بیماری تمپورال آرتریت (Temporal Arteritis / Giant Cell Arteritis)
- آرتریت تمپورال (التهاب شریان گیجگاهی)؛ بررسی کامل، علائم و درمان
- نشانههای بیماری آرتریت تمپورال
- نحوه تشخیص
- اسمهای دیگر بیماری و تفاوت واژگان
- علت ابتلا به بیماری
- درمان دارویی
- تفاوت بیماری در مردان و زنان
- پیشگیری از بیماری و عوارض
- رژیم غذایی مناسب و سبک زندگی
- عوارض و خطرات
- بیماری در کودکان و دوران بارداری
- طول درمان چقدر است؟
- ارتباط با پلیمیالژیا روماتیکا
آرتریت تمپورال (التهاب شریان گیجگاهی)؛ بررسی کامل، علائم و درمان
آرتریت تمپورال یا التهاب شریان گیجگاهی که در متون پزشکی به آن «آرتریت سلول غولآسا» (Giant Cell Arteritis – GCA) نیز گفته میشود، یکی از مهمترین و اورژانسیترین بیماریهای روماتولوژیک در افراد مسن است. این بیماری نوعی واسکولیت است، به این معنا که باعث التهاب دیواره رگهای خونی میشود. در این بیماری، شریانهای بزرگ و متوسط سر و گردن، بهویژه شریانهایی که از روی شقیقهها (تمپورال) عبور میکنند، دچار التهاب، تورم و تنگی میشوند. این تنگی باعث میشود که جریان خون به بافتهای حیاتی مانند پوست سر، فک و از همه مهمتر چشم و عصب بینایی کاهش یابد. اگرچه این بیماری میتواند رگهای بزرگ دیگری مانند آئورت را نیز درگیر کند، اما تظاهر اصلی آن در ناحیه سر است.
اهمیت شناخت این بیماری در این است که اگر به موقع تشخیص داده نشود و درمان فوری آغاز نگردد، میتواند منجر به نابینایی برگشتناپذیر شود. در واقع، آرتریت تمپورال یک اورژانس چشمپزشکی و روماتولوژی محسوب میشود. زمانی که رگها ملتهب میشوند، سلولهای ایمنی بدن به دیواره رگ حمله میکنند و باعث ضخیم شدن آن میشوند. این ضخیم شدن فضای داخلی رگ را کم میکند و خونرسانی را مختل میسازد. تصور کنید شلنگی که آب را به باغچه میرساند، ناگهان دیوارهاش ورم کند و مسیر آب بسته شود؛ دقیقا همین اتفاق برای رگهایی میافتد که وظیفه تغذیه چشم و مغز را بر عهده دارند.
بیماران معمولاً با سردردهای جدید و عجیب مراجعه میکنند که تاکنون تجربه نکردهاند. این بیماری عمدتاً افراد بالای ۵۰ سال و بهویژه افراد بالای ۷۰ سال را درگیر میکند و در نژاد قفقازی (سفیدپوست) شایعتر است. درک ماهیت التهابی این بیماری به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا درمان اصلی آن استفاده از داروهای ضدالتهاب قوی است. هدف اصلی تمام اقدامات پزشکی در مواجهه با این بیماری، “نجات بینایی” است. از آنجایی که آسیبهای ناشی از قطع جریان خون (ایسکمی) در بافت عصبی چشم معمولاً غیرقابل بازگشت هستند، پزشکان حتی قبل از تأیید قطعی آزمایشگاهی، درمان را با شک بالینی آغاز میکنند.
