بیماری ترمور اساسی (Essential Tremor – ET)
- بیماری ترمور اساسی (Essential Tremor – ET)
- اسم های دیگر بیماری ترمور اساسی
- علت ابتلا به ترمور اساسی
- نشانه های بیماری ترمور اساسی
- نحوه تشخیص ترمور اساسی
- عوارض و خطرات ترمور اساسی
- تفاوت بیماری ترمور اساسی در مردان و زنان
- ترمور اساسی در کودکان و در دوران بارداری
- روش های درمان ترمور اساسی
- درمان دارویی ترمور اساسی
- طول درمان ترمور اساسی چقدر است
- پیشگیری از ترمور اساسی
- درمان خانگی ترمور اساسی
- رژیم غذایی مناسب برای ترمور اساسی
- تفاوت ترمور اساسی و بیماری پارکینسون
بیماری ترمور اساسی (Essential Tremor – ET)
سیستم عصبی انسان شبکهای بینهایت پیچیده و شگفتانگیز است که میلیاردها سلول عصبی در آن به صورت لحظهای با یکدیگر در ارتباط هستند تا تمام حرکات، افکار و احساسات ما را کنترل کنند. زمانی که ما تصمیم میگیریم یک لیوان آب را از روی میز برداریم، پیامهای الکتریکی با سرعت نور از قشر مغز صادر شده، از شبکههای تنظیمکننده در عمق مغز عبور کرده و از طریق نخاع به عضلات دست میرسند. در یک فرد کاملا سالم، این مسیر پیامرسانی با هماهنگی بینقصی عمل میکند و حرکت به صورت کاملا روان و دقیق انجام میشود. اما در بیماری ترمور اساسی که یکی از شایعترین اختلالات حرکتی سیستم عصبی مرکزی است، این مدار پیامرسانی دچار یک نویز یا اختلال الکتریکی مزمن میشود.
این اختلال الکتریکی باعث میشود که عضلات بدن به صورت غیرارادی، ریتمیک و مداوم منقبض و منبسط شوند که نتیجه آن ایجاد لرزش در اندامها است. برخلاف لرزشهای طبیعی که همه انسانها در هنگام ترس شدید، سرما یا عصبانیت تجربه میکنند، این بیماری یک وضعیت پایدار و عصبی است که بدون هیچ محرک بیرونی رخ میدهد. لرزش ناشی از این اختلال معمولا زمانی خود را نشان میدهد که فرد در حال انجام یک کار ارادی است؛ مثلا زمانی که میخواهد با قاشق غذا بخورد، بند کفش خود را ببندد، آرایش کند یا چیزی بنویسد. به محض اینکه فرد عضلات خود را برای انجام یک کار فعال میکند، لرزش آغاز میشود و زمانی که دستها در حالت استراحت کامل روی پاها قرار میگیرند، لرزش معمولا فروکش کرده یا به حداقل میرسد.
این بیماری یکی از رایجترین مشکلات مغز و اعصاب در سراسر جهان است و آمارها نشان میدهد که شیوع آن حتی از بیماریهای معروفی مانند پارکینسون نیز بسیار بیشتر است. با این حال، به دلیل ناآگاهی عمومی، بسیاری از افراد سالها با این لرزشها زندگی میکنند و آن را به پای ضعف اعصاب، پیری یا استرس روزمره میگذارند. درک دقیق مکانیسم این بیماری، آگاهی از تفاوت آن با سایر اختلالات حرکتی و آشنایی با روشهای نوین کنترل آن، میتواند کیفیت زندگی میلیونها انسان را که در سکوت از این مشکل رنج میبرند، دگرگون سازد. در این مقاله جامع، تمامی ابعاد این اختلال عصبی را با زبانی ساده و بر اساس معتبرترین منابع پزشکی بررسی خواهیم کرد تا راهنمای کاملی برای بیماران و خانوادههای آنان باشد.
اسم های دیگر بیماری ترمور اساسی
در متون پزشکی، تاریخچه علم مغز و اعصاب و همچنین در میان عموم مردم، این بیماری با نامهای مختلفی شناخته میشود که هر کدام به جنبه خاصی از ماهیت یا علت این اختلال اشاره دارند. آگاهی از این نامهای جایگزین برای بیماران بسیار راهگشا است، زیرا به آنها کمک میکند تا هنگام مطالعه مقالات علمی یا بررسی پروندههای پزشکی خود، دچار سردرگمی نشوند و بدانند که تمام این عبارات به یک مشکل ریشهای واحد اشاره میکنند.
یکی از رایجترین نامهای قدیمی این بیماری، لرزش خوشخیم است. در دهههای گذشته، پزشکان برای متمایز کردن این لرزش از لرزشهای خطرناکی که نشاندهنده تومورهای مغزی یا بیماریهای کشنده بودند، کلمه خوشخیم را به آن اضافه کردند. منظور آنها این بود که این بیماری طول عمر انسان را کاهش نمیدهد و باعث مرگ نمیشود. اما امروزه متخصصان مغز و اعصاب به شدت با استفاده از کلمه خوشخیم برای این بیماری مخالف هستند؛ زیرا لرزشی که باعث میشود فرد نتواند نام خود را بنویسد، نتواند در جمع غذا بخورد و او را به سمت افسردگی و انزوای اجتماعی سوق دهد، به هیچ وجه برای کیفیت زندگی او خوشخیم نیست. به همین دلیل، امروزه کلمه اساسی یا ذاتالعلت جایگزین آن شده است که نشان میدهد این لرزش، خود یک بیماری مستقل است و ناشی از بیماری دیگری نیست.
