ از روی عصب برداشته میشود نیز در موارد خاص که در MRI فشار عروقی دیده شود، انجام میگیرد. تزریق بوتاکس یا بلوکهای عصبی موضعی نیز به عنوان درمانهای کمکی استفاده میشوند.
نحوه تشخیص بیماری سردرد اورتاک
تشخیص SUNCT/SUNA نیازمند مهارت بالای پزشک و رد کردن سایر بیماریهاست. از آنجا که علائم این بیماری شباهت زیادی به نورالژی تریژمینال (برق گرفتگی صورت) و سردرد خوشهای دارد، پزشک باید شرح حال بسیار دقیقی بگیرد. کلید تشخیص، “مدت زمان حمله” و “علائم چشمی” است. اگر درد بیش از ۱۰ دقیقه طول بکشد، احتمالاً سردرد خوشهای است. اگر درد بدون قرمزی چشم و اشکریزش باشد، احتمالاً نورالژی تریژمینال است.

مهمترین ابزار تشخیصی پس از معاینه، انجام MRI مغز با و بدون تزریق است. هر بیماری که با علائم SUNCT مراجعه میکند، باید حتماً MRI شود. دلیل این امر این است که تومورهای غده هیپوفیز یا ضایعات در “حفره خلفی” مغز میتوانند دقیقاً همین علائم را تقلید کنند (SUNCT ثانویه). پزشک باید مطمئن شود که هیچ ضایعه فضاگیری روی مغز فشار نمیآورد.
پزشکان از معیارهای ICHD-3 برای تشخیص قطعی استفاده میکنند:
-
حداقل ۲۰ حمله درد.
-
درد در ناحیه حدقه چشم یا شقیقه، یکطرفه و شدید.
-
مدت زمان درد بین ۱ تا ۶۰۰ ثانیه.
-
وجود حداقل یکی از علائم اتونوم (قرمزی چشم، اشکریزش و…).
-
تکرار حملات حداقل یک بار در روز. گاهی پزشک برای رد کردن “همیکرانیا پاروکسیسمال”، یک دوره کوتاه داروی ایندومتاسین تجویز میکند. اگر بیمار به ایندومتاسین پاسخ ندهد، تشخیص SUNCT قوت میگیرد.
علت ابتلا به بیماری (آتشسوزی در هیپوتالاموس)
علت دقیق SUNCT و SUNA هنوز کاملاً شناخته شده نیست (ایدیوپاتیک)، اما دانشمندان با استفاده از اسکنهای پیشرفته مغزی (fMRI) به سرنخهای مهمی رسیدهاند. به نظر میرسد کانون اصلی مشکل در هیپوتالاموس خلفی (Posterior Hypothalamus) باشد. هیپوتالاموس بخشی از مغز است که ریتمهای بدن و سیستم اتونوم را کنترل میکند. در طی حملات درد، این ناحیه به شدت فعال میشود.
تئوری اصلی این است که یک ارتباط غیرطبیعی و “اتصالی” بین عصب تریژمینال (که درد صورت را حس میکند) و سیستم عصبی پاراسمپاتیک (که مسئول اشک و قرمزی چشم است) ایجاد میشود. به این پدیده “رفلکس تریژمینال-اتونومیک” میگویند. وقتی عصب درد تحریک میشود، به اشتباه فرمان اشکریزش و گشادی عروق چشم را هم صادر میکند.
در برخی موارد (نوع ثانویه)، علت بیماری کاملاً مشخص است. فشار یک رگ خونی پیچخورده روی ریشه عصب تریژمینال در ساقه مغز، یا وجود تومورهای هیپوفیز که به سینوس کاورنوس فشار میآورند، میتوانند باعث ایجاد علائم شوند. ضربه به صورت یا آسیبهای چشمی قدیمی نیز در برخی بیماران به عنوان عامل شروعکننده گزارش شده است. اما در اکثر موارد، بیماری بدون هیچ علت ساختاری و به دلیل اختلال در عملکرد الکتریکی و شیمیایی مغز رخ میدهد.
تفاوت بیماری در مردان و زنان
الگوی جنسیتی در SUNCT و SUNA یکی از نکات جالب توجه و متفاوت از سایر سردردهاست. در گذشته تصور میشد که SUNCT یک بیماری کاملاً مردانه است (شبیه سردرد خوشهای). اما تحقیقات جدیدتر نشان میدهند که اگرچه مردان کمی بیشتر به SUNCT مبتلا میشوند (نسبت ۱.۵ به ۱)، اما این تفاوت آنچنان که قبلاً فکر میشد فاحش نیست.
در مقابل، بیماری SUNA (که علائم چشمی کمتری دارد) در زنان شیوع بیشتری دارد یا حداقل نسبت ابتلا در دو جنس برابر است. این تفاوت در توزیع جنسیتی ممکن است نشاندهنده تفاوتهای ظریف در پاتوفیزیولوژی یا تأثیر هورمونها بر نحوه بروز علائم اتونوم باشد. سن شروع بیماری معمولاً در میانسالی و سالمندی (بین ۴۰ تا ۷۰ سالگی) است و برخلاف میگرن که در جوانی شروع میشود، این بیماری اغلب افراد مسنتر را درگیر میکند. در هر دو جنس، شدت درد و پاسخ به درمان تقریباً یکسان است و جنسیت تأثیر زیادی بر انتخاب نوع دارو ندارد.