نشانههای بیماری آرتریت تمپورال
شناخت علائم آرتریت تمپورال برای نجات بینایی بیمار حیاتی است. شایعترین و اصلیترین علامت، سردرد است. اما این سردرد با سردردهای معمولی یا میگرن تفاوتهایی دارد. درد معمولاً در ناحیه شقیقه (گیجگاه) حس میشود، اگرچه میتواند در هر جای سر باشد. بیماران اغلب درد را به صورت ضرباندار، مداوم و بسیار شدید توصیف میکنند. نکته مهم این است که لمس کردن پوست سر در ناحیه شقیقه بسیار دردناک است. بسیاری از بیماران گزارش میدهند که حتی شانه کردن موها یا گذاشتن سر روی بالش باعث درد شدید در پوست سر میشود که به آن “حساسیت پوست سر” (Scalp Tenderness) میگویند. گاهی اوقات رگ گیجگاهی برجسته، سفت و بدون ضربان میشود.

یکی دیگر از علائم بسیار اختصاصی و مهم، “لنگش فک” (Jaw Claudication) است. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که بیمار هنگام جویدن غذا یا صحبت کردن طولانی، دچار درد و خستگی شدید در عضلات فک میشود و مجبور است جویدن را متوقف کند. این درد به محض توقف جویدن بهبود مییابد. دلیل این پدیده، نرسیدن خون کافی به عضلات جونده صورت است. وجود لنگش فک یکی از قویترین نشانهها برای تشخیص آرتریت تمپورال است و احتمال وجود بیماری را بسیار بالا میبرد. در موارد نادرتر، ممکن است بافت زبان نیز دچار کمخونی شده و دردناک شود یا حتی بخشی از آن دچار نکروز (مرگ بافت) گردد.
علائم بینایی، ترسناکترین بخش این بیماری هستند. بیمار ممکن است تاری دید ناگهانی، دوبینی (دیپلوپی) یا از دست دادن موقت بینایی در یک چشم (که شبیه پایین کشیدن پردهای جلوی چشم است) را تجربه کند. این علامت یک هشدار جدی قبل از کوری دائم است. علاوه بر علائم موضعی در سر، علائم عمومی التهاب در بدن نیز دیده میشود. تب با علت نامشخص، کاهش وزن ناخواسته، خستگی مفرط، تعریق شبانه و احساس کسالت کلی از جمله این موارد هستند. همچنین حدود نیمی از بیماران علائم بیماری “پلیمیالژیا روماتیکا” را نیز دارند که شامل درد و خشکی صبحگاهی در شانهها و لگن است.
نحوه تشخیص
تشخیص آرتریت تمپورال ترکیبی از معاینه بالینی دقیق، آزمایشهای خون و نمونهبرداری بافتی است. پزشک ابتدا با لمس شریانهای گیجگاهی در دو طرف سر، وضعیت نبض و سفت بودن رگ را بررسی میکند. اگر نبض شریان کاهش یافته باشد یا رگ مثل یک طناب سفت زیر دست حس شود، شک به بیماری تقویت میشود. معاینه دقیق ته چشم برای بررسی تورم عصب بینایی نیز ضروری است. پزشکان همچنین به دنبال علائم ایسکمی (کاهش خونرسانی) در سایر نقاط بدن میگردند، مثلاً اختلاف فشار خون در دو دست که میتواند نشاندهنده درگیری شریانهای اصلی دست باشد.
در مرحله بعد، آزمایشهای خون انجام میشود. دو فاکتور اصلی التهابی یعنی سرعت رسوب گلبولهای قرمز (ESR) و پروتئین واکنشی سی (CRP) در این بیماری بهشدت بالا میروند. اگرچه بالا بودن این فاکتورها اختصاصی نیست و در عفونتها هم دیده میشود، اما در کنار علائم بالینی (مثل سردرد و لنگش فک) بسیار کمککننده است. ESR در بیماران آرتریت تمپورال معمولاً بسیار بالا (اغلب بالای ۵۰ یا حتی ۱۰۰ میلیمتر در ساعت) است. همچنین شمارش سلولهای خونی ممکن است کمخونی مزمن و افزایش پلاکتها را نشان دهد که هر دو واکنشهایی به التهاب مزمن در بدن هستند.
