بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو (Hypertensive Encephalopathy)
- بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو (Hypertensive Encephalopathy)
- اسم های دیگر بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- علت ابتلا به بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- نشانه های بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- نحوه تشخیص بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- عوارض و خطرات بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- تفاوت بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو در مردان و زنان
- بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو در کودکان و در دوران بارداری
- روش های درمان بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- درمان دارویی بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- طول درمان بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو چقدر است
- پیشگیری از بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- درمان خانگی بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- رژیم غذایی مناسب برای بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
- ارتباط آنسفالوپاتی هایپرتانسیو با نارسایی کلیوی
بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو (Hypertensive Encephalopathy)
مغز انسان یکی از پیچیدهترین و حساسترین اندامهای بدن است که برای عملکرد صحیح به یک جریان خون ثابت و کنترلشده نیاز دارد. سیستم گردش خون در مغز دارای یک مکانیزم هوشمند و خودکار است که تلاش میکند حتی زمانی که فشار خون بدن بالا یا پایین میرود، جریان خون ورودی به بافت مغز را در یک سطح متعادل نگه دارد. اما زمانی که فشار خون به شکل ناگهانی و بسیار شدید افزایش مییابد، این سیستم هوشمند و محافظتی ممکن است در هم بشکند و توانایی کنترل جریان خون را از دست بدهد. بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو دقیقا در همین نقطه بحرانی رخ میدهد. این وضعیت یک اورژانس پزشکی بسیار خطرناک است که در اثر افزایش مهارگسیخته فشار خون ایجاد شده و مستقیما بافت مغز را هدف قرار میدهد.
برای درک بهتر این بیماری، میتوانید رگهای خونی مغز را مانند لولههای آب در یک سیستم لولهکشی بسیار ظریف تصور کنید. اگر فشار آب به طور ناگهانی چندین برابر شود، دریچههای محافظتی دیگر نمیتوانند مقاومت کنند و آب از منافذ لولهها به بیرون نشت میکند. در مغز انسان نیز هنگامی که فشار خون به اعداد بسیار بالایی میرسد (معمولا فشار خون ماکزیمم بالای دویست و فشار خون مینیمم بالای صد و بیست تا صد و سی)، دیواره رگهای ظریف مغزی آسیب میبیند. این آسیب باعث میشود که مایعات موجود در خون، پروتئینها و سایر مواد از داخل رگها به فضای بین سلولهای مغزی نشت کنند. تجمع این مایعات اضافی در بافت مغز باعث ایجاد تورم میشود که در اصطلاح پزشکی به آن تورم یا خیز مغزی میگویند. جمجمه یک محفظه استخوانی بسته است و هیچ فضای اضافهای برای این تورم ندارد؛ بنابراین مغز متورم شده تحت فشار شدیدی در داخل جمجمه قرار میگیرد که منجر به بروز علائم عصبی بسیار خطرناکی میشود.
این اختلال یک بیماری مزمن و طولانیمدت نیست که به آرامی شکل بگیرد، بلکه یک سندرم حاد است که به سرعت بروز میکند و اگر در عرض چند ساعت به صورت اورژانسی درمان نشود، میتواند باعث کما یا مرگ شود. با وجود اینکه پیشرفت علم پزشکی در زمینه کنترل فشار خون باعث شده تا شیوع این بیماری نسبت به دهههای گذشته به شدت کاهش یابد، اما همچنان در افرادی که به درمان دارویی خود پایبند نیستند یا دچار مشکلات کلیوی پنهان هستند، دیده میشود. شناخت این بیماری نه تنها برای بیماران مبتلا به پرفشاری خون، بلکه برای خانوادههای آنها نیز ضروری است تا در صورت بروز علائم هشداردهنده، زمان طلایی را برای نجات بافت مغز از دست ندهند. در این مقاله به بررسی عمیق و همهجانبه این وضعیت بحرانی خواهیم پرداخت تا تمام ابعاد آن از علت تا درمان برای شما روشن شود.
اسم های دیگر بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
در متون پزشکی و پروندههای بیمارستانی، گاهی پزشکان برای اشاره به یک بیماری از اصطلاحات مختلفی استفاده میکنند که هر کدام زاویه دید خاصی از آن بیماری را نشان میدهند. برای درک بهتر این بیماری، ابتدا باید معنی دقیق کلمات تشکیلدهنده آن را بشناسیم. کلمه آنسفالوپاتی ریشه در زبان یونانی دارد؛ بخش اول آن یعنی “آنسفالو” به معنای مغز و بخش دوم آن یعنی “پاتی” به معنای بیماری یا اختلال است. کلمه هایپرتانسیو نیز به معنای فشار خون بالا است. بنابراین ترجمه تحتاللفظی این بیماری، “اختلال مغزی ناشی از فشار خون بالا” میباشد. با این حال، در محیطهای بالینی ممکن است با نامها و عبارات مترادف دیگری نیز روبرو شوید.
