بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال (Mitral Annular Calcification – MAC)

دیدن این مقاله:
19
همراه

بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال (Mitral Annular Calcification – MAC)

پیشگیری از کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

پیشگیری از کلسیفیکاسیون حلقوی میترال (MAC) چالش‌برانگیز است، زیرا این بیماری ارتباط تنگاتنگی با فرآیند طبیعی پیری دارد. با این حال، درک این نکته ضروری است که MAC تنها یک پدیده پیری ساده نیست، بلکه نتیجه‌ای از یک فرآیند فعال بیولوژیکی شبیه به تصلب شرایین (آترواسکلروز) است. بنابراین، استراتژی‌های پیشگیری تا حد زیادی با روش‌های پیشگیری از بیماری‌های عروق کرونر قلب همپوشانی دارند. هدف اصلی در پیشگیری، کنترل عوامل خطری است که باعث التهاب مزمن و رسوب کلسیم در بافت‌های نرم قلب می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه، کنترل دقیق فشار خون است. فشار خون بالا باعث افزایش استرس مکانیکی بر روی دریچه میترال و حلقه اطراف آن می‌شود. این فشار مداوم باعث آسیب‌های میکروسکوپی به بافت اندوتلیال (لایه پوشاننده داخلی قلب) می‌شود. بدن برای ترمیم این آسیب‌ها وارد عمل می‌شود، اما در محیطی که التهاب وجود دارد، این ترمیم به جای ایجاد بافت سالم، منجر به رسوب کلسیم می‌شود. بنابراین، نگه داشتن فشار خون در محدوده نرمال، یکی از موثرترین راه‌ها برای کاهش سرعت پیشرفت این رسوبات است.

کنترل چربی خون و مدیریت کلسترول نیز نقش حیاتی دارد. مطالعات نشان داده‌اند که عوامل خطری که باعث گرفتگی رگ‌های قلب می‌شوند، در ایجاد MAC نیز دخیل هستند. کلسترول بد (LDL) بالا می‌تواند فرآیندهای التهابی را تحریک کند که در نهایت منجر به تبدیل سلول‌های بافت همبند قلب به سلول‌های شبه‌استخوانی (Osteoblast-like) می‌شود. رژیم غذایی سالم و مصرف داروهای استاتین (در صورت تجویز پزشک) برای کنترل چربی خون، می‌تواند به طور غیرمستقیم از سخت شدن حلقه میترال جلوگیری کند.

مدیریت سلامت کلیه‌ها یک رکن اساسی دیگر در پیشگیری است. کلیه‌ها مسئول تنظیم سطح کلسیم و فسفر در خون هستند. در افرادی که دچار نارسایی کلیوی هستند، تعادل این مواد معدنی به هم می‌خورد و بدن تمایل پیدا می‌کند کلسیم را به جای استخوان‌ها، در بافت‌های نرم مثل قلب رسوب دهد. پیشگیری از دیابت و کنترل قند خون نیز بسیار مهم است، زیرا قند خون بالا باعث آسیب به عروق و تسریع فرآیندهای کلسیفیکاسیون در سراسر بدن می‌شود.

علاوه بر این موارد، ترک سیگار تاثیر قابل توجهی در کاهش ریسک ابتلا دارد. مواد شیمیایی موجود در دود سیگار باعث اکسیداسیون در بدن و افزایش التهاب سیستمیک می‌شوند که محرک اصلی رسوب کلسیم است. همچنین، حفظ وزن ایده آل بدن فشار همودینامیک (فیزیکی) روی قلب را کاهش می‌دهد و از تغییرات متابولیک که منجر به کلسیفیکاسیون می‌شود، جلوگیری می‌کند. اگرچه نمی‌توان جلوی بالا رفتن سن را گرفت، اما می‌توان با اصلاح سبک زندگی، پیری قلب را به تاخیر انداخت و از تبدیل شدن یک پروسه طبیعی به یک بیماری پاتولوژیک جلوگیری کرد.