پیشگیری از حملات (مدیریت محرکها)
پیشگیری در SUNCT به معنای جلوگیری از بروز حملات در زمانی است که بیماری فعال شده است. از آنجا که این بیماری دورههای عود و خاموشی دارد، در دورههای فعال، سیستم عصبی بسیار حساس است. مهمترین استراتژی پیشگیری غیردارویی، شناسایی و اجتناب از نقاط ماشهای است. بسیاری از بیماران متوجه میشوند که لمس کردن ناحیه خاصی از صورت (مثلاً کنار بینی یا ابرو) باعث حمله میشود. بنابراین باید تا حد امکان از تحریک این نواحی خودداری کنند.
تغییر در رژیم غذایی به منظور کاهش نیاز به جویدن شدید، یکی از راههای پیشگیری است. غذاهای نرم و میکس شده فشار کمتری به فک و عصب تریژمینال وارد میکنند. پرهیز از نورهای خیرهکننده و استفاده از عینک آفتابی، جلوگیری از برخورد باد سرد مستقیم به صورت (استفاده از شالگردن) و کاهش استرسهای محیطی میتواند به کاهش تعداد حملات کمک کند. اما باید صادق بود که بدون مصرف داروهای پیشگیرانه (مانند لاموتریژین)، روشهای رفتاری به تنهایی قادر به توقف کامل طوفان حملات نیستند. پایبندی به مصرف منظم دارو، اصلیترین رکن پیشگیری است.
درمان خانگی و سبک زندگی
درمان خانگی برای بیماری با این شدت درد، نقش محدودی دارد و هرگز جایگزین درمان دارویی نیست. هیچ گیاه دارویی یا دمنوشی نمیتواند جلوی حملات الکتریکی SUNCT را بگیرد. با این حال، مدیریت سبک زندگی برای حفظ سلامت کلی و تحمل بهتر درد ضروری است. خواب کافی و منظم بسیار حیاتی است؛ خستگی و بیخوابی آستانه تحمل درد مغز را پایین میآورد و حملات را شدیدتر میکند.
استفاده از تکنیکهای آرامسازی (Relaxation) و مدیتیشن میتواند به بیمار کمک کند تا در فواصل بین حملات، آرامش خود را بازیابد و از اضطراب دائمی “انتظار درد بعدی” رها شود. برخی بیماران گزارش دادهاند که گرم نگه داشتن سر و صورت با کلاه یا حوله گرم در کاهش حساسیت نقاط ماشهای موثر است. از آنجا که این بیماری بسیار نادر است، پیوستن به گروههای حمایتی آنلاین و صحبت با سایر بیماران میتواند بار روانی بیماری را کاهش دهد. مهمترین توصیه خانگی این است: “داروهای خود را خودسرانه قطع نکنید”، زیرا قطع ناگهانی داروهای ضدتشنج میتواند باعث بازگشت شدید و خطرناک حملات شود.
رژیم غذایی مناسب
رژیم غذایی خاصی برای درمان SUNCT وجود ندارد، اما نحوه غذا خوردن مهم است. از آنجا که “جویدن” یکی از محرکهای اصلی درد است، بیماران در دورههای عود بیماری باید رژیم غذایی نرم و مایع داشته باشند. سوپها، پورهها، اسموتیها و غذاهایی که نیاز به گاز زدن و جویدن طولانی ندارند، بهترین گزینهها هستند.
پرهیز از غذاهای بسیار سرد (مثل بستنی) یا بسیار داغ نیز توصیه میشود، زیرا تغییرات ناگهانی دما در دهان میتواند عصب تریژمینال را تحریک کند. مصرف برخی مواد که محرک سیستم عصبی هستند، مانند کافئین زیاد، الکل و مونوسدیم گلوتامات (MSG)، بهتر است محدود شود، هرچند تأثیر مستقیم آنها بر SUNCT به اندازه میگرن اثبات شده نیست. حفظ هیدراتاسیون (نوشیدن آب) و دریافت منیزیم کافی (از طریق مکمل یا سبزیجات) به سلامت کلی سیستم عصبی کمک میکند.
عوارض و خطرات (سایهی درد)
بیماری SUNCT/SUNA کشنده نیست، اما عوارض ثانویه جدی دارد. مهمترین خطر، افسردگی و افکار خودکشی است. شدت و غیرقابل پیشبینی بودن درد میتواند بیمار را به مرز ناامیدی برساند. به همین دلیل، حمایت روانی و درمان افسردگی بخش جداییناپذیر درمان است.