یکی از رایجترین اصطلاحاتی که همراه با این بیماری شنیده میشود، “بحران فشار خون” یا پرفشاری خون بدخیم است. اگرچه این عبارات دقیقا مترادف هم نیستند، اما پرفشاری خون بدخیم وضعیتی است که مستقیما به این اختلال مغزی ختم میشود. زمانی که فشار خون به حدی بالا میرود که باعث آسیب به اندامهای حیاتی (مانند چشمها، کلیهها و مغز) میشود، پزشکان از عبارت بحران اورژانسی فشار خون استفاده میکنند و آسیب مغزی ناشی از این بحران، همان اختلال مورد بحث ماست. بنابراین گاهی در اورژانس به جای ذکر نام طولانی بیماری، صرفا گفته میشود که بیمار در وضعیت بحران اورژانسی پرفشاری خون با درگیری سیستم عصبی قرار دارد.
نام مهم دیگری که ارتباط بسیار تنگاتنگی با این بیماری دارد و در سالهای اخیر در مقالات علمی رادیولوژی و مغز و اعصاب بسیار استفاده میشود، “سندرم انسفالوپاتی برگشتپذیر خلفی” یا به اختصار پی آر ای اس (PRES) است. تحقیقات تصویربرداری پیشرفته نشان داده است که تورم ناشی از فشار خون بالا، بیشتر در قسمتهای پشتی (خلفی) مغز رخ میدهد. به همین دلیل، در بسیاری از مواقع وقتی پزشک با استفاده از امآرآی متوجه تورم در قسمت پشتی مغز در اثر فشار خون میشود، تشخیص سندرم پی آر ای اس را در پرونده ثبت میکند که در واقع جلوه تصویربرداری و بالینی همین بیماری است. شناخت این نامهای جایگزین به بیماران و خانوادهها کمک میکند تا هنگام مطالعه برگه ترخیص بیمارستان یا نتایج اسکن مغزی، دچار سردرگمی نشوند و بدانند که تمام این عبارات به یک مشکل ریشهای یعنی آسیب مغز در اثر فشار خون بالا اشاره دارند.
علت ابتلا به بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
برای اینکه متوجه شویم چرا یک فرد به این وضعیت اورژانسی دچار میشود، باید به ریشههای کنترل فشار در بدن نگاه کنیم. همانطور که پیشتر اشاره شد، مغز انسان دارای مکانیسم تنظیم خودکار است. در حالت طبیعی، اگر فشار خون شما هنگام ورزش بالا برود، رگهای مغز کمی تنگ میشوند تا از ورود فشار اضافی به بافتهای ظریف مغز جلوگیری کنند. برعکس، اگر فشار خون شما به دلیل خونریزی یا کمآبی افت کند، رگهای مغز گشاد میشوند تا خون کافی را جذب کنند. مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که فشار خون از حد تحمل این سیستم تنظیم خودکار فراتر میرود که به آن نقطه شکست میگویند. وقتی این شکست رخ میدهد، فشار بالای خون مستقیما دیواره سلولی رگها را پاره کرده و مایعات وارد بافت مغز میشوند.

اما چه عواملی باعث میشوند فشار خون تا این حد بالا برود؟ شایعترین و اصلیترین علت این بیماری در سراسر جهان، قطع ناگهانی داروهای فشار خون در بیمارانی است که سابقه پرفشاری خون مزمن دارند. بسیاری از بیماران تصور میکنند چون علامتی ندارند، دیگر نیازی به مصرف دارو نیست. قطع خودسرانه داروهایی مانند کلونیدین یا بتا بلوکرها میتواند باعث پدیدهای به نام “فشار خون بازگشتی” شود. در این حالت، فشار خون مانند فنری که فشرده شده و ناگهان رها میشود، به شکل انفجاری بالا میرود و ظرف چند ساعت یا چند روز مغز را درگیر میکند. عدم پایبندی به درمان دارویی بزرگترین متهم در ایجاد این بحران است.
علت بسیار مهم دیگر، بیماریهای پنهان یا پیشرونده کلیوی است. کلیهها نقش اساسی در تنظیم حجم خون و فشار خون دارند. اختلالاتی مانند التهاب حاد کلیه (گلومرولونفریت) یا تنگی شریان کلیوی میتوانند هورمونهایی ترشح کنند که باعث انقباض شدید تمام رگهای بدن و افزایش وحشتناک فشار خون شوند. علاوه بر این، مصرف مواد مخدر و محرک سیستم عصبی، به ویژه کوکائین و آمفتامینها (شیشه)، میتوانند در عرض چند دقیقه پس از مصرف، فشار خون را به سطوح مرگباری برسانند و به طور مستقیم باعث تورم بافت مغز شوند. تومورهای خاصی در غده فوق کلیوی (مانند فئوکروموسیتوما) نیز وجود دارند که به صورت دورهای مقادیر عظیمی از آدرنالین را در خون آزاد کرده و باعث افزایش ناگهانی فشار و آسیب به سد خونی-مغزی میگردند.
نشانه های بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
از آنجایی که این بیماری ناشی از افزایش حجم مایعات و ایجاد فشار در یک محیط بسته (جمجمه) است، نشانههای آن با سایر انواع سکتههای مغزی تفاوتهایی دارد. برخلاف سکته مغزی که معمولا یک طرف بدن را فلج میکند و علائم آن در کسری از ثانیه ظاهر میشود، نشانههای این اختلال معمولا در طول چند ساعت تا چند روز به تدریج خود را نشان میدهند و کل سیستم عصبی را تحت تاثیر قرار میدهند. اولین، شایعترین و بارزترین علامت این بیماری، یک سردرد بسیار شدید، کوبنده و مداوم است. این سردرد معمولا در پشت سر یا تمام سر احساس میشود و با مصرف مسکنهای معمولی یا استراحت تسکین نمییابد، زیرا علت آن درد فیزیکی ناشی از کشیده شدن پردههای پوشاننده مغز در اثر تورم است.