روش‌های درمان کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

درمان کلسیفیکاسیون حلقوی میترال یکی از پیچیده‌ترین مباحث در کاردیولوژی مدرن است. نکته کلیدی که بیماران باید بدانند این است که در حال حاضر هیچ درمان قطعی برای “حل کردن” یا تراشیدن این کلسیم‌ها بدون خطر بسیار بالا وجود ندارد. برخلاف گرفتگی رگ‌ها که می‌توان با بالون باز کرد، حلقه میترال ساختاری پیچیده است و کلسیم در آنجا مثل سیمان سفت می‌شود. بنابراین، رویکرد درمانی بیشتر بر مدیریت عوارض و کنترل علائم متمرکز است تا حذف خودِ ضایعه کلسیمی.

روش‌های درمان کلسیفیکاسیون حلقوی میترال
روش‌های درمان کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

در مراحل اولیه و زمانی که بیماری بدون علامت است یا علائم خفیفی دارد، درمان شامل پایش منظم با اکوکاردیوگرافی و مدیریت دارویی بیماری‌های همراه است. اگر بیمار دچار نارسایی قلب شده باشد، درمان‌های استاندارد نارسایی قلب آغاز می‌شود. اما چالش اصلی زمانی رخ می‌دهد که کلسیم آنقدر زیاد شود که باعث تنگی شدید دریچه (Mitral Stenosis) یا نارسایی شدید (Regurgitation) شود و نیاز به مداخله فیزیکی باشد.

جراحی تعویض دریچه میترال در بیماران مبتلا به MAC شدید، بسیار پرخطر است. جراحان قلب معمولاً از عمل کردن این بیماران واهمه دارند، زیرا حلقه دریچه که باید بخیه‌ها روی آن زده شود، تبدیل به یک توده سنگی و شکننده شده است. زدن بخیه روی سنگ غیرممکن است و تلاش برای کندن کلسیم‌ها ممکن است باعث پارگی دیواره پشت قلب (Atrioventricular groove rupture) شود که یک عارضه مرگبار است. به همین دلیل، در گذشته بسیاری از این بیماران “غیرقابل جراحی” تلقی می‌شدند.

اما امروزه روش‌های نوین کم‌تهاجمی امیدهای تازه‌ای ایجاد کرده‌اند. یکی از این روش‌ها استفاده از تکنیک‌های ترانس‌کاتتر (Transcatheter) است، مشابه روشی که برای دریچه آئورت (TAVR) استفاده می‌شود. در این روش که به TMVR یا “Valve-in-MAC” معروف است، پزشکان بدون باز کردن قفسه سینه و از طریق رگ پا، یک دریچه مصنوعی را وارد قلب می‌کنند و آن را در میان حلقه کلسیمی محکم می‌کنند. در واقع، در این روش از خودِ کلسیم‌ها به عنوان یک تکیه‌گاه برای نگه داشتن دریچه جدید استفاده می‌شود.

با این حال، حتی این روش‌های جدید نیز خالی از خطر نیستند. خطر جابجایی دریچه یا مسدود شدن مسیر خروجی بطن چپ (LVOT Obstruction) وجود دارد. بنابراین، تصمیم برای درمان مداخله‌ای نیاز به بررسی دقیق توسط یک “تیم قلب” (Heart Team) شامل جراح، متخصص اینترونشن و متخصص اکوکاردیوگرافی دارد. گاهی اوقات اگر جراحی باز ضروری باشد، جراحان از تکنیک‌های خاصی مثل دوختن دریچه به دهلیز به جای حلقه (Atrialization) استفاده می‌کنند تا از دستکاری کلسیم‌های خطرناک پرهیز کنند.

نحوه تشخیص کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

تشخیص MAC معمولاً با تصویربرداری‌های قلبی انجام می‌شود و اغلب به صورت تصادفی در بیمارانی که برای بررسی سایر مشکلات قلبی مراجعه کرده‌اند، کشف می‌شود. ابزار استاندارد و اولیه برای تشخیص، اکوکاردیوگرافی (سونوگرافی قلب) است. در اکوکاردیوگرافی، کلسیم به دلیل چگالی بالا، امواج صوتی را به شدت بازتاب می‌دهد و به صورت یک نوار ضخیم و بسیار روشن (سفید رنگ) در محل اتصال دهلیز و بطن چپ دیده می‌شود.

