بیماری تشنج پسودوسیزور (Psychogenic Nonepileptic Seizures – PNES)
- همه چیز درباره تشنجهای غیر صرعی روانزاد یا پسودوسیزور (PNES)
- بیماری تشنج پسودوسیزور (PNES) چیست؟
- اسمهای دیگر بیماری تشنج پسودوسیزور
- نشانههای بیماری تشنج پسودوسیزور
- نحوه تشخیص بیماری تشنج پسودوسیزور
- علت ابتلا به تشنجهای پسودوسیزور
- تفاوت بیماری در مردان و زنان
- روشهای درمان بیماری
- درمان دارویی تشنج پسودوسیزور
- پیشگیری از تشنجهای پسودوسیزور
- درمان خانگی و سبک زندگی
- رژیم غذایی مناسب
- عوارض و خطرات بیماری
- PNES در کودکان و دوران بارداری
- طول درمان چقدر است؟
- اقدامات اولیه در مواجهه با حمله PNES (کمکهای اولیه)
همه چیز درباره تشنجهای غیر صرعی روانزاد یا پسودوسیزور (PNES)
بیماری تشنج پسودوسیزور (PNES) چیست؟
بیماری تشنج های غیر صرعی روانزاد که در اصطلاح پزشکی به آن PNES (Psychogenic Nonepileptic Seizures) گفته میشود، یکی از پیچیدهترین و در عین حال شایعترین وضعیتهایی است که در مرز میان بیماریهای مغز و اعصاب (نورولوژی) و روانپزشکی قرار دارد. برای درک این بیماری، ابتدا باید تصور کنید که سیستم بدن انسان مانند یک کامپیوتر است که از دو بخش سختافزار (مغز و اعصاب) و نرمافزار (ذهن و روان) تشکیل شده است. در بیماری صرع معمولی، مشکل در سختافزار است؛ یعنی یک اتصالی الکتریکی واقعی در سلولهای مغز رخ میدهد که باعث تشنج میشود. اما در تشنجهای PNES، سختافزار مغز کاملاً سالم است و هیچ تخلیه الکتریکی غیرطبیعی وجود ندارد، بلکه مشکل در نرمافزار یا نحوه پردازش فشارهای روانی توسط سیستم عصبی است.
این حملات از نظر ظاهری شباهت خیرهکنندهای به صرع واقعی دارند. فرد ممکن است روی زمین بیفتد، بدنش بلرزد، هوشیاریاش را از دست بدهد و حتی کنترل ادرار خود را از دست بدهد. اما منشأ این طوفان جسمی، نه یک اختلال الکتریکی، بلکه یک رنج عاطفی، استرس شدید یا یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه در برابر فشارهای روانی است. بدن انسان هوشمند است و زمانی که درد روانی یا اضطراب از آستانه تحمل فرد فراتر میرود و فرد نمیتواند آن را به زبان بیاورد یا پردازش کند، مغز ممکن است به اصطلاح “فیوز بپراند” و این فشار را به صورت علائم جسمی مانند تشنج تخلیه کند.
نکته بسیار حیاتی که باید درک شود این است که این تشنجها ارادی نیستند. یعنی بیمار ادای تشنج را در نمیآورد و فیلم بازی نمیکند. او واقعاً کنترل بدن خود را از دست میدهد و واقعاً درد میکشد. متأسفانه به دلیل عدم آگاهی، بسیاری از این بیماران با برچسبهای نادرستی مانند “تمارض” قضاوت میشوند. در حالی که PNES یک اختلال واقعی عملکردی در سیستم عصبی است که نیاز به درمان دلسوزانه و تخصصی دارد. این بیماری حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از بیمارانی را که به مراکز تخصصی صرع مراجعه میکنند، شامل میشود که آمار بسیار قابل توجهی است.
اسمهای دیگر بیماری تشنج پسودوسیزور
در طول تاریخ پزشکی، نامگذاری این بیماری دستخوش تغییرات زیادی شده است که نشاندهنده تکامل درک پزشکان از ماهیت آن است. یکی از قدیمیترین و البته نامناسبترین نامها، تشنج کاذب یا “پسودوسیزور” (Pseudoseizure) است. امروزه پزشکان و انجمنهای علمی تلاش میکنند این نام را حذف کنند، زیرا کلمه “کاذب” یا “دروغین” این حس را به بیمار و اطرافیان میدهد که بیماری واقعی نیست و فرد دروغ میگوید. این نام باعث شرمندگی بیمار و ایجاد انگ اجتماعی میشود.
نام دیگری که استفاده میشود، “تشنجهای هیستریک” است که باز هم بار منفی دارد و به گذشتههای دور بازمیگردد. امروزه نامهای علمی و محترمانهتری جایگزین شدهاند. اصطلاح NEAD (Non-Epileptic Attack Disorder) یا اختلال حملات غیر صرعی، یکی از نامهای پذیرفته شده است. همچنین اصطلاح “تشنجهای تجزیهای” (Dissociative Seizures) نیز بسیار دقیق است، زیرا اشاره به مکانیسم روانشناختی “تجزيه” دارد؛ حالتی که در آن ذهن برای فرار از یک استرس طاقتفرسا، ارتباط خود را با بدن و محیط قطع میکند.