به دنبال سردرد، علائم گوارشی به شکل تهوع شدید و استفراغهای ناگهانی (گاهی بدون حالت تهوع قبلی) ظاهر میشوند. این استفراغها نیز ناشی از فشار بر مرکز کنترل تهوع در ساقه مغز هستند. یکی دیگر از نشانههای بسیار مهم و هشداردهنده، اختلالات بینایی است. بیمار ممکن است از تاری دید، دیدن نقاط نورانی و چشمکزن، دوبینی یا حتی از دست دادن موقت بینایی شکایت کند. دلیل این امر دو چیز است: اول اینکه قسمت پشتی مغز که مسئول پردازش تصاویر است دچار تورم میشود و دوم اینکه فشار بالای داخل جمجمه به عصب بینایی در پشت چشم فشار وارد کرده و آن را متورم میسازد.

با پیشرفت تورم بافتهای مغزی، علائم روانی و شناختی آشکار میشوند. فرد مبتلا دچار بیقراری، گیجی و منگی میشود. او ممکن است نتواند زمان و مکان را تشخیص دهد یا به سوالات پاسخهای نامربوط بدهد. در صورتی که در این مرحله مداخله پزشکی صورت نگیرد، تحریک بیش از حد قشر مغز منجر به بروز تشنجهای عمومی در کل بدن میشود. تشنج نشاندهنده رسیدن آسیب به مرحله بسیار خطرناکی است. در نهایت، اگر فشار همچنان بالا بماند و مایعات تخلیه نشوند، سطح هوشیاری بیمار به سرعت کاهش یافته و فرد وارد حالت کما میشود که خطر مرگ را به شدت افزایش میدهد. بنابراین ترکیب سردرد شدید با فشار خون بسیار بالا و هرگونه تغییر در بینایی یا هوشیاری، باید به عنوان یک وضعیت فوق اورژانسی تلقی شود.
نحوه تشخیص بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
تشخیص سریع و دقیق این وضعیت برای نجات جان بیمار و جلوگیری از آسیب دائمی به مغز حیاتی است. زمانی که بیماری با علائم گیجی، سردرد شدید و فشار خون بسیار بالا (مثلا ۲۲۰ روی ۱۳۰) به اورژانس آورده میشود، پزشک باید به سرعت متوجه شود که آیا بیمار دچار سکته مغزی (انسداد رگ)، خونریزی مغزی، یا خیز و تورم مغزی ناشی از فشار خون شده است، زیرا درمان هر کدام متفاوت است. فرآیند تشخیص بر اساس معاینات بالینی و تصویربرداریهای اورژانسی انجام میگیرد.
اولین قدم پس از اندازهگیری فشار خون، یک معاینه عصبی کامل است. در این مرحله، پزشک با استفاده از یک ابزار خاص به نام افتالموسکوپ، به دقت داخل و ته چشم بیمار را معاینه میکند. پزشک به دنبال علامتی به نام پاپیلادما میگردد. این علامت به معنای تورم دیسک بینایی در شبکیه چشم است. چشم تنها قسمتی از بدن است که پزشک میتواند رگها و اعصاب را به صورت مستقیم و بدون بریدن پوست مشاهده کند. اگر فشار مایعات در داخل مغز بالا رفته باشد، این فشار از طریق عصب بینایی به پشت چشم منتقل شده و باعث تورم آن میشود. دیدن این علامت در کنار فشار خون بالا، تاییدیه بالینی بسیار محکمی برای وجود این بیماری است.
قدم بعدی و بسیار مهم، انجام تصویربرداری از مغز است. معمولا در دقایق اولیه ورود به اورژانس، یک سیتی اسکن (CT Scan) بدون تزریق از مغز گرفته میشود. هدف اصلی از سیتی اسکن، رد کردن احتمال خونریزی مغزی وسیع یا وجود تومور است. سیتی اسکن ممکن است تورم مغز را به خوبی نشان ندهد. برای دیدن واضحتر مایعات نشت کرده در مغز، از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) استفاده میشود. در تصاویر امآرآی، پزشکان به وضوح تجمع مایعات را در ماده سفید مغز، به ویژه در نواحی پشتی (پسسری و آهیانهای) مشاهده میکنند. همچنین آزمایشهای خون و ادرار برای بررسی عملکرد کلیهها (اندازهگیری اوره و کراتینین) و قلب به صورت اورژانسی انجام میشود تا میزان آسیب فشار خون به سایر اندامها نیز مشخص گردد. تشخیص نهایی با کنار هم قرار دادن اعداد فشار خون، علائم عصبی و نتایج تصویربرداری تایید میشود.
عوارض و خطرات بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
طبیعت این بیماری به گونهای است که اگر درمان به سرعت و با دقت انجام نشود، عوارض آن میتواند ویرانگر و برای تمام عمر ماندگار باشد. بزرگترین خطری که بیمار را تهدید میکند، مرگ سلولهای عصبی به دلیل قطع خونرسانی موثر در اثر فشار است. وقتی بافت مغز متورم میشود، رگهای خونی کوچکی که وظیفه تغذیه مغز را بر عهده دارند، تحت فشار فیزیکی له شده و بسته میشوند. این اتفاق به معنای نرسیدن اکسیژن به سلولهای مغز است که در اصطلاح پزشکی به آن ایسکمی میگویند. اگر این حالت بیش از چند ساعت طول بکشد، آسیب دائمی ایجاد میشود.