نام بسیار مهم و رایج دیگر، لرزش خانوادگی (Familial Tremor) است. این نام مستقیما به ریشه ژنتیکی و ارثی این اختلال اشاره دارد. از آنجا که بیش از نیمی از بیماران مبتلا، سابقه این لرزش را در یکی از والدین یا بستگان درجه یک خود دارند، استفاده از این نام در کلینیکهای پزشکی بسیار متداول است. همچنین در دستهبندیهای تخصصیتر حرکتی، پزشکان از اصطلاح لرزش حرکتی (Kinetic Tremor) یا لرزش وضعیتی (Postural Tremor) استفاده میکنند. این اسامی توصیفکننده زمانی هستند که لرزش رخ میدهد؛ یعنی لرزش در هنگام حرکت دادن اندام، یا لرزش در زمانی که فرد سعی میکند اندام خود را در یک وضعیت خاص (مثلا نگه داشتن دستها به صورت کشیده در هوا) ثابت نگه دارد. تمامی این نامها در نهایت یک پیام دارند: وجود یک نوسان غیرارادی در سیستم حرکتی بدن.
علت ابتلا به ترمور اساسی
پیدا کردن علت دقیق و ریشهای این نوسانات الکتریکی در مغز، دهههاست که ذهن دانشمندان علوم اعصاب را به خود مشغول کرده است. با وجود پیشرفتهای خیرهکننده در تصویربرداریهای مغزی، هنوز یک عامل واحد و قطعی برای تمام موارد این بیماری کشف نشده است، اما محققان به درک بسیار روشنی از مکانیسمهای دخیل در آن دست یافتهاند. علم پزشکی امروز میداند که ریشه اصلی این مشکل در اختلال ارتباطی بین بخشهای خاصی از مغز، به ویژه مخچه، تالاموس و ساقه مغز قرار دارد. مخچه که در پشت سر قرار گرفته است، وظیفه تنظیم ظرافت و دقت حرکات را بر عهده دارد. در این بیماران، مخچه پیامهای تنظیمکننده اشتباهی به تالاموس (که ایستگاه تقویت پیامهای حسی و حرکتی است) میفرستد و این چرخه معیوب باعث ایجاد یک نوسان ریتمیک در عضلات میشود.

قویترین علت شناخته شده برای ابتلا به این بیماری، ژنتیک و وراثت است. تحقیقات نشان میدهد که حدود پنجاه تا هفتاد درصد از افراد مبتلا، دارای یک جهش ژنتیکی هستند که از نسلهای قبل به آنها منتقل شده است. الگوی توارث این بیماری از نوع اتوزومال غالب است. این اصطلاح ژنتیکی به این معناست که اگر تنها یکی از والدین شما دارای ژن معیوب این بیماری باشد، شما پنجاه درصد شانس به ارث بردن آن ژن و ابتلا به بیماری را خواهید داشت. به همین دلیل است که در بسیاری از خانوادهها، پدربزرگ، پدر و فرزند همگی از لرزش دست شکایت دارند. دانشمندان در حال بررسی چندین ژن مختلف هستند که ممکن است مسئول این اختلال در شبکههای عصبی باشند، اما هنوز ژن واحدی به عنوان مقصر اصلی معرفی نشده است.
در مواردی که فرد هیچ سابقه خانوادگی از این بیماری ندارد (که به آن موارد پراکنده یا اسپارادیک میگویند)، علل محیطی و ناشناخته وارد میدان میشوند. برخی نظریهها به پیر شدن زودهنگام سلولهای خاصی در مخچه اشاره میکنند. همچنین، تماس طولانیمدت با برخی سموم محیطی، فلزات سنگین یا مواد شیمیایی خاص در محیط کار به عنوان عوامل مستعدکننده مورد مطالعه قرار گرفتهاند، اما هنوز شواهد قطعی و غیرقابل انکاری برای آنها وجود ندارد. در نهایت، باید تاکید کرد که این بیماری ناشی از ضعف اعصاب، استرسهای روانشناختی، یا آسیبهای فیزیکی به دستها نیست؛ بلکه یک اختلال ساختاری و شیمیایی در سیمکشیهای ظریف داخل مغز است.
نشانه های بیماری ترمور اساسی
نشانهها و علائم این بیماری بسیار منحصربهفرد هستند و الگوی بروز آنها به پزشکان کمک میکند تا این اختلال را از دهها بیماری عصبی دیگر که باعث لرزش میشوند، متمایز کنند. بارزترین و شایعترین نشانه این بیماری، لرزش ریتمیک، سریع و غیرارادی در دستها و بازوها است. این لرزش معمولا در هر دو دست رخ میدهد، اما ممکن است در دستی که فرد با آن مینویسد (دست غالب) کمی شدیدتر و واضحتر باشد. برخلاف بسیاری از لرزشهای دیگر، این نوسانات دقیقا زمانی خود را نشان میدهند که فرد قصد دارد یک حرکت هدفمند انجام دهد. به عنوان مثال، فرد در حالت عادی مشکلی ندارد، اما به محض اینکه میخواهد یک کلید را در قفل در بچرخاند، یا یک فنجان چای را به سمت دهان خود ببرد، لرزش دست به شدت نمایان میشود.