استاندارد طلایی و قطعیترین روش تشخیص، بیوپسی شریان تمپورال است. در این روش جراحی کوچک، پزشک یک تکه کوچک (حدود ۲ تا ۵ سانتیمتر) از شریان گیجگاهی را برمیدارد و زیر میکروسکوپ بررسی میکند. اگر در دیواره رگ سلولهای التهابی بزرگ (سلولهای غولآسا) دیده شود و لایههای داخلی رگ تخریب شده باشد، تشخیص قطعی میشود. گاهی اوقات التهاب به صورت تکهتکه در طول رگ پخش شده است (Skip lesions)، یعنی ممکن است بخشی از رگ سالم و بخش دیگر بیمار باشد؛ به همین دلیل جراح سعی میکند قطعه بلندتری را بردارد تا شانس تشخیص بالا برود. اخیراً سونوگرافی داپلر رنگی از شریانهای تمپورال نیز به عنوان یک روش غیرتهاجمی و دقیق جایگاه ویژهای پیدا کرده است و میتواند “نشانه هاله” (Halo Sign) را که نشاندهنده تورم دیواره رگ است، نشان دهد.
اسمهای دیگر بیماری و تفاوت واژگان
این بیماری در متون علمی و عمومی با چند نام مختلف شناخته میشود که هر کدام به جنبهای از بیماری اشاره دارند. رایجترین نام همان “آرتریت تمپورال” (Temporal Arteritis) است. این نامگذاری بر اساس محل شایعترین درگیری بیماری انجام شده است، زیرا شریان تمپورال سطحی (شقیقه) بیشترین و آشکارترین درگیری را نشان میدهد. این نام برای بیماران و عموم مردم ملموستر است، زیرا مستقیماً به محل درد (شقیقه) اشاره میکند.
نام علمی و پاتولوژیک بیماری، “آرتریت سلول غولآسا” (Giant Cell Arteritis) یا به اختصار GCA است. این نام از نمای میکروسکوپی بیماری گرفته شده است. وقتی پاتولوژیست تکهای از رگ بیمار را زیر میکروسکوپ نگاه میکند، سلولهای ایمنی بزرگی را میبیند که از به هم پیوستن چند سلول ماکروفاژ تشکیل شدهاند و به آنها “سلولهای غولآسا” (Giant Cells) میگویند. این نام دقیقتر است، زیرا این بیماری فقط شریان تمپورال را درگیر نمیکند، بلکه میتواند شریانهای بزرگ دیگر مثل آئورت و شاخههای آن را نیز مبتلا سازد. بنابراین GCA نامی است که کل ماهیت بیماری را پوشش میدهد.

نام دیگری که کمتر رایج است اما در متون قدیمی دیده میشود، “بیماری هورتون” (Horton’s Disease) است. بایارد هورتون، پزشکی بود که در دهه ۱۹۳۰ میلادی توصیف دقیقی از ارتباط بین سردرد، لنگش فک و تغییرات شریانی ارائه داد و نقش مهمی در شناخت این بیماری داشت. گاهی نیز به دلیل همراهی با بیماری دیگری به نام پلیمیالژیا روماتیکا، این دو بیماری در کنار هم نام برده میشوند، اما باید دانست که اینها دو تشخیص جداگانه هستند که اغلب در یک بیمار همزمان رخ میدهند. دانستن این نامهای مختلف به بیمار کمک میکند تا در جستجوی اطلاعات یا خواندن پرونده پزشکی خود دچار سردرگمی نشود.
علت ابتلا به بیماری
علت دقیق ابتلا به آرتریت تمپورال هنوز به طور کامل کشف نشده است، اما دانشمندان میدانند که این یک بیماری خودایمنی است. در بیماریهای خودایمنی، سیستم دفاعی بدن به اشتباه بافتهای خودی را بیگانه تشخیص داده و به آنها حمله میکند. در اینجا، هدف حمله سیستم ایمنی، دیواره شریانهای متوسط و بزرگ است. بهطور خاص، لنفوسیتهای T (سربازان سیستم ایمنی) به لایه الاستیک دیواره رگ حمله میکنند و باعث شروع آبشاری از واکنشهای التهابی میشوند که منجر به تخریب و ضخیم شدن دیواره رگ میگردد.