یکی از عوارض جدی، تبدیل شدن این وضعیت به خونریزی مغزی است. رگهای خونی که در اثر فشار بسیار بالا کشیده و ضعیف شدهاند، ممکن است در نهایت پاره شوند. خونریزی در داخل بافت متورم مغز یک فاجعه است که میتواند باعث فلج دائمی در یک سمت بدن، از دست دادن توانایی تکلم (آفازی) و یا ناتوانی در بلع شود. همچنین فشار شدید داخل جمجمه میتواند باعث شود که قسمت پایینی مغز به سمت حفره خروجی جمجمه (سوراخ مگنوم) رانده شود که به این حالت فتق مغزی میگویند. فتق مغزی ساقه مغز را که مرکز کنترل تنفس و ضربان قلب است له میکند و منجر به مرگ فوری بیمار میشود.
حتی اگر بیمار از فاز حاد بیماری جان سالم به در ببرد، عوارض طولانیمدت ممکن است کیفیت زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد. تشنجهای مکرر که در زمان بیماری رخ میدهند، میتوانند یک نقطه آسیبپذیر در مغز ایجاد کنند که بعدها منجر به بیماری صرع دائمی شود. همچنین در برخی بیماران، آسیب به اعصاب بینایی کاملا برگشتپذیر نیست و فرد ممکن است تا پایان عمر با کاهش کیفیت دید، لکههای کور در میدان بینایی یا حساسیت به نور دست و پنجه نرم کند. اختلالات حافظه، تغییرات شخصیتی و کاهش تواناییهای شناختی از دیگر عوارضی هستند که در اثر آسیب به ماده سفید مغز در طولانیمدت بروز میکنند و نیازمند ماهها توانبخشی و مراقبت روانشناختی میباشند.
تفاوت بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو در مردان و زنان
مکانیسم اصلی بالا رفتن فشار خون و پاره شدن سد خونی-مغزی در مردان و زنان یکسان است، اما تفاوتهای بیولوژیکی، هورمونی و رفتاری باعث میشود که این بیماری در هر دو جنس با الگوها و پیشزمینههای متفاوتی بروز کند. آگاهی از این تفاوتها به کادر درمان کمک میکند تا با دید جامعتری وضعیت بیماران را بررسی کنند و مراقبتهای لازم را قبل از رسیدن به نقطه بحران ارائه دهند.
در مردان، آمارها نشان میدهد که علت اصلی بروز این بحران مغزی، اغلب مربوط به سبک زندگی پرخطر و عدم پایبندی طولانیمدت به درمان است. مردان جوان و میانسال بیشتر تمایل دارند که علائم اولیه فشار خون بالا را نادیده بگیرند یا مصرف داروهای خود را به تعویق بیندازند. همچنین مصرف دخانیات و سوءمصرف مواد محرک مانند کوکائین که از محرکهای اصلی این بیماری در سنین جوانی هستند، در جمعیت مردان شیوع بالاتری دارد. استرسهای شغلی فشرده و مدیریت نکردن فشارهای روانی نیز باعث میشود که مردان بدون هیچ سابقه بیماری خاصی، به طور ناگهانی دچار جهشهای خطرناک فشار خون شوند.
از سوی دیگر، زنان دارای یک عامل خطر کاملا اختصاصی و هورمونی هستند که آنها را در دورههای خاصی از زندگی به شدت آسیبپذیر میکند. دوران بارداری یکی از مهمترین این دورههاست که مکانیزم فشار خون در آن کاملا تغییر میکند. علاوه بر این، مصرف قرصهای ضدبارداری خوراکی در برخی زنان که مستعد پرفشاری خون هستند، میتواند به مرور زمان باعث افزایش فشار خون شده و در صورت عدم کنترل، زمینهساز بحرانهای مغزی شود. پس از دوران یائسگی نیز، با کاهش سطح هورمون استروژن که نقش محافظتی برای عروق دارد، رگهای خونی زنان خاصیت ارتجاعی خود را از دست میدهند و در نتیجه زنان سالمند با شیب تندتری در معرض خطر جهشهای فشار خون و آسیبهای مغزی ناشی از آن قرار میگیرند. بنابراین پیگیری و نظارت بر فشار خون در زنان باید با توجه به تغییرات دورهای هورمونی انجام گیرد.
بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو در کودکان و در دوران بارداری
بروز این بیماری در سنین کودکی بسیار نادر است، اما در صورت وقوع، یکی از اورژانسیترین و ترسناکترین موقعیتها در بخش اطفال محسوب میشود. کودکان بر خلاف بزرگسالان، معمولا دچار فشار خون اولیه (بدون علت مشخص) نمیشوند. اگر کودکی با سردرد شدید، تشنج و فشار خون بالا به اورژانس آورده شود، پزشکان بلافاصله به دنبال یافتن یک بیماری پنهان در کلیههای او میگردند. التهاب فیلترهای کلیه پس از عفونتهای ساده گلو (گلومرولونفریت پس از عفونت استرپتوکوکی) یکی از شایعترین عللی است که باعث بالا رفتن ناگهانی فشار خون و درگیری مغز در کودکان خردسال میشود. تنگ بودن مادرزادی رگهای کلیه نیز دلیل مهم دیگری است. علائم در کودکان معمولا با بیحالی، امتناع از غذا خوردن، گریههای بیوقفه و در نهایت تشنج بروز میکند.