علاوه بر دستها، این بیماری میتواند سایر اعضای بدن را نیز درگیر کند. لرزش سر یکی دیگر از نشانههای بسیار شایع است. این لرزش معمولا به شکل حرکات تایید (تکان دادن سر به بالا و پایین به نشانه بله) یا حرکات نفی (تکان دادن سر به چپ و راست به نشانه خیر) دیده میشود. بیمار کنترلی روی این تکانهای ظریف سر ندارد و این موضوع میتواند در ارتباطات چشمی و اجتماعی او اختلال ایجاد کند. درگیری حنجره و تارهای صوتی نیز علامت دیگری است که باعث میشود صدای بیمار در هنگام صحبت کردن، لرزان، شکسته و مرتعش به نظر برسد؛ گویی فرد در حال گریه کردن است یا صدای او از روی ترس میلرزد.

نکته بسیار مهم در نشانههای این بیماری این است که پاها به ندرت درگیر میشوند. اگر فردی دچار لرزش در پاها باشد، پزشک معمولا به دنبال بیماریهای دیگری میگردد. علائم این بیماری ماهیتی نوسانی دارند؛ به این معنا که در طول روز ممکن است شدت و ضعف داشته باشند. خستگی جسمانی مفرط، کمخوابی، هیجانات شدید (مثل خشم یا شادی زیاد)، استرسهای کاری، قرار گرفتن در محیطهای بسیار سرد و مصرف کافئین، همگی میتوانند دامنه این لرزشها را به شدت افزایش دهند. از سوی دیگر، بیماران معمولا گزارش میدهند که در هنگام استراحت مطلق و خواب، تمام این لرزشها به طور کامل ناپدید میشوند و بدن در آرامش کامل قرار میگیرد.
نحوه تشخیص ترمور اساسی
رسیدن به تشخیص قطعی در اختلالات حرکتی، نیازمند یک ارزیابی جامع، طولانی و بسیار دقیق توسط متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) است. یکی از چالشهای بزرگ در تشخیص این بیماری آن است که هیچ آزمایش خون، اسکن مغزی، یا تست بیومارکر مشخصی وجود ندارد که با مثبت شدن آن بتوان با اطمینان گفت فرد به این اختلال مبتلاست. در واقع، در این بیماری، تمام اسکنهای امآرآی (MRI) یا سیتی اسکن بیمار کاملا طبیعی و سالم به نظر میرسند. بنابراین، تشخیص این بیماری اساسا یک “تشخیص بالینی” و تا حد زیادی یک “تشخیص حذفی” است؛ یعنی پزشک باید ابتدا تمام عوامل دیگری را که میتوانند لرزش ایجاد کنند، رد کند.
فرآیند تشخیص با یک معاینه عصبی و گرفتن شرح حال بسیار دقیق آغاز میشود. پزشک سوالاتی در مورد زمان شروع لرزشها، سابقه خانوادگی، و عواملی که لرزش را بهتر یا بدتر میکنند، میپرسد. بررسی لیست داروهای مصرفی بیمار در این مرحله بسیار حیاتی است. بسیاری از داروها مانند اسپریهای آسم (سالبوتامول)، داروهای ضد افسردگی، لیتیوم، داروهای ضد صرع (والپروات) و مصرف بیش از حد کافئین میتوانند لرزشهایی دقیقا شبیه به این بیماری ایجاد کنند. همچنین، پزشک حتما آزمایش خون تجویز میکند تا مطمئن شود بیمار دچار پرکاری تیروئید نیست، زیرا هورمونهای اضافی تیروئید باعث لرزش شدید دستها میشوند.
پس از رد کردن عوامل بیرونی، پزشک از تستهای فیزیکی خاصی برای ارزیابی نوع لرزش استفاده میکند. یکی از معروفترین و کاربردیترین این آزمایشها، تست مارپیچ (Archimedes Spiral Test) است. پزشک از بیمار میخواهد که یک خط مارپیچ را روی یک کاغذ رسم کند یا یک خط مستقیم بین دو نقطه بکشد. الگوی لرزش بیمار روی کاغذ (که معمولا دارای نوسانات بزرگ و نامنظم در یک محور خاص است) سرنخ بسیار بزرگی برای تشخیص است. همچنین از بیمار خواسته میشود تا یک لیوان پر از آب را با یک دست نگه دارد یا انگشت اشاره خود را به نوک بینیاش بزند. پزشک با مشاهده دقیق دامنه لرزش در هنگام حرکت، میتواند این بیماری را از سایر اختلالات سیستم عصبی افتراق دهد و به تشخیص نهایی برسد.
عوارض و خطرات ترمور اساسی
هنگامی که دستهای یک انسان، که اصلیترین ابزار او برای تعامل با جهان پیرامون هستند، کنترل ارادی خود را از دست میدهند، زنجیرهای از عوارض فیزیکی، عملکردی و روانی آغاز میشود که میتواند تمام جنبههای زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد. از نظر پزشکی بالینی، این بیماری به هیچ وجه کشنده نیست و مستقیما باعث کوتاه شدن طول عمر انسان نمیشود. اما خطرات و عوارض آن در زمینه از بین بردن “کیفیت زندگی” و استقلال فردی، بسیار جدی و قابل تامل است.