عاملی که باعث شروع این حمله اشتباه میشود، احتمالاً ترکیبی از ژنتیک و محیط است. مطالعات نشان دادهاند که برخی ژنهای خاص (مانند HLA-DR4) در افراد مبتلا شایعتر است، که نشاندهنده استعداد ژنتیکی برای ابتلا به بیماری است. همچنین شیوع بالاتر بیماری در نژادهای اسکاندیناوی و اروپای شمالی نشان میدهد که قومیت و ژنتیک نقش پررنگی دارند. با این حال، ژنتیک به تنهایی کافی نیست و احتمالا یک محرک محیطی لازم است تا بیماری را در فرد مستعد بیدار کند.
افزایش سن مهمترین فاکتور خطر شناخته شده است. این بیماری تقریباً هرگز در افراد زیر ۵۰ سال دیده نمیشود و با بالا رفتن سن، ریسک آن تصاعدی بالا میرود. این موضوع نشان میدهد که پیری سیستم ایمنی (Immunosenescence) و تغییراتی که در ساختار رگها با گذشت زمان ایجاد میشود، بستر لازم برای بیماری را فراهم میکنند. برخی فرضیات نیز وجود دارد که عفونتهای ویروسی یا باکتریایی (مانند پاروویروس یا کلامیدیا) ممکن است به عنوان ماشه شروع کننده بیماری عمل کنند، اما هنوز هیچ میکروب خاصی به عنوان عامل قطعی اثبات نشده است.
درمان دارویی
سنگ بنای درمان آرتریت تمپورال، کورتیکواستروئیدها (کورتونها) هستند. داروی پردنیزولون (Prednisolone) رایجترین دارویی است که بلافاصله پس از شک به بیماری تجویز میشود. نکته حیاتی در درمان این بیماری “سرعت” است. پزشکان منتظر نتیجه بیوپسی نمیمانند تا درمان را شروع کنند؛ زیرا هر ساعت تاخیر میتواند خطر نابینایی را افزایش دهد. دوز اولیه دارو معمولاً بالا است (مثلاً ۴۰ تا ۶۰ میلیگرم در روز) تا التهاب به سرعت سرکوب شود. اگر بیمار با علائم بینایی مراجعه کند، معمولاً بستری شده و کورتون تزریقی با دوز بسیار بالا (متیل پردنیزولون) دریافت میکند تا عصب بینایی نجات یابد.
پس از کنترل علائم حاد و طبیعی شدن آزمایشهای التهابی (ESR و CRP)، پزشک به آرامی دوز کورتون را کاهش میدهد. این کاهش دوز (Tapering) باید بسیار تدریجی و با دقت انجام شود، زیرا کاهش سریع دارو میتواند باعث شعلهور شدن مجدد بیماری شود. درمان با کورتون معمولاً بین یک تا دو سال طول میکشد و در برخی بیماران ممکن است نیاز به مصرف دوزهای پایین برای مدت طولانیتری باشد. هدف این است که به کمترین دوزی برسیم که بیماری را خاموش نگه دارد تا عوارض جانبی دارو به حداقل برسد.
علاوه بر کورتون، در سالهای اخیر داروهای جدیدتری به نام “توسیلیزومب” (Tocilizumab) وارد پروتکلهای درمانی شدهاند. این دارو یک داروی بیولوژیک است که به صورت تزریق زیرجلدی استفاده میشود و گیرندههای اینترلوکین-۶ (یک ماده التهابی در بدن) را مسدود میکند. توسیلیزومب به بیمارانی که به کورتون پاسخ کافی نمیدهند یا دچار عوارض شدید کورتون شدهاند کمک میکند تا دوز کورتون خود را سریعتر کم کنند. همچنین مصرف دوز پایین آسپرین (۸۱ میلیگرم) نیز اغلب برای کاهش ریسک سکتههای مغزی و قلبی در این بیماران توصیه میشود، مگر اینکه منع مصرفی وجود داشته باشد.