اما در دوران بارداری، این بیماری چهرهای دیگر به خود میگیرد که یکی از پیچیدهترین اورژانسهای علم زنان و زایمان است. در نیمه دوم بارداری، برخی زنان دچار وضعیتی به نام مسمومیت بارداری یا پرهاکلامپسی میشوند. این وضعیت با فشار خون بالا و دفع پروتئین از طریق ادرار مشخص میشود. اگر این حالت کنترل نشود، فشار خون به شدت بالا رفته و سد محافظتی مغز مادر در هم میشکند. در این حالت، تورم مغزی رخ داده و مادر باردار دچار تشنجهای عمومی میشود. این مرحله که اکلامپسی نام دارد، دقیقا همان مکانیسم اختلال مغزی ناشی از فشار خون است که جان مادر و جنین را به طور همزمان تهدید میکند.
درمان در دوران بارداری بسیار حساس است. پزشکان باید با استفاده از داروهای خاصی (مانند سولفات منیزیم برای جلوگیری از تشنج و داروهای کاهنده فشار خون مجاز در بارداری) وضعیت مادر را تثبیت کنند. با این حال، تنها درمان قطعی و نهایی برای از بین بردن این بحران در زنان باردار، پایان دادن به بارداری و خارج کردن جنین و جفت است. تصمیمگیری برای ختم بارداری به سن جنین و وخامت حال مادر بستگی دارد، اما در شرایطی که مغز مادر در حال آسیب دیدن است، زایمان اورژانسی (معمولا به روش سزارین) برای نجات جان او الزامی است.
روش های درمان بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
هنگامی که تشخیص بیماری مسجل میشود، بیمار باید فورا در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) بستری گردد. درمان این اختلال یک هنر پزشکی ظریف است. هدف اصلی درمان واضح است: پایین آوردن فشار خون برای کاهش فشار روی مغز. اما نکته حیاتی و بسیار ظریف این است که فشار خون نباید به طور ناگهانی و بسیار سریع به حالت کاملا نرمال (مثلا ۱۲۰ روی ۸۰) برگردد. شاید این کار منطقی به نظر برسد، اما در واقعیت میتواند باعث مرگ بیمار شود.
دلیل این امر پدیدهای به نام انطباق عروقی است. وقتی فشار خون برای مدتی بسیار بالا بوده است، رگهای مغز به این فشار عادت کردهاند و با آن فشار تنظیم شدهاند. اگر پزشک فشار خون را به طور ناگهانی و با سرعت بالا کاهش دهد، خونی که به مغز میرسد به شدت افت میکند و بافت مغز که همین حالا هم متورم است، دچار کمبود شدید اکسیژن (ایسکمی) و سکته گسترده میشود. استاندارد طلایی و قانون علمی درمان این است که در اولین ساعت مراجعه، فشار خون فقط حدود بیست تا بیست و پنج درصد کاهش یابد. پس از آن، طی بیست و چهار تا چهل و هشت ساعت آینده، فشار به صورت کاملا تدریجی و میلیمتری به اعداد طبیعیتر نزدیک میشود.
برای رسیدن به این کنترل دقیق، استفاده از داروهای خوراکی به هیچ وجه مجاز نیست، زیرا زمان جذب آنها در معده غیرقابل پیشبینی است و نمیتوان اثر آنها را لحظه به لحظه کنترل کرد. تمام درمانها در محیط مراقبتهای ویژه باید از طریق تزریق مداوم وریدی با استفاده از پمپهای سرم انجام شود. همزمان با تنظیم فشار، پزشکان باید به مدیریت سایر علائم نیز بپردازند. اگر بیمار تشنج کرده باشد، از داروهای ضدتشنج استفاده میشود. برای کاهش تورم بافت مغز، گاهی از داروهای خاصی که مایعات اضافی را از طریق ادرار دفع میکنند استفاده میشود. بیمار باید در تمام این مدت در محیطی کاملا تاریک، ساکت و بدون کمترین استرس نگهداری شود تا هیچ محرک بیرونی باعث افزایش مجدد فشار خون نگردد.
درمان دارویی بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
درمان دارویی خط مقدم مبارزه با این بحران مغزی است. همانطور که در بخش قبل گفته شد، پزشکان برای پایین آوردن دقیق، تدریجی و قابل اندازهگیری فشار خون به داروهای ضد فشار خون وریدی تکیه میکنند. این داروها در جریان خون آزاد میشوند و تاثیر آنها در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه خود را نشان میدهد و اگر دوز آنها کم شود، اثرشان به سرعت از بین میرود. این قابلیت کنترل سریع، برای جلوگیری از افت ناگهانی جریان خون در مغز الزامی است.
یکی از پرکاربردترین داروها در این شرایط، دارویی به نام لابتالول (Labetalol) است. این دارو به طور همزمان روی گیرندههای آلفا و بتای دیواره رگها و قلب اثر میگذارد و بدون اینکه باعث افزایش خطرناک ضربان قلب شود، دیواره رگها را شل کرده و فشار را کاهش میدهد. داروی مهم دیگر نیکاردیپین (Nicardipine) است که از دسته مسدودکنندههای کانال کلسیم محسوب میشود. این دارو مستقیما ماهیچههای صاف دیواره رگها را آرام میکند و جریان خون به مغز را در حد مطلوبی نگه میدارد. این داروها ایمنی بالایی دارند و در اکثر پروتکلهای اورژانسی در سراسر جهان استفاده میشوند.