بزرگترین عارضه عملکردی این بیماری، ناتوانی در انجام فعالیتهای ظریف حرکتی است که ما روزانه به صورت ناخودآگاه انجام میدهیم. با پیشرفت بیماری، بستن دکمههای پیراهن، گره زدن بند کفش، استفاده از کلید برای باز کردن در، و تایپ کردن روی صفحه کلید موبایل یا کامپیوتر برای بیمار تبدیل به یک چالش طاقتفرسا میشود. در هنگام غذا خوردن، لرزش دست باعث میشود که قاشق سوپ قبل از رسیدن به دهان خالی شود یا نوشیدنیها روی لباس بیمار بریزند. در مشاغلی که نیازمند دقت دست هستند (مانند دندانپزشکی، جراحی، خیاطی، نقاشی، ساعتسازی یا حتی آرایشگری)، این بیماری میتواند به معنای پایان کامل دوران کاری فرد و از دست دادن منبع درآمد باشد که یک بحران بزرگ در زندگی محسوب میشود.
اما شاید ویرانگرترین عارضه این بیماری، تاثیرات عمیق روانشناختی آن باشد. لرزش دست و سر در مکانهای عمومی، رستورانها یا مهمانیها، توجه دیگران را به شدت جلب میکند. بیمار به دلیل ترس از قضاوت شدن، تمسخر، یا اینکه دیگران فکر کنند او معتاد است یا استرس شدیدی دارد، دچار اضطراب اجتماعی مزمن میشود. بسیاری از بیماران ترجیح میدهند برای فرار از نگاههای خیره، از حضور در جمعهای خانوادگی و غذا خوردن با دیگران خودداری کنند. این انزوای خودخواسته، به سرعت فرد را به سمت افسردگی عمیق، احساس شرم و کاهش شدید اعتماد به نفس سوق میدهد. بنابراین، رسیدگی به سلامت روان این بیماران، به اندازه درمان جسمی آنها اهمیت دارد.
تفاوت بیماری ترمور اساسی در مردان و زنان
با وجود اینکه ساختار پایهای شبکههای حرکتی در مغز تمام انسانها از یک الگوی مشترک پیروی میکند، اما علم پزشکی نشان داده است که جنسیت میتواند تاثیرات جالب توجهی بر نحوه بروز، محل درگیری و حتی واکنشهای اجتماعی به این اختلال عصبی داشته باشد. در یک نگاه آماری و کلی، میزان شیوع این بیماری در میان مردان و زنان تقریبا برابر است و تفاوت معناداری در احتمال به ارث بردن ژن معیوب بین دو جنس وجود ندارد. با این حال، تظاهرات بالینی بیماری تفاوتهای ظریفی را نشان میدهد.
مطالعات بالینی گسترده نشان دادهاند که زنان مبتلا به این اختلال، با احتمال بسیار بیشتری نسبت به مردان، دچار لرزش در ناحیه سر و گردن میشوند. لرزش سر به شکل حرکات ریتمیک “بله-بله” یا “خیر-خیر” در میان بیماران زن شایعتر است. همچنین، درگیری تارهای صوتی و لرزش صدا نیز در زنان آمار بالاتری دارد. در مقابل، مردان الگوی متفاوتی را نشان میدهند؛ در بیماران مرد، لرزش معمولا با شدت بیشتری در دستها و بازوها متمرکز است و لرزش سر کمتر مشاهده میشود. دلیل بیولوژیک این تفاوت در محل درگیری هنوز برای دانشمندان کاملا روشن نیست، اما گمان میرود که تفاوت در ساختار هورمونی و توزیع توده عضلانی بین دو جنس، در نحوه انتشار نوسانات عصبی نقش داشته باشد.
تفاوت بسیار مهم دیگر، در زمینه واکنشهای روانی و اجتماعی به این بیماری است. از آنجا که انتظارات اجتماعی از زنان برای انجام کارهای ظریف (مانند آرایش کردن، خیاطی، استفاده از زیورآلات ظریف و پذیرایی در مهمانیها) بیشتر است، لرزش دست میتواند فشار روانی مضاعفی را بر زنان وارد کند. ناتوانی در کشیدن خط چشم یا ریختن چای برای مهمانان، اغلب باعث میشود زنان سریعتر از مردان به انزوای اجتماعی کشیده شوند و برای درمان به پزشک مراجعه کنند. از سوی دیگر، مردانی که مشاغل یدی یا نیازمند قدرت فیزیکی دارند، ممکن است لرزش را دیرتر به عنوان یک عامل محدودکننده بپذیرند و مراجعه به پزشک را به تعویق بیندازند. درک این تفاوتهای جنسیتی به روانشناسان و پزشکان کمک میکند تا مشاورههای حمایتی دقیقتری را به هر گروه ارائه دهند.
ترمور اساسی در کودکان و در دوران بارداری
اگرچه این بیماری بیشتر به عنوان یک اختلال مرتبط با سنین میانسالی و سالمندی شناخته میشود، اما حقیقت این است که میتواند در هر سنی آغاز شود. بروز این اختلال در سنین کودکی و نوجوانی، پدیدهای است که کمتر در مورد آن صحبت میشود اما چالشهای بسیار بزرگی به همراه دارد. هنگامی که یک کودک خردسال دچار این لرزش میشود، علت آن تقریبا در تمام موارد وجود یک سابقه ژنتیکی و ارثی بسیار قوی در خانواده است. کودکانی که به این بیماری مبتلا هستند، معمولا در سنین مدرسه با مشکلات جدی مواجه میشوند.