تفاوت بیماری در مردان و زنان
آرتریت تمپورال تبعیض جنسیتی قائل میشود و زنان را بیشتر از مردان درگیر میکند. آمارها نشان میدهد که زنان حدود ۲ تا ۳ برابر بیشتر از مردان به این بیماری مبتلا میشوند. علت دقیق این تفاوت مشخص نیست، اما تغییرات هورمونی پس از یائسگی و تفاوتهای ژنتیکی در سیستم ایمنی زنان احتمالاً در این زمینه نقش دارند. سیستم ایمنی زنان بهطور کلی قویتر و واکنشگراتر است، که همین ویژگی آنها را مستعد بیماریهای خودایمنی میکند.
علاوه بر شیوع، نحوه بروز بیماری نیز ممکن است در دو جنس کمی متفاوت باشد. برخی مطالعات نشان دادهاند که زنان بیشتر با علائم کلاسیک سردرد و درد فک مراجعه میکنند، در حالی که مردان ممکن است کمتر علائم سردرد را گزارش کنند و بیشتر با علائم بینایی ناگهانی مراجعه نمایند. این موضوع میتواند خطرناک باشد، زیرا نبود سردرد ممکن است باعث تأخیر در مراجعه به پزشک در مردان شود و زمانی مراجعه کنند که بینایی آسیب دیده است.
پاسخ به درمان و عوارض نیز میتواند متفاوت باشد. از آنجا که پوکی استخوان یکی از عوارض اصلی درمان با کورتون است و زنان یائسه خودبهخود مستعد پوکی استخوان هستند، درمان طولانیمدت با کورتون در زنان نیازمند مراقبتهای ویژه برای محافظت از استخوانهاست. در مردان، ریسک پوکی استخوان کمتر است اما عوارض قلبی و عروقی ناشی از التهاب ممکن است نگرانکنندهتر باشد. در هر صورت، پروتکلهای تشخیصی و درمانی کلی برای هر دو جنس یکسان است و حساسیت پزشک در برخورد با علائم باید در هر دو گروه بالا باشد.
پیشگیری از بیماری و عوارض
متاسفانه هیچ راه شناخته شدهای برای “پیشگیری اولیه” از ابتلا به آرتریت تمپورال وجود ندارد. از آنجایی که علت دقیق بیماری ناشناخته است و فاکتورهای خطر اصلی آن (سن، جنسیت و ژنتیک) غیرقابل تغییر هستند، نمیتوان با رژیم غذایی خاص یا ورزش جلوی بروز آن را گرفت. اما مفهوم پیشگیری در این بیماری بیشتر بر روی “پیشگیری ثانویه” یعنی جلوگیری از عوارض بیماری (بهویژه نابینایی) و جلوگیری از عوارض داروها متمرکز است.
مهمترین اقدام پیشگیرانه، مراجعه فوری به پزشک با مشاهده اولین علائم است. آموزش به افراد مسن در مورد اینکه سردردهای جدید یا درد فک را پیری طبیعی تلقی نکنند، حیاتی است. تشخیص زودرس و شروع درمان قبل از درگیری چشم، تنها راه پیشگیری از نابینایی است. پس از شروع درمان، پیشگیری از عود بیماری اهمیت مییابد که با مصرف منظم داروها و عدم قطع خودسرانه کورتون محقق میشود. پایش منظم آزمایشهای خون (ESR/CRP) به پزشک کمک میکند تا قبل از بازگشت علائم، متوجه فعالیت بیماری شود.