در شرایط بسیار خاص و مقاوم به درمان، ممکن است از سدیم نیتروپروساید استفاده شود. این دارو یک متسعکننده عروق بسیار قدرتمند است که در عرض چند ثانیه فشار را پایین میآورد، اما به دلیل خطر تجمع مواد سمی (مانند سیانید) در بدن در صورت استفاده طولانیمدت، معمولا با احتیاط بسیار زیاد و مانیتورینگ دقیق تجویز میشود. علاوه بر داروهای تنظیم فشار، اگر بیمار دچار تشنجهای مکرر باشد، داروهای ضدتشنج وریدی مانند فنیتوئین یا دیازپام برای آرام کردن فعالیتهای الکتریکی طوفانی در قشر مغز به کار میروند. زمانی که وضعیت بیمار پایدار شد و تورم مغزی کاهش یافت، پزشک به تدریج دوز داروهای وریدی را کم کرده و درمان را به سمت استفاده از قرصهای خوراکی تنظیمکننده فشار خون برای مصرف روزانه و درازمدت سوق میدهد.
طول درمان بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو چقدر است
درک مفهوم طول درمان در این بیماری نیازمند تفکیک بین درمان فاز بحرانی و مراقبتهای طولانیمدت است. بیماری مورد بحث ما در واقع یک حمله حاد است که به دلیل اختلالات ریشهای دیگر (پرفشاری خون مزمن یا بیماری کلیوی) ایجاد شده است. بنابراین درمان این وضعیت در یک نقطه پایان نمییابد، بلکه وارد مرحله جدیدی از مدیریت سلامت بیمار میشود. طول دوره درمان را میتوان به دو بازه زمانی مجزا تقسیم کرد.
بازه زمانی اول مربوط به فاز اورژانسی و حاد بیماری است. زمانی که بیمار با سردرد، گیجی و تورم مغز وارد بیمارستان میشود، هدف کادر درمان رفع این خطر فوری است. این مرحله معمولا بین چند روز تا یک هفته طول میکشد. در طی بیست و چهار تا چهل و هشت ساعت اول، بیمار در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) بستری است تا فشار خون او میلیمتر به میلیمتر تنظیم شود و تورم بافت مغز فروکش کند. اگر بیمار به موقع به بیمارستان رسیده باشد و درمان وریدی به درستی انجام شود، علائم عصبی مانند سردرد، تاری دید و گیجی معمولا در طی سه تا چهار روز به طور کامل برطرف میشوند. پس از اطمینان از رفع خطر و تبدیل درمان وریدی به درمان خوراکی، بیمار از بیمارستان ترخیص میشود.
بازه زمانی دوم که در واقع تا پایان عمر بیمار ادامه دارد، مرحله نگهداری و پیشگیری از عود بیماری است. همانطور که گفته شد، فشار خون بالا درمان قطعی (به معنای ریشهکنی کامل) ندارد و تنها قابل کنترل است. بنابراین طول درمان دارویی برای باز نگه داشتن رگها و جلوگیری از افزایش مجدد فشار خون، همیشگی و مادامالعمر است. بیمار باید تا آخر عمر هر روز داروهای کاهنده فشار خون خود را در ساعات مشخص مصرف کند و مراجعات دورهای منظم به متخصص قلب و عروق و متخصص مغز و اعصاب داشته باشد. قطع کردن داروها در این مرحله، بزرگترین اشتباهی است که میتواند بیمار را بار دیگر به همان وضعیت بحرانی بازگرداند.
پیشگیری از بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
جلوگیری از وقوع این اختلال مغزی پیچیده، در واقع بسیار سادهتر و دستیافتنیتر از درمان آن در شرایط بحرانی است. از آنجایی که علت اصلی این بیماری، جهش ناگهانی و غیرقابل کنترل فشار خون در افراد مستعد است، تمام استراتژیهای پیشگیرانه بر روی کنترل دقیق عوامل خطرساز و حفظ تعادل فشار خون متمرکز هستند. پیشگیری نیازمند یک تعهد آگاهانه و روزمره از سوی بیمار به سلامت خود است.
رکن اول و اساسی در پیشگیری، مصرف دقیق و بیوقفه داروهای تجویز شده است. بیش از نیمی از مواردی که منجر به این بحران مغزی میشوند، ریشه در فراموشی مصرف دارو یا قطع خودسرانه آن توسط بیمار دارند. بیماران باید بدانند که داشتن احساس سلامتی و نداشتن سردرد در طول روز، به معنای درمان کامل پرفشاری خون نیست و قطع دارو میتواند مانند برداشتن درپوش از روی یک دیگ زودپز تحت فشار عمل کند. تهیه دستگاههای فشارسنج دیجیتال یا عقربهای در خانه و اندازهگیری روزانه و منظم فشار خون در ساعات مشخص، به بیمار و پزشک کمک میکند تا هرگونه افزایش تدریجی فشار را قبل از تبدیل شدن به یک بحران مغزی شناسایی کنند.