بزرگترین چالش برای کودکان مبتلا، مهارتهای حرکتی ظریف مانند در دست گرفتن مداد، نقاشی کشیدن و نوشتن تکالیف است. خط این کودکان معمولا نامنظم، لرزان و ناخوانا است که ممکن است توسط معلمان ناآگاه به عنوان بیدقتی یا تنبلی تفسیر شود. علاوه بر مشکلات تحصیلی، این کودکان به شدت در معرض آزار و اذیت (Bullying) و تمسخر از سوی همکلاسیهای خود قرار دارند. همسالان ممکن است به دلیل تکان خوردن سر یا لرزش دست کودک در هنگام غذا خوردن، او را مسخره کنند که این امر باعث افت شدید اعتماد به نفس، ایجاد تیکهای عصبی ثانویه و امتناع کودک از رفتن به مدرسه میشود. آموزش به معلمان و والدین برای درک شرایط این کودکان و استفاده از ابزارهای کمکی (مانند استفاده از تبلت به جای نوشتن دستی) بسیار حیاتی است.
دوران بارداری برای زنانی که به این اختلال مبتلا هستند، یک دوره بسیار حساس محسوب میشود. بارداری تغییرات هورمونی عظیمی را در بدن ایجاد میکند. در برخی از زنان باردار، علائم بیماری به دلیل تغییرات هورمونی تا حدودی فروکش میکند، اما در بسیاری دیگر، به دلیل استرس، خستگی مفرط بارداری و اضطراب طبیعی این دوران، لرزشها به شدت افزایش مییابد. چالش اصلی در دوران بارداری، مدیریت داروهاست. بسیاری از داروهای اصلی که برای کنترل لرزش استفاده میشوند (مانند مسدودکنندههای بتا)، میتوانند با عبور از جفت، بر رشد جنین تاثیر بگذارند و باعث کاهش ضربان قلب یا افت قند خون نوزاد در هنگام تولد شوند. بنابراین، زنان باردار باید تحت نظر یک تیم پزشکی مشترک از متخصص زنان و متخصص مغز و اعصاب باشند تا در صورت امکان، دوز داروها کاهش یافته یا قطع شود و با روشهای غیردارویی جایگزین گردد.
روش های درمان ترمور اساسی
زمانی که بیمار پس از گذراندن مراحل تشخیصی، با این بیماری مزمن روبرو میشود، استراتژیهای درمانی بر اساس شدت لرزش و میزان اختلالی که در زندگی روزمره او ایجاد کرده است، برنامهریزی میشود. باید واقعبین بود: در حال حاضر هیچ درمان قطعی و ریشهکنی که بتواند این نوسانات ژنتیکی یا ساختاری مغز را برای همیشه خاموش کند، وجود ندارد. با این حال، علم پزشکی مدرن مجموعهای از ابزارهای بسیار قدرتمند را برای کاهش دامنه لرزش و بازگرداندن استقلال به بیمار در اختیار دارد. درمانها از تغییرات ساده در سبک زندگی آغاز شده و تا پیچیدهترین جراحیهای مغزی پیش میروند.
برای بیمارانی که لرزش آنها خفیف است و تنها در مواقع خاصی (مانند سخنرانی در جمع یا انجام یک کار بسیار دقیق) آزاردهنده میشود، پزشکان معمولا نیازی به تجویز مداوم دارو نمیبینند. در این موارد، استفاده از روشهای توانبخشی، کاردرمانی، و یادگیری تکنیکهای مدیریت استرس کافی است. فیزیوتراپیستها با آموزش ورزشهای خاص برای تقویت عضلات مرکزی دست و بازو، به بیمار کمک میکنند تا کنترل بهتری روی حرکات خود داشته باشد. همچنین استفاده از وسایل تطبیقی در خانه (که در بخش درمان خانگی به آن خواهیم پرداخت) خط مقدم مدیریت بیماری محسوب میشود.
درمان دارویی ترمور اساسی
دارودرمانی پایه و اساس مدیریت پزشکی در اکثر بیمارانی است که لرزش آنها کیفیت زندگیشان را مختل کرده است. از آنجا که این بیماری یک اختلال در سیگنالهای عصبی است، داروهایی که برای کنترل آن استفاده میشوند، مستقیما بر روی گیرندههای عصبی و انتقالدهندههای شیمیایی مغز و محیط اثر میگذارند. فرآیند پیدا کردن داروی مناسب برای هر بیمار نیازمند صبر و حوصله است، زیرا پاسخ بدن افراد به این داروها بسیار متفاوت است و پزشک باید دوزها را به تدریج تنظیم کند.
خط اول درمان و دارویی که معمولا قبل از هر چیز دیگری تجویز میشود، از خانواده مسدودکنندههای گیرنده بتا (بتا بلوکرها) است. پروپرانولول شناختهشدهترین و پرکاربردترین داروی این دسته است. این دارو که در اصل برای کنترل فشار خون و ضربان قلب ساخته شده است، با مسدود کردن تکانههای عصبی تحریککننده عضلات، میتواند لرزش دستها را در بیش از نیمی از بیماران به طور قابل توجهی کاهش دهد. با این حال، مصرف پروپرانولول برای همه مجاز نیست؛ بیمارانی که دارای سابقه آسم، ضربان قلب بسیار کند، یا نارساییهای قلبی خاص هستند، نباید از این دارو استفاده کنند، زیرا میتواند باعث تنگ شدن مجاری تنفسی و بدتر شدن شرایط قلبی آنها شود. خستگی، سردی دست و پا، و گاهی افسردگی خفیف از عوارض جانبی این دارو هستند.