بخش دیگر پیشگیری، مربوط به مدیریت عوارض ناشی از مصرف طولانیمدت کورتون است. کورتونها داروهای نجاتبخش اما پرعارضهای هستند. برای پیشگیری از پوکی استخوان، مصرف مکملهای کلسیم و ویتامین D و انجام سنجش تراکم استخوان ضروری است. برای پیشگیری از دیابت و فشار خون ناشی از کورتون، پایش منظم قند و فشار خون لازم است. همچنین واکسیناسیون علیه بیماریهای عفونی (مانند آنفلوآنزا و پنومونی) توصیه میشود، زیرا سیستم ایمنی این بیماران به دلیل بیماری و داروها ضعیفتر است.
رژیم غذایی مناسب و سبک زندگی
اگرچه رژیم غذایی نمیتواند آرتریت تمپورال را درمان کند، اما نقش کلیدی در مدیریت بیماری و مقابله با عوارض جانبی داروها (بهویژه پردنیزولون) دارد. کورتونها باعث افزایش اشتها، احتباس آب و نمک در بدن، بالا رفتن قند خون و تحلیل کلسیم از استخوانها میشوند. بنابراین رژیم غذایی باید دقیقاً برعکس این اثرات عمل کند تا بدن در تعادل باقی بماند.
رژیم غذایی باید کمنمک و کمشیرینی باشد. مصرف زیاد نمک باعث ورم بدن و افزایش فشار خون میشود که کورتونها خود عامل آن هستند. بیماران باید از غذاهای کنسروی، فستفودها و تنقلات شور پرهیز کنند. همچنین به دلیل خطر دیابت استروئیدی، مصرف قندهای ساده (شیرینی، نوشابه، شکر سفید) باید به حداقل برسد و کربوهیدراتهای پیچیده مثل غلات کامل جایگزین شوند.
مصرف کلسیم و ویتامین D برای حفظ سلامت استخوانها حیاتی است. لبنیات کمچرب، سبزیجات برگ سبز تیره (مانند کلم بروکلی و اسفناج) و ماهیها منابع خوب کلسیم هستند. علاوه بر این، مصرف پروتئین کافی (گوشت سفید، تخممرغ، حبوبات) برای جلوگیری از تحلیل عضلانی ناشی از کورتون ضروری است. پتاسیم نیز ماده معدنی مهمی است که ممکن است با مصرف داروها کاهش یابد، بنابراین مصرف موز، سیبزمینی و پرتقال میتواند مفید باشد. ترک سیگار نیز اکیداً توصیه میشود، زیرا سیگار کشیدن باعث تنگتر شدن عروق و کاهش اکسیژنرسانی میشود که دقیقاً همان چیزی است که بیماری انجام میدهد و وضعیت را بدتر میکند.
عوارض و خطرات
جدیترین و هولناکترین عارضه آرتریت تمپورال، نابینایی است. اگر التهاب شریانهای مژگانی یا شریان مرکزی شبکیه درمان نشود، جریان خون به عصب بینایی قطع شده و سکته چشمی (Ischemic Optic Neuropathy) رخ میدهد. متاسفانه اگر بینایی از دست برود، احتمال بازگشت آن بسیار کم است. گاهی اوقات این نابینایی دوطرفه میشود. به همین دلیل است که پزشکان با این بیماری مانند سکته قلبی یا مغزی برخورد میکنند و زمان برایشان طلاست.
عارضه مهم دیگر، درگیری شریانهای بزرگ بدن بهویژه آئورت است. التهاب میتواند باعث ضعیف شدن دیواره آئورت و ایجاد آنوریسم (باد کردن رگ) شود. آنوریسم آئورت سینهای ممکن است سالها پس از تشخیص اولیه بیماری رخ دهد و چون علامتی ندارد، میتواند ناگهان پاره شده و منجر به مرگ شود. به همین دلیل بیماران مبتلا به GCA باید بهطور دورهای تحت تصویربرداری قفسه سینه قرار گیرند. سکته مغزی نیز در این بیماران کمی شایعتر از افراد عادی است.