رکن دوم، مدیریت استرس و اصلاح سبک زندگی است. فشارهای روانی مزمن، خشمهای سرکوب شده و اضطراب میتوانند با ترشح مداوم هورمونهای کورتیزول و آدرنالین، رگهای خونی را منقبض کرده و فشار را به طور خاموش بالا ببرند. یادگیری تکنیکهای آرامسازی ذهن، مدیتیشن و انجام ورزشهای هوازی سبک مانند پیادهروی روزانه میتواند تاثیر چشمگیری در کاهش این فشارها داشته باشد. همچنین، ترک کامل استعمال دخانیات و پرهیز جدی از مصرف هرگونه مواد محرک و غیرقانونی، از جمله مهمترین اقداماتی است که یک فرد میتواند برای محافظت از رگهای ظریف مغز خود انجام دهد. بررسی سالیانه عملکرد کلیهها با آزمایشهای ساده خون و ادرار نیز برای تشخیص زودهنگام بیماریهای کلیوی که ممکن است عامل بالا رفتن فشار باشند، بسیار کمککننده است.
درمان خانگی بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
مهمترین، قاطعانهترین و حیاتیترین جملهای که باید در مورد درمان خانگی این بیماری گفته شود این است: هیچ گونه درمان خانگی، گیاهی، دمنوش یا روش سنتی برای فاز حاد و بحرانی این بیماری وجود ندارد. زمانی که بیمار دچار علائم تورم مغزی مانند گیجی، تاری دید، تهوع و سردرد شدید به همراه فشار خون بالای دویست شده است، اتلاف وقت در خانه برای تهیه دمنوش گیاهی یا استراحت دادن به بیمار، تنها باعث از دست رفتن زمان طلایی برای نجات بافت مغز شده و مستقیما میتواند منجر به کما یا مرگ شود. این وضعیت یک اورژانس مطلق پزشکی است و تنها اقدام خانگی در این شرایط، تماس فوری با اورژانس و انتقال بیمار به مجهزترین بیمارستان است.
با این حال، زمانی که بیمار فاز حاد را در بیمارستان پشت سر گذاشت و با وضعیت پایدار به خانه بازگشت، مراقبتهای خانگی و مدیریت شخصی برای جلوگیری از تکرار حادثه معنا پیدا میکند. در محیط خانه، ایجاد یک فضای آرام و بدون تنش بسیار مهم است. استراحت کافی و تنظیم ساعت خواب شبانه به بازسازی سیستم عصبی خسته از بحران کمک میکند. در هفتههای اول پس از ترخیص، بیمار باید از انجام کارهای فیزیکی سنگین، بلند کردن اجسام، زور زدن زیاد و قرار گرفتن در معرض گرمای شدید خورشید پرهیز کند.
همچنین خانوادهها در خانه باید نقش حمایتی و نظارتی داشته باشند. یادآوری زمان دقیق مصرف داروها، کمک به بیمار برای ثبت روزانه اعداد فشار خون در یک دفترچه، و توجه به هرگونه علامت غیرعادی مانند تغییر در صحبت کردن یا بازگشت سردرد، از وظایف مهم مراقبتی در خانه است. استفاده از داروهای مسکن بدون نسخه برای سردردهای خفیف در دوران نقاهت باید حتما با هماهنگی پزشک انجام شود، زیرا برخی از مسکنها (مانند ایبوپروفن) میتوانند اثر داروهای فشار خون را خنثی کرده و باعث افزایش مجدد فشار شوند. خانه باید محیطی برای حفظ ثبات و آرامش بیمار باشد، نه مکانی برای آزمون و خطای درمانهای تایید نشده.
رژیم غذایی مناسب برای بیماری آنسفالوپاتی هایپرتانسیو
تغذیه نقشی بنیادین در پیشگیری از پرفشاری خون و همچنین دوران نقاهت پس از آسیبهای عروقی دارد. مواد غذایی که هر روز مصرف میکنیم، مستقیما روی قابلیت ارتجاعی رگهای خونی و حجم مایعات بدن تاثیر میگذارند. بهترین، علمیترین و اثباتشدهترین الگوی تغذیهای برای محافظت از بیماران در برابر این بحرانهای عروقی، پیروی از دستورالعملهای شناخته شدهای به نام رژیم غذایی دش (DASH) است که مخفف رویکردهای تغذیهای برای توقف فشار خون بالا میباشد.
اصلیترین و غیرقابل تغییرترین قانون در این رژیم، محدودیت شدید مصرف سدیم (نمک) است. نمک باعث میشود کلیهها آب بیشتری را در خون نگه دارند که این افزایش حجم مایع، فشار شدیدی به دیواره رگها وارد میکند. بیماران باید مصرف نمک روزانه خود را به کمتر از دو گرم در روز کاهش دهند. این به معنای حذف کامل نمکدان از سر سفره و همچنین پرهیز کامل از غذاهای فرآوری شده، کنسروها، فستفودها، سوسیس، کالباس و تنقلات شور است که منابع پنهان و عظیم سدیم هستند. به جای نمک، استفاده از گیاهان معطر، آب لیموترش تازه، سیر و ادویهجات برای طعمدهی به غذاها توصیه میشود.