یک ویژگی خاص در اکوکاردیوگرافی که به تشخیص کمک می‌کند، ایجاد “سایه صوتی” (Acoustic Shadowing) است. چون امواج صوتی نمی‌توانند از کلسیم عبور کنند، ناحیه پشت توده کلسیمی تاریک و سیاه دیده می‌شود. متخصصان اکوکاردیوگرافی با بررسی میزان ضخامت این نوار سفید و گسترش آن (اینکه چه مقدار از محیط دایره دریچه را درگیر کرده است)، شدت بیماری را طبقه‌بندی می‌کنند. اگر کلسیم کمتر از یک‌سوم حلقه را گرفته باشد خفیف، و اگر بیش از نیمی از حلقه را درگیر کرده باشد، شدید تلقی می‌شود.

سی‌تی اسکن قلب (Cardiac CT Scan) روش دقیق‌تری برای ارزیابی حجم و توزیع کلسیم است. این روش به خصوص زمانی اهمیت پیدا می‌کند که پزشک قصد انجام مداخله درمانی (مثل تعویض دریچه) را داشته باشد. سی‌تی اسکن می‌تواند یک نقشه سه بعدی دقیق از توده‌های کلسیم ارائه دهد و نشان دهد که آیا کلسیم به عمق عضله قلب نفوذ کرده است یا خیر. همچنین با سی‌تی اسکن می‌توان “نمره کلسیم” (Calcium Score) را محاسبه کرد که معیار خوبی برای پیش‌بینی خطرات آینده است.

عکس قفسه سینه ساده (Chest X-ray) نیز گاهی می‌تواند وجود MAC را نشان دهد. در عکس رادیولوژی، ممکن است یک سایه “C” شکل یا “O” شکل یا “J” شکل در محل سایه قلب دیده شود. اگرچه حساسیت عکس ساده به اندازه اکو یا سی‌تی اسکن نیست، اما وجود این علامت در یک عکس چکاپ معمولی می‌تواند اولین سرنخ برای ارجاع بیمار به متخصص قلب باشد.

در موارد نادرتر و برای افتراق توده‌های کلسیمی از سایر توده‌های قلبی (مانند تومورها یا لخته‌های خون)، ممکن است از MRI قلبی استفاده شود. کلسیم در MRI معمولاً سیگنال ندارد و سیاه دیده می‌شود، در حالی که تومورها و بافت‌های نرم سیگنال‌های متفاوتی دارند. تشخیص صحیح بسیار حیاتی است زیرا گاهی فرم‌های خاصی از MAC (مانند کلسیفیکاسیون پنیری) با تومورهای قلبی اشتباه گرفته می‌شوند و ممکن است بیمار بی‌جهت تحت جراحی‌های سنگین قرار گیرد.

نشانه‌های بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

کلسیفیکاسیون حلقوی میترال در مراحل ابتدایی اغلب یک بیماری “خاموش” و بدون علامت است. بسیاری از افراد مسن ممکن است درجاتی از این بیماری را داشته باشند و هرگز متوجه آن نشوند. اما با پیشرفت بیماری و ضخیم شدن حلقه کلسیمی، علائم بالینی ظاهر می‌شوند که ناشی از اختلال در عملکرد دریچه یا سیستم الکتریکی قلب هستند. شایع‌ترین علامت که پزشک در معاینه متوجه آن می‌شود، شنیدن صدای غیرطبیعی قلب (مورمور یا سوفل) است.