اگر پروپرانولول موثر نباشد یا بیمار نتواند آن را مصرف کند، خط دوم درمان دارویی از خانواده داروهای ضدتشنج وارد عمل میشود. داروی پرومیدون یکی از قدیمیترین و موثرترین داروها در این زمینه است که با آرام کردن فعالیتهای الکتریکی در شبکههای عصبی مغز، لرزش را مهار میکند. پزشکان معمولا پرومیدون را با دوز بسیار پایین در هنگام خواب شروع میکنند، زیرا میتواند در روزهای اول باعث خوابآلودگی شدید و گیجی شود. داروهای ضدتشنج دیگری مانند گاباپنتین و توپیرامات نیز به عنوان گزینههای جایگزین یا مکمل استفاده میشوند. برای بیمارانی که از لرزش شدید سر یا صدای لرزان رنج میبرند (که معمولا به قرصها پاسخ خوبی نمیدهند)، تزریق مستقیم سم بوتولینوم (بوتاکس) به عضلات گردن یا تارهای صوتی، یک راهکار بسیار موثر است که عضلات درگیر را موقتا ضعیف کرده و لرزش را برای چند ماه متوقف میسازد.
طول درمان ترمور اساسی چقدر است
درک مفهوم زمان در رویارویی با بیماریهای سیستم عصبی که ریشه ژنتیکی و ساختاری دارند، نیازمند تغییر نگاه از “درمان مقطعی” به “مدیریت مداوم” است. وقتی شما به یک سرماخوردگی یا عفونت مبتلا میشوید، با یک دوره مصرف دارو کاملا بهبود مییابید و درمان به پایان میرسد. اما این اختلال لرزشی، یک بیماری فرسایشی و پیشرونده در سیستم عصبی است که هیچگاه به طور کامل از بدن پاک نمیشود. بنابراین، کوتاهترین و صادقانهترین پاسخ به این سوال این است که طول درمان این بیماری، مادامالعمر و همیشگی است.
بیمار باید بپذیرد که از زمان تشخیص تا پایان عمر، نیاز به مدیریت و کنترل این لرزشها خواهد داشت. روند این بیماری معمولا به صورت کند اما پیوسته پیشرفت میکند؛ به این معنا که لرزشی که در دهه سی زندگی تنها به صورت یک لرزش ظریف در انگشتان بود، ممکن است در دهه شصت زندگی به لرزشی با دامنه بسیار بزرگتر تبدیل شود که تمام دست و بازو را درگیر میکند. به همین دلیل، دوز داروهایی که در ابتدا به خوبی لرزش را کنترل میکردند، ممکن است پس از چند سال نیاز به افزایش داشته باشند یا پزشک مجبور شود ترکیبی از چند دارو را برای حفظ اثربخشی تجویز کند. مراجعات دورهای به متخصص مغز و اعصاب برای تنظیم مجدد داروها، بخشی از این مسیر طولانی درمانی است.
حتی در مواردی که بیمار تحت عملهای جراحی پیشرفته مانند کاشت الکترود مغزی قرار میگیرد، طول درمان به پایان نمیرسد. اگرچه این جراحیها میتوانند اثرات معجزهآسایی داشته باشند و لرزش را برای سالها به شدت سرکوب کنند، اما روند پیشرفت بیماری در پسزمینه مغز همچنان ادامه دارد. علاوه بر این، دستگاه تحریککننده مغز نیازمند تنظیمات دورهای توسط پزشک است و باتری آن که در زیر پوست سینه قرار دارد، باید هر چند سال یکبار (بسته به نوع باتری) طی یک جراحی سرپایی تعویض شود. پذیرش این واقعیت که مراقبت از این بیماری یک دوی ماراتن است و نه یک دوی سرعت، به بیماران کمک میکند تا با آرامش بیشتری سبک زندگی خود را تطبیق دهند.
پیشگیری از ترمور اساسی
وقتی یک بیماری ریشه در کدهای ژنتیکی و دیانای انسان داشته باشد که پیش از تولد در هسته سلولها نوشته شده است، پیشگیری اولیه (یعنی جلوگیری کامل از بروز بیماری) با دانش پزشکی امروز غیرممکن است. شما نمیتوانید با انجام یک ورزش خاص یا خوردن یک داروی معجزهآسا، ژنهای خود را تغییر دهید. با این حال، اگر شما دارای سابقه خانوادگی این بیماری هستید یا در مراحل اولیه آن قرار دارید، استراتژیهای بسیار قدرتمندی تحت عنوان “پیشگیری ثانویه” وجود دارد که هدف آنها جلوگیری از تشدید علائم و به تاخیر انداختن پیشرفت بیماری است.
مهمترین اصل در پیشگیری ثانویه، محافظت از سیستم عصبی در برابر محرکهای خارجی است. اولین و موثرترین قدم، مدیریت سختگیرانه استرس و فشارهای روانی است. استرس مزمن باعث ترشح مداوم هورمونهایی مانند آدرنالین و کورتیزول میشود که سیستم عصبی را در حالت آمادهباش و تحریکپذیری بالا قرار میدهند. این تحریکپذیری، دامنه لرزشها را به شدت افزایش میدهد. یادگیری تکنیکهای مدیریت استرس، مانند ذهنآگاهی (مایندفولنس)، یوگا، تمرینات تنفس عمیق دیافراگمی و در صورت نیاز مراجعه به روانشناس، میتواند مانند یک سپر دفاعی از تشدید علائم پیشگیری کند.