عارضه جسمی شایع، کاهش وزن شدید و سوءتغذیه است. چون غذا خوردن و جویدن باعث درد میشود، بیماران به طور ناخودآگاه از خوردن امتناع میکنند و دچار ضعف شدید میشوند. کمآبی بدن نیز به همین دلیل رخ میدهد. عوارض دارویی نیز نباید نادیده گرفته شود؛ لاموتریژین میتواند در موارد نادر باعث بثورات پوستی خطرناک (سندرم استیونز-جانسون) شود و بیمار باید نسبت به هرگونه راش پوستی هوشیار باشد. همچنین گیجی و خوابآلودگی ناشی از دوزهای بالای داروهای ضدتشنج ممکن است خطر زمین خوردن را در سالمندان افزایش دهد.
بیماری در کودکان و دوران بارداری
SUNCT و SUNA در کودکان بینهایت نادر است. تقریباً تمام موارد گزارش شده در متون پزشکی مربوط به بزرگسالان است. اگر کودکی با چنین علائمی مراجعه کند، پزشکان با وسواس بسیار زیادی به دنبال علل ثانویه (تومورها) میگردند و تشخیص SUNCT را در آخرین مرحله قرار میدهند.
در دوران بارداری، مدیریت این بیماری یک کابوس پزشکی است. داروهای اصلی کنترلکننده (مثل لاموتریژین و توپیرامات) میتوانند بر جنین اثرات سوء داشته باشند یا باعث ناهنجاری شوند (تراتژن). از طرفی، قطع دارو باعث درد غیرقابل تحمل مادر میشود که آن هم برای جنین مضر است. در این موارد، تصمیمگیری بسیار دشوار است و معمولاً از روشهای بلوک عصبی (تزریق موضعی لیدوکائین و کورتون در پشت سر) استفاده میشود تا نیاز به داروهای خوراکی پرخطر کاهش یابد. مادر باردار باید حتماً تحت نظر تیم مشترک نورولوژی و زنان باشد.
طول درمان چقدر است؟
SUNCT و SUNA معمولاً بیماریهای مزمن هستند. این بیماری میتواند به دو صورت ظاهر شود: “اپیزودیک” (دورهای) که در آن حملات برای چند هفته یا ماه رخ میدهند و سپس برای مدتی طولانی (ماهها یا سالها) قطع میشوند؛ و “مزمن” (Chronic) که در آن حملات تقریباً هر روز و بدون وقفه طولانی ادامه دارند. متاسفانه اکثر بیماران فرم مزمن را تجربه میکنند.
درمان دارویی معمولاً طولانیمدت است و ممکن است سالها ادامه داشته باشد. پزشک ممکن است پس از یک دوره طولانی کنترل کامل درد، سعی کند دوز دارو را بسیار تدریجی کاهش دهد تا ببیند آیا بیماری وارد فاز خاموشی شده است یا خیر. اما در بسیاری از موارد، دارو باید به عنوان یک محافظ دائمی مصرف شود. هدف درمان، “صفر کردن” درد است، اما گاهی کاهش ۵۰ تا ۷۰ درصدی حملات نیز یک موفقیت بزرگ محسوب میشود.
تفاوت سردرد سانکت با نورالژی تریژمینال (بزرگترین اشتباه تشخیصی)
این بخش برای بیماران بسیار حیاتی است. نورالژی تریژمینال (TN) نیز باعث دردهای شوکمانند و کوتاهمدت در صورت میشود و با جویدن تحریک میگردد. اما تفاوتهای کلیدی وجود دارد:
-
علائم اتونوم: در نورالژی تریژمینال، معمولاً قرمزی چشم و اشکریزش وجود ندارد یا بسیار ناچیز است. در SUNCT این علائم بسیار برجسته و شدید هستند.
-
دوره بیپاسخی: در نورالژی تریژمینال، بعد از هر حمله درد، یک دوره کوتاه وجود دارد که در آن تحریک مجدد باعث درد نمیشود (Refractory period). اما در SUNCT اینطور نیست و حملات میتوانند بلافاصله و پشت سر هم تکرار شوند.
-
پاسخ به دارو: نورالژی تریژمینال عالی به “کاربامازپین” پاسخ میدهد، اما SUNCT پاسخ ضعیفی به آن میدهد و با “لاموتریژین” درمان میشود. تشخیص صحیح این دو از هم، بیمار را از سردرگمی نجات میدهد.
جمعبندی
بیماری SUNCT و SUNA، طوفانهای الکتریکی دردناکی هستند که به صورت حملات یکطرفه، بسیار کوتاه (چند ثانیه تا چند دقیقه) و مکرر (تا صد بار در روز) در ناحیه چشم و شقیقه رخ میدهند. ویژگی بارز آنها همراهی درد با قرمزی چشم و اشکریزش شدید است. این بیماری برخلاف میگرن، بیمار را بیقرار میکند و برخلاف سردرد خوشهای، مدت زمان کوتاهی دارد. تشخیص قطعی نیازمند MRI مغز برای رد تومورهای هیپوفیز است. درمان اصلی و موثرترین دارو، لاموتریژین است و مسکنهای معمولی بر آن بیاثرند. اگرچه درمان کامل ممکن است زمانبر باشد، اما با تشخیص درست و مصرف داروهای ضدتشنج، اکثر بیماران میتوانند از این کابوس دردناک رهایی یابند.