وقتی توده کلسیمی مانع از بسته شدن کامل دریچه میترال شود، نارسایی دریچه (Regurgitation) رخ می‌دهد. در این حالت خون به عقب (به داخل ریه‌ها) برمی‌گردد و بیمار دچار تنگی نفس می‌شود. این تنگی نفس ابتدا فقط در زمان فعالیت‌های سنگین است، اما با پیشرفت بیماری ممکن است در حالت استراحت یا دراز کشیدن نیز رخ دهد (ارتوپنه). اگر کلسیم‌ها باعث تنگ شدن دهانه دریچه شوند (Stenosis)، جریان خون ورودی به بطن چپ کاهش می‌یابد که باز هم منجر به خستگی مفرط و تنگی نفس می‌شود.

نشانه‌های بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال
نشانه‌های بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

یکی دیگر از نشانه‌های مهم، تپش قلب و احساس ضربان نامنظم است. این بیماری ارتباط بسیار قوی با فیبریلاسیون دهلیزی (AFib) دارد. بزرگ شدن دهلیز چپ به دلیل فشار دریچه و همچنین نفوذ کلسیم به مسیرهای الکتریکی دهلیز، باعث ایجاد این آریتمی می‌شود. بیمار ممکن است احساس کند قلبش می‌لرزد یا ضربان‌های جاافتاده دارد. این وضعیت خطرناک است زیرا می‌تواند منجر به تشکیل لخته و سکته مغزی شود.

در موارد پیشرفته‌تر، کلسیم می‌تواند به سیستم هدایتی اصلی قلب (گره AV و شاخه هیس) نفوذ کند. این سیستم دقیقاً از نزدیکی دریچه میترال عبور می‌کند. فشار فیزیکی کلسیم روی این سیم‌کشی‌های ظریف می‌تواند باعث کند شدن شدید ضربان قلب (برادیکاردی) یا بلوک کامل قلبی شود. در این حالت بیمار ممکن است دچار سرگیجه‌های ناگهانی، سیاهی رفتن چشم‌ها و یا غش کردن (سنکوپ) شود که نیاز فوری به تعبیه باتری قلب (پیس‌میکر) دارد.

نشانه نادر اما خطرناک دیگر، سکته مغزی ایسکمیک است. این سکته می‌تواند ناشی از دو مکانیسم باشد: یا لخته خون ناشی از فیبریلاسیون دهلیزی، و یا (به ندرت) کنده شدن یک قطعه کوچک از خودِ کلسیم و پرتاب شدن آن به سمت مغز (آمبولی کلسیم). بنابراین، هرگونه علائم عصبی ناگهانی در یک بیمار مسن با سابقه بیماری قلبی باید شک به عوارض ناشی از MAC را برانگیزد.

اسم‌های دیگر بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

در متون پزشکی و گزارش‌های رادیولوژی، این بیماری ممکن است با چندین نام مختلف ذکر شود که همگی به یک پاتولوژی اشاره دارند اما گاهی بر جنبه‌های خاصی از بیماری تاکید می‌کنند. نام استاندارد و رایج‌ترین آن همان Mitral Annular Calcification است که به اختصار MAC نامیده می‌شود. این مخفف در تمام دنیا شناخته شده است و پزشکان برای ارتباط سریع از آن استفاده می‌کنند.

گاهی اوقات، به ویژه زمانی که بیماری باعث تنگی دریچه شده است، از اصطلاح “Degenerative Mitral Stenosis” یا تنگی میترال دژنراتیو استفاده می‌شود. این نام‌گذاری برای تمایز آن از “تنگی میترال روماتیسمی” (که ناشی از تب روماتیسمی در کودکی است) بسیار مهم است. در نوع روماتیسمی، نوک دریچه‌ها به هم می‌چسبند، اما در نوع دژنراتیو (MAC)، پایه دریچه سفت می‌شود. درمان و پاسخ به بالون در این دو نوع کاملاً متفاوت است.

یک فرم خاص و عجیب از این بیماری وجود دارد که به نام “Caseous Calcification of Mitral Annulus” یا به اختصار CCMA شناخته می‌شود. واژه Caseous به معنای “پنیری” است. در این حالت، کلسیم داخل یک کیسه جمع می‌شود و مرکز آن حالت خمیری و مایع پیدا می‌کند (شبیه خمیر دندان یا پنیر). این توده در اکوکاردیوگرافی بسیار بزرگ و شبیه تومور به نظر می‌رسد و به همین دلیل گاهی به آن “تومور کاذب” (Pseudotumor) نیز می‌گویند. دانستن این نام بسیار مهم است تا با سرطان اشتباه گرفته نشود.