پیشگیری از خستگی جسمانی مفرط و محرومیت از خواب نیز یکی دیگر از ارکان مهم است. مغز خسته توانایی کمتری برای تنظیم دقیق حرکات دارد. داشتن یک برنامه خواب منظم و اطمینان از هفت تا هشت ساعت خواب با کیفیت در شب، به سیستم عصبی فرصت بازسازی میدهد. علاوه بر این، پرهیز از مصرف خودسرانه داروهایی که سیستم عصبی مرکزی را تحریک میکنند، بسیار حیاتی است. برخی از داروهای سرماخوردگی بدون نسخه، داروهای کاهش وزن، و مکملهای ورزشی حاوی مقادیر بالایی از مواد محرک هستند که میتوانند لرزش پنهان را آشکار کرده یا لرزش خفیف را غیرقابل کنترل کنند. با رعایت این اصول مراقبتی، فرد میتواند کنترل بسیار بیشتری بر روند بیماری خود داشته باشد.
درمان خانگی ترمور اساسی
مفهوم درمان خانگی در مواجهه با بیماریهای ساختاری مغز، به معنای جایگزینی داروهای تجویزی با دمنوشها یا روشهای سنتی غیرعلمی نیست، زیرا هیچ معجون خانگی نمیتواند اختلال الکتریکی تالاموس را اصلاح کند. با این حال، درمان خانگی و اصلاح محیط زندگی، یکی از موثرترین و حیاتیترین بخشهای مراقبت از این بیماران است که مستقیما به بازگرداندن استقلال و راحتی در انجام کارهای روزمره کمک میکند. هدف از اقدامات خانگی، تطبیق دادن محیط با شرایط بیمار است تا او بتواند کارهای خود را با کمترین لرزش انجام دهد.
یکی از جالبترین و کاربردیترین روشهای خانگی، استفاده از قانون فیزیکی “افزایش جرم” برای کاهش لرزش است. بستن وزنههای شنی سبک (حدود نیم تا یک کیلوگرم) به مچ دست در هنگام انجام کارهایی مانند غذا خوردن یا نوشتن، میتواند با ایجاد یک مقاومت فیزیکی در برابر عضلات، دامنه لرزش را به طور چشمگیری مهار کند. همچنین، استفاده از ظروف و ابزارهای تطبیقی در آشپزخانه بسیار موثر است. خرید قاشقها و چنگالهایی که دستههای سنگینتر و ضخیمتری دارند، یا استفاده از لیوانهای سنگین و دردار، باعث میشود که لرزش دست کمتر به مایعات یا غذا منتقل شود و بیمار بتواند با اعتماد به نفس بیشتری در جمع غذا بخورد.
در محیط کار یا خانه، برای نوشتن به جای استفاده از خودکارهای نازک، استفاده از خودکارهای بسیار ضخیم و سنگین توصیه میشود. همچنین، استفاده از تکنولوژی به عنوان یک درمان خانگی مدرن بسیار راهگشا است. فعال کردن ویژگیهای تایپ صوتی (تبدیل گفتار به متن) در تلفنهای هوشمند و رایانهها، بیمار را از تایپ کردنهای خستهکننده و پر از غلط نجات میدهد. از نظر فیزیولوژیک نیز، پرهیز از قرار گرفتن در محیطهای بسیار سرد (زیرا سرما باعث انقباض عضلات و لرزش طبیعی میشود که لرزش بیماری را تشدید میکند) و اختصاص دادن زمانهایی در طول روز برای انجام تمرینات کششی دست و بازو، از جمله مراقبتهای خانگی بسیار ارزشمند و کارآمد محسوب میشوند.
رژیم غذایی مناسب برای ترمور اساسی
تغذیه در بیماران مبتلا به اختلالات حرکتی، اگرچه نمیتواند بیماری را درمان کند، اما یک ابزار بسیار قدرتمند برای تنظیم میزان تحریکپذیری سیستم عصبی و محافظت از سلامت کلی سلولهای مغزی است. رژیم غذایی در این بیماری بیشتر بر پایه “آنچه نباید خورد” استوار است تا آنچه باید خورد. اولین، مهمترین و غیرقابل مذاکرهترین قانون تغذیهای برای این بیماران، حذف یا محدودیت بسیار شدید مواد محرک سیستم عصبی است و در راس تمام آنها، کافئین قرار دارد.
کافئین یک محرک قدرتمند مغزی است که آدرنالین خون را بالا میبرد و حتی در افراد کاملا سالم نیز میتواند باعث ایجاد لرزش خفیف دست شود. برای فردی که شبکه حرکتی مغزش از قبل دچار نوسان است، نوشیدن یک فنجان قهوه قوی، چای پررنگ، نوشابههای سیاه، شکلات تلخ یا نوشیدنیهای انرژیزا، مانند ریختن بنزین روی آتش لرزشهاست. بیماران باید مصرف این مواد را به حداقل ممکن رسانده و در صورت امکان از جایگزینهای بدون کافئین (Decaf) استفاده کنند.
در اینجا باید به یک پدیده تغذیهای بسیار عجیب و خاص در این بیماری که به “اثر الکل” معروف است، اشاره کنیم. بسیاری از بیماران گزارش میدهند که با نوشیدن مقدار کمی الکل، لرزش آنها به طور جادویی برای چند ساعت متوقف میشود. این موضوع از نظر علمی ثابت شده است، زیرا الکل به طور موقت سیستم عصبی مرکزی را کند میکند. اما پزشکان به شدت هشدار میدهند که بیماران هرگز نباید از الکل به عنوان یک روش درمانی استفاده کنند. دلیل آن این است که پس از از بین رفتن اثر الکل، لرزش با شدتی بسیار بیشتر از قبل (لرزش بازگشتی) برمیگردد. علاوه بر این، استفاده مکرر از الکل برای کنترل لرزش، بیمار را در معرض خطر جدی اعتیاد و آسیبهای کبدی قرار میدهد. بهترین الگوی تغذیهای حمایتی برای این بیماران، رژیم غذایی مدیترانهای (سرشار از میوهها، سبزیجات، مغزها و ماهیهای حاوی امگا ۳) است که به کاهش التهاب در بدن و حفظ سلامت طولانیمدت اعصاب کمک میکند.