عوارض ناشی از درمان نیز بخش مهمی از خطرات را تشکیل میدهند. مصرف طولانیمدت کورتون میتواند منجر به سندرم کوشینگ (چاقی تنه، صورت گرد)، آب مروارید، گلوکوم (فشار چشم)، نازک شدن پوست و کبودی آسان، ضعف عضلانی و شکستگیهای استخوانی شود. عفونتهای فرصتطلب به دلیل سرکوب سیستم ایمنی نیز تهدیدی برای سلامتی بیمار هستند. مدیریت دقیق پزشکی تلاش برای ایجاد تعادل بین کنترل التهاب و کاهش این عوارض است.
بیماری در کودکان و دوران بارداری
آرتریت تمپورال به طور انحصاری بیماری دوران سالمندی است و دیدن آن در کودکان یا زنان باردار تقریباً غیرممکن است. سن متوسط ابتلا حدود ۷۲ سالگی است و موارد زیر ۵۰ سال بسیار نادر هستند. بنابراین، اگر کودکی با علائم مشابه (سردرد، مشکلات بینایی یا تب) مراجعه کند، پزشکان به هیچ عنوان به آرتریت تمپورال فکر نمیکنند و به دنبال تشخیصهای دیگری میگردند.
در کودکان و جوانان، بیماریهای التهابی رگ (واسکولیت) دیگری وجود دارد که ممکن است علائم مشابهی ایجاد کنند. معروفترین آنها “آرتریت تاکایاسو” (Takayasu’s Arteritis) است که زنان جوان (زیر ۴۰ سال) را درگیر میکند و رگهای بزرگ آئورت و شاخههای آن را تحت تأثیر قرار میدهد. یا بیماری “کاوازاکی” که در کودکان دیده میشود. بنابراین تفاوت سنی مهمترین فاکتور افتراق این بیماریهاست. آرتریت تمپورال اساساً بیماری پیری عروق و سیستم ایمنی فرسوده است، نه سیستم ایمنی در حال رشد.
در مورد بارداری نیز با توجه به سن ابتلا (بالای ۵۰ سال)، همپوشانی این بیماری با دوران بارداری بسیار بعید است. با این حال، با افزایش سن بارداری در دنیای مدرن و استفاده از روشهای کمک باروری، اگر زنی در سنین بالا باردار شود و مشکوک به واسکولیت باشد، چالشهای درمانی زیادی ایجاد میشود. کورتیکواستروئیدها (مانند پردنیزولون) معمولاً در دوران بارداری نسبتاً ایمن هستند و در صورت لزوم برای حفظ جان مادر یا جلوگیری از آسیب جدی (مانند کوری) تجویز میشوند، اما داروهای جدیدتر مانند توسیلیزومب ممکن است منع مصرف داشته باشند. به طور کلی، بحث آرتریت تمپورال در مامایی جایگاه بالینی چندانی ندارد.
طول درمان چقدر است؟
درمان آرتریت تمپورال یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. بیماران باید بدانند که با شروع دارو و بهبود علائم در چند روز اول، درمان تمام نشده است. طول دوره درمان معمولاً بین ۱ تا ۲ سال متغیر است و در برخی موارد ممکن است بیشتر طول بکشد. دلیل این طولانی بودن، ماهیت مزمن و عودکننده بیماری است. کورتونها التهاب را سرکوب میکنند اما لزوماً علت زمینهای را فوراً از بین نمیبرند.
روند درمان معمولاً به این صورت است: یک ماه اول دوز بالا برای کنترل آتش التهاب، سپس کاهش تدریجی دوز در طی ماههای آینده. اگر در حین کاهش دوز، علائم برگردد یا آزمایشهای خون (ESR) بالا برود، پزشک مجبور است دوباره دوز را بالا ببرد. مطالعات نشان دادهاند که حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد بیماران حداقل یک بار دچار عود بیماری در حین کاهش دوز میشوند.