در متون قدیمی‌تر یا پاتولوژی، ممکن است به فرآیند کلی سخت شدن اسکلت فیبروزی قلب اشاره شود و نام‌هایی مثل “Sclerosis of Cardiac Skeleton” به کار رود. این نام نشان می‌دهد که کلسیفیکاسیون فقط محدود به دریچه میترال نیست و ممکن است دریچه آئورت و قسمت‌های فیبروزی وسط قلب را هم درگیر کرده باشد. اما در کلینیک و بیمارستان، واژه MAC استانداردترین کلمه‌ای است که خواهید شنید.

تفاوت بیماری کلسیفیکاسیون حلقوی میترال در مردان و زنان

کلسیفیکاسیون حلقوی میترال یکی از معدود بیماری‌های قلبی است که در زنان شیوع و شدت بیشتری نسبت به مردان دارد. مطالعات اپیدمیولوژیک متعدد نشان داده‌اند که زنان مسن، به ویژه پس از سن ۷۰ سالگی، به طور معناداری بیشتر از مردان هم‌سن خود دچار MAC می‌شوند. نسبت ابتلا در برخی آمارها برای زنان تا دو برابر مردان گزارش شده است. این تفاوت جنسیتی دلایل متعددی دارد که ترکیبی از عوامل هورمونی، بیولوژیکی و آناتومیک است.

یکی از تئوری‌های اصلی مربوط به پوکی استخوان (Osteoporosis) است که در زنان پس از یائسگی بسیار شایع است. پدیده‌ای به نام “پارادوکس کلسیم” وجود دارد؛ به این معنی که با افزایش سن در زنان، کلسیم از استخوان‌ها خارج می‌شود (پوکی استخوان) و در بافت‌های نرم مثل رگ‌ها و دریچه‌های قلب رسوب می‌کند. از دست دادن اثر محافظتی استروژن پس از یائسگی نقش کلیدی در این جابجایی کلسیم دارد. بنابراین، زنانی که پوکی استخوان شدیدتری دارند، اغلب MAC شدیدتری هم دارند.

از نظر آناتومیک، قلب زنان به طور متوسط کوچک‌تر از مردان است. این بدان معناست که حلقه دریچه میترال در زنان کوچک‌تر است. وقتی رسوب کلسیم رخ می‌دهد، چون فضای کلی کوچک‌تر است، احتمال اینکه این رسوبات باعث تنگی مسیر جریان خون (Stenosis) شوند در زنان بیشتر است. در واقع، تنگی میترال ناشی از MAC یک بیماری است که غالباً در زنان مسن دیده می‌شود و در مردان کمتر شایع است.

علاوه بر این، طول عمر متوسط زنان بیشتر از مردان است. از آنجا که MAC یک بیماری وابسته به سن است و پیشرفت آن سال‌ها طول می‌کشد، زنان فرصت بیشتری برای رسیدن به مراحل پیشرفته و شدید بیماری دارند. در مردان، بیماری‌های عروق کرونر (سکته قلبی) شایع‌تر است و ممکن است قبل از اینکه MAC به مرحله علامت‌دار برسد، فوت کنند یا تحت درمان‌های دیگر قرار گیرند. اما زنان اغلب با علائم نارسایی قلب با کسر جهشی حفظ شده (HFpEF) مراجعه می‌کنند که MAC یکی از اجزای آن است.

علت ابتلا به کلسیفیکاسیون حلقوی میترال

علت اصلی ابتلا به MAC را می‌توان در فرسایش ناشی از گذر زمان و واکنش بدن به این فرسایش جستجو کرد. قلب انسان در طول یک عمر متوسط بیش از ۲.۵ میلیارد بار می‌تپد. حلقه میترال در هر تپش تحت فشار و کشش قرار