تفاوت ترمور اساسی و بیماری پارکینسون
یکی از بزرگترین نگرانیها و وحشتهای بیمارانی که با لرزش دست به مطب پزشک مراجعه میکنند، این است که مبادا به بیماری پارکینسون مبتلا شده باشند. با وجود اینکه هر دو بیماری باعث لرزش میشوند، اما از نظر پزشکی، منشا، علائم همراه و پیشآگهی آنها کاملا با یکدیگر متفاوت است. درک این تفاوتهای کلیدی میتواند استرس و نگرانی بیمورد را از بیماران و خانوادههای آنها دور کند و به آنها در فهم بهتر شرایطشان کمک نماید.
مهمترین و قطعیترین تفاوت بین این دو بیماری، در زمان وقوع لرزش است. همانطور که پیشتر به تفصیل بررسی شد، لرزش در بیماری ترمور اساسی، یک لرزش عملی یا حرکتی است؛ یعنی زمانی که فرد دست خود را برای برداشتن یک جسم دراز میکند یا سعی میکند چیزی بنویسد، دست شروع به لرزیدن میکند و وقتی دستها بیحرکت روی پاها قرار دارند، لرزش قطع میشود. در نقطه مقابل، لرزش پارکینسون یک لرزش در حالت استراحت است. بیمار پارکینسونی زمانی که آرام نشسته و دستهایش روی پاهایش بیحرکت است، انگشتانش حرکتی شبیه به “پول شمردن” یا “قرص چرخاندن” دارند، اما به محض اینکه دستش را دراز میکند تا لیوان آب را بردارد، لرزش دست او متوقف شده یا به شدت کاهش مییابد.
تفاوت بسیار مهم دیگر در علائم همراه است. ترمور اساسی معمولا یک اختلال تکعلامتی است؛ یعنی بیمار به جز لرزش، هیچ مشکل عصبی دیگری ندارد. اما بیماری پارکینسون یک اختلال پیشرونده و جامعتر است. بیماران پارکینسونی علاوه بر لرزش، دچار کندی شدید در حرکات (برادیکینزی)، سفتی و خشکی دردناک عضلات، حالت چهره ماسکمانند (بدون احساس)، و قدمهای بسیار کوتاه و کشیده روی زمین در هنگام راه رفتن میشوند. همچنین، لرزش اساسی معمولا هر دو سمت بدن را به صورت همزمان (متقارن) درگیر میکند و لرزش سر و صدا در آن شایع است، در حالی که لرزش پارکینسون معمولا از یک سمت بدن (فقط یک دست یا یک پا) شروع میشود و به ندرت باعث لرزش سر به شکل تایید یا نفی میگردد. در نهایت، پارکینسون ارتباطی با درگیری پاها دارد، در حالی که لرزش اساسی پاها را رها میکند.
جمع بندی
بیماری ترمور اساسی که در گذشته به عنوان لرزش خوشخیم یا لرزش خانوادگی شناخته میشد، شایعترین اختلال حرکتی سیستم عصبی است که باعث ایجاد نوسانات ریتمیک و غیرارادی در عضلات میشود. این اختلال برخلاف بیماری پارکینسون، یک لرزش حرکتی است که دقیقا در هنگام انجام کارهای ارادی مانند نوشیدن، نوشتن یا آرایش کردن خود را نشان میدهد و معمولا دستها، سر و تارهای صوتی را درگیر میکند. علت اصلی این بیماری، یک اختلال ارتباطی بین مخچه و تالاموس در مغز است که در بیش از نیمی از موارد، ریشه در یک جهش ژنتیکی اتوزومال غالب دارد.
تشخیص این بیماری نیازمند معاینه دقیق بالینی توسط متخصص مغز و اعصاب و استفاده از ابزارهایی مانند تست مارپیچ برای بررسی الگوی لرزش و رد کردن سایر علل مانند پرکاری تیروئید یا عوارض دارویی است. اگرچه این بیماری کشنده نیست، اما با مختل کردن توانایی انجام کارهای ظریف روزمره، میتواند به شدت کیفیت زندگی بیمار را کاهش داده و منجر به اضطراب اجتماعی و انزوا شود. طول درمان این اختلال پیشرونده، مادامالعمر است و استراتژیهای پزشکی برای کنترل آن شامل مصرف داروهایی نظیر پروپرانولول و داروهای ضدتشنج مانند پرومیدون است.
در مواردی که داروها اثربخشی خود را از دست میدهند، روشهای نوین جراحی از جمله تحریک عمقی مغز (DBS) یا سوزاندن بافت معیوب از طریق سونوگرافی متمرکز میتوانند لرزش را به طور چشمگیری متوقف کنند. پیشگیری از تشدید علائم نیازمند رعایت بهداشت خواب، مدیریت استرس و پرهیز جدی از مصرف محرکهایی نظیر کافئین است. با آگاهی، پشتیبانی خانواده، و استفاده از ابزارهای تطبیقی در خانه، بیماران میتوانند استقلال خود را حفظ کرده و زندگی پربار و فعالی داشته باشند.