از سوی دیگر، مصرف پتاسیم باید به شدت افزایش یابد. پتاسیم مادهای معدنی است که به دیواره رگها کمک میکند تا شل شوند و اثرات مخرب سدیم را خنثی میکند. میوههایی مانند موز، پرتقال، طالبی و سبزیجات برگ سبز تیره، سیبزمینی و گوجهفرنگی منابع عالی پتاسیم هستند. همچنین مصرف چربیهای اشباع موجود در گوشت قرمز چرب، کره و خامه باید محدود شده و به جای آن از منابع پروتئینی بدون چربی مانند مرغ بدون پوست، ماهیهای حاوی امگا سه و حبوبات استفاده شود. غلات کامل، مغزهای خام (بدون نمک) و محصولات لبنی کمچرب نیز پایههای دیگر این رژیم غذایی هستند که با کاهش التهاب در بدن، به حفظ سلامت دیواره رگهای مغزی و جلوگیری از تورم آنها کمک شایانی میکنند.
ارتباط آنسفالوپاتی هایپرتانسیو با نارسایی کلیوی
برای داشتن درک کاملی از مکانیزم این بحران خطرناک مغزی، بررسی ارتباط تنگاتنگ و دوطرفه آن با عملکرد کلیهها امری ضروری است. در بدن انسان، کلیهها و رگهای خونی مغز در یک تعامل مداوم و حساس با یکدیگر قرار دارند. کلیهها نه تنها وظیفه دفع مواد زائد را بر عهده دارند، بلکه فرماندهان اصلی تنظیم فشار خون در بدن هستند. وقتی کلیه به هر دلیلی (مانند دیابت طولانیمدت، عفونت یا بیماریهای خودایمنی) دچار آسیب میشود، توانایی خود را برای دفع آب و نمک اضافی از دست میدهد و همزمان آنزیمهایی مانند رنین ترشح میکند که باعث تنگی شدید رگهای کل بدن میشوند.
این اختلال در کلیهها باعث میشود فشار خون به تدریج بالا برود تا جایی که از توان تحمل سیستم تنظیم خودکار مغز خارج شده و بحران انسفالوپاتی با تورم شدید ماده سفید مغز آغاز گردد. به عبارتی، در بسیاری از مواقع، آسیب اولیه و خاموش در کلیههاست که ماشه شلیک این طوفان فشار خون را در مغز میکشد. بیمارانی که دیالیز میشوند، اگر بین جلسات دیالیز حجم زیادی از مایعات بنوشند و وزن آب اضافی در بدنشان بالا برود، یکی از مستعدترین گروهها برای ابتلا به این بیماری مغزی هستند.
از طرف دیگر، این ارتباط کاملا دوطرفه است. یعنی اگر یک بیمار به دلیل قطع داروی فشار خون دچار این بحران مغزی شود، همان فشار وحشتناکی که در حال پاره کردن رگهای ظریف مغز است، با شدت مشابهی در حال تخریب فیلترهای میکروسکوپی کلیه نیز هست. بنابراین، در هنگام ورود بیمار به اورژانس، پزشکان همزمان با تصویربرداری از مغز، عملکرد کلیهها را نیز به دقت پایش میکنند تا متوجه شوند آیا این حمله، نارسایی کلیوی حادی را به جای گذاشته است یا خیر. مدیریت همزمان سلامت مغز و کلیه، کلید اصلی در بازگرداندن سلامت پایدار به این بیماران است.
جمع بندی
اختلال آنسفالوپاتی هایپرتانسیو یک وضعیت بسیار اورژانسی و حیاتی است که در اثر جهش ناگهانی و غیرقابل کنترل فشار خون به وجود میآید. این فشار شدید باعث از کار افتادن سیستم محافظتی رگهای مغز شده و منجر به نشت مایعات و بروز ادم مغزی میشود. بیمارانی که دچار این حمله میشوند، علائمی بسیار آزاردهنده و خطرناک مانند سردردهای کوبنده و مداوم، تهوع شدید، اختلالات بینایی، گیجی و در مراحل پیشرفتهتر تشنج و کما را تجربه میکنند. از آنجا که این علائم نشاندهنده تحت فشار قرار گرفتن بافت مغز در فضای بسته جمجمه است، هرگونه تاخیر در مراجعه به مراکز درمانی میتواند منجر به آسیبهای عصبی دائمی، سکته یا مرگ شود.
شایعترین دلیل بروز این بحران، قطع خودسرانه داروها توسط افراد مبتلا به پرفشاری خون مزمن، مشکلات پنهان کلیوی و در زنان باردار، بروز شرایطی مانند مسمومیت بارداری است. فرآیند تشخیص این بیماری با بررسی سریع فشار خون، معاینه چشم برای یافتن تورم اعصاب بینایی و استفاده از تصویربرداریهای پیشرفته مانند امآرآی انجام میشود تا میزان تجمع مایعات در بافت مغز ارزیابی گردد.
درمان این بیماری باید صرفا در محیط مراقبتهای ویژه بیمارستانی و با استفاده از داروهای وریدی پایینآورنده فشار خون انجام شود تا فشار به صورت تدریجی و کاملا کنترلشده کاهش یابد. افت ناگهانی فشار میتواند آسیب بافت مغز را دوچندان کند. طول درمان دارویی پس از گذراندن فاز حاد بیماری، مادامالعمر خواهد بود و بیمار باید با ایجاد تغییرات اساسی در سبک زندگی، پایبندی به مصرف روزانه داروها و پیروی از رژیم غذایی کمنمک دش، از بروز مجدد این بحران پیشگیری نماید. آگاهی، مراقبت مستمر و مراجعه سریع به پزشک در هنگام بروز علائم، نجاتبخش جان بیماران خواهد بود.