پس از قطع کامل دارو، بیمار باید همچنان تحت نظر باشد زیرا امکان بازگشت بیماری حتی سالها بعد وجود دارد، هرچند شایع نیست. موفقیت درمان زمانی حاصل میشود که بیمار بدون مصرف کورتون، علائمی نداشته باشد و فاکتورهای التهابی خونش نرمال باشد. صبوری بیمار و همکاری دقیق در مصرف داروها طبق دستور پزشک، عامل اصلی در کوتاه کردن طول درمان و جلوگیری از عوارض پایدار است. قطع ناگهانی دارو خطرناکترین کاری است که بیمار میتواند انجام دهد.
ارتباط با پلیمیالژیا روماتیکا
یکی از نکات بسیار جالب و مهم در مورد آرتریت تمپورال، ارتباط نزدیک آن با بیماری دیگری به نام پلیمیالژیا روماتیکا (PMR) است. حدود ۵۰ درصد از بیمارانی که آرتریت تمپورال دارند، علائم PMR را نیز تجربه میکنند و حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از بیماران مبتلا به PMR، دچار آرتریت تمپورال میشوند. این دو بیماری آنقدر به هم نزدیک هستند که بسیاری از محققان آنها را دو سر یک طیف بیماری میدانند.
پلیمیالژیا روماتیکا خود را با درد و خشکی شدید در عضلات کمربند شانهای و کمربند لگنی نشان میدهد. بیماران صبحها که از خواب بیدار میشوند، احساس میکنند شانهها و لگنشان خشک شده و به سختی حرکت میکنند. این خشکی صبحگاهی معمولاً بیش از ۴۵ دقیقه طول میکشد. برخلاف آرتریت تمپورال که رگها را درگیر میکند، PMR بیشتر باعث التهاب در مفاصل و بورسها (کیسههای اطراف مفصل) میشود اما خطر نابینایی ندارد.
تشخیص همزمان این دو بیماری مهم است زیرا دوز درمانی آنها متفاوت است. PMR معمولاً به دوزهای بسیار پایینتری از کورتون (مثلاً ۱۵ میلیگرم) پاسخ میدهد، در حالی که آرتریت تمپورال نیازمند دوزهای بسیار بالاتر (۴۰-۶۰ میلیگرم) است. اگر بیماری که تحت درمان برای PMR است ناگهان دچار سردرد یا تغییر بینایی شود، باید فوراً از نظر آرتریت تمپورال بررسی شود، زیرا دوز پایین کورتون PMR برای جلوگیری از نابینایی آرتریت تمپورال کافی نیست.
جمعبندی
بیماری آرتریت تمپورال یا GCA، یک وضعیت التهابی جدی در عروق خونی است که عمدتاً سالمندان بالای ۵۰ سال را هدف قرار میدهد. این بیماری با علائمی همچون سردرد شدید در ناحیه شقیقه، حساسیت پوست سر، لنگش فک هنگام جویدن و اختلالات بینایی ناگهانی ظاهر میشود. اهمیت این بیماری در پتانسیل بالای آن برای ایجاد نابینایی دائمی است، به همین دلیل یک اورژانس پزشکی محسوب میشود. تشخیص قطعی با بیوپسی شریان تمپورال و آزمایشهای التهابی خون انجام میشود. درمان اصلی و فوری، استفاده از دوزهای بالای کورتون (پردنیزولون) است که باید به تدریج و طی ۱ تا ۲ سال کاهش یابد. رژیم غذایی کمنمک و غنی از کلسیم برای مقابله با عوارض جانبی داروها ضروری است. اگرچه راهی برای پیشگیری قطعی وجود ندارد، اما تشخیص زودهنگام و شروع سریع درمان، کلید طلایی نجات بینایی و بازگشت به زندگی طبیعی است.