در سالهای اخیر، اصطلاح “تشنجهای عملکردی” (Functional Seizures) نیز رواج یافته است. این نامگذاری به این دلیل است که در این بیماری، ساختار مغز سالم است اما “عملکرد” و نحوه ارتباط شبکههای مغزی با هم دچار اختلال شده است. دانستن این نامها به بیمار کمک میکند تا درک کند مشکلش چیست و بداند که تنها نیست و این وضعیت یک طبقهبندی پزشکی مشخص و شناخته شده دارد.
نشانههای بیماری تشنج پسودوسیزور
اگرچه تشخیص قطعی فقط کار پزشک متخصص است، اما تفاوتهای ظریفی در نشانههای PNES نسبت به صرع واقعی وجود دارد. یکی از کلیدیترین نشانهها، وضعیت چشمها است. در اکثر تشنجهای صرعی بزرگ، چشمان بیمار باز است و ممکن است به یک سمت منحرف شده باشد. اما در تشنجهای PNES، بیماران اغلب چشمان خود را محکم میبندند و اگر کسی تلاش کند پلک آنها را باز کند، مقاومت میکنند. این مقاومت نشان میدهد که مغز هنوز سطحی از هوشیاری و واکنش به محیط را دارد.

نوع حرکات بدن نیز متفاوت است. در صرع، حرکات معمولاً ریتمیک و همزمان هستند (لرزش هماهنگ دست و پا). اما در PNES، حرکات معمولاً نامتقارن و نامنظم هستند. مثلاً ممکن است سر بیمار به شدت به چپ و راست حرکت کند (علامت نه گفتن)، لگن خود را بالا و پایین ببرد (حرکت پل زدن)، یا دست و پاها را به اطراف پرتاب کند. حرکات لگنی و تکان دادن سر به طرفین در صرع واقعی بسیار نادر است.
مدت زمان تشنج نیز یک سرنخ مهم است. تشنجهای صرعی معمولاً کوتاه هستند و زیر ۲ دقیقه تمام میشوند. اما حملات PNES ممکن است بسیار طولانی شوند و گاهی ۱۰ دقیقه یا حتی نیم ساعت طول بکشند بدون اینکه اکسیژن خون بیمار افت کند. همچنین گریه کردن در حین یا بلافاصله بعد از تشنج، فریاد زدن جملات معنادار و به یاد آوردن اتفاقات حین حمله، در PNES شایعتر است، در حالی که در صرع واقعی بیمار معمولاً بعد از حمله دچار فراموشی کامل و گیجی طولانی میشود.
نحوه تشخیص بیماری تشنج پسودوسیزور
تشخیص PNES یکی از چالشبرانگیزترین کارها در طب مغز و اعصاب است و متأسفانه بسیاری از بیماران سالها به اشتباه داروی صرع مصرف میکنند. ابزار طلایی و استاندارد قطعی برای تشخیص، مانیتورینگ ویدیویی نوار مغزی (Video-EEG Monitoring) است. در این روش، بیمار برای چند روز در بیمارستان بستری میشود. الکترودهای نوار مغزی به سرش وصل میشود و دوربین ویدیویی همزمان حرکات او را ضبط میکند.
هدف این است که یک حمله تشنج ثبت شود. پزشک لحظه تشنج را بررسی میکند: اگر بیمار در حال لرزش شدید باشد اما امواج مغزی او در مانیتور کاملاً طبیعی و آرام باشند و هیچ تخلیه الکتریکی صرعی دیده نشود، تشخیص PNES قطعی میشود. این تضاد بین طوفان جسمی و آرامش الکتریکی مغز، کلید تشخیص است. امآرآی (MRI) مغز در این بیماران معمولاً کاملاً نرمال است، چون همانطور که گفته شد مشکل ساختاری وجود ندارد.

پزشک همچنین شرح حال دقیقی میگیرد. سابقه تروما، سوء استفاده در کودکی، وجود اختلالات اضطرابی یا افسردگی، و عدم پاسخدهی به داروهای ضد تشنج، همگی پزشک را به سمت تشخیص PNES سوق میدهند. گاهی اوقات سطح هورمون “پرولاکتین” در خون اندازهگیری میشود؛ در تشنجهای صرعی واقعی سطح این هورمون بلافاصله بعد از حمله بالا میرود، اما در PNES معمولاً تغییری نمیکند.
علت ابتلا به تشنجهای پسودوسیزور
ریشه این بیماری اغلب در گذشته و روان فرد نهفته است. نظریه اصلی، “اختلال تبدیلی” است؛ یعنی ذهن ناخودآگاه، رنجهای روانی و استرسهای سرکوب شده را به علائم فیزیکی تبدیل میکند. شایعترین علت زمینهای، تروما یا ضربه روحی است. آمارها نشان میدهد درصد بالایی از مبتلایان، سابقه آسیبهای شدید مانند سوء استفاده جنسی یا جسمی در کودکی، خشونت خانگی، از دست دادن ناگهانی عزیزان یا حوادث ترسناک (مانند تصادف یا جنگ) را دارند.
افرادی که توانایی بیان احساسات خود را ندارند (الکسیتیمیا) یا کسانی که یاد گرفتهاند خشم و غم خود را سرکوب کنند، بیشتر در معرض خطر هستند. وقتی هیجانات راهی برای خروج کلامی پیدا نکنند، از طریق بدن فریاد میکشند. همچنین اضطراب شدید، حملات پنیک و افسردگی طولانی مدت میتواند زمینه را برای این بیماری فراهم کند. گاهی اوقات یک ضربه فیزیکی خفیف به سر یا یک بیماری جسمی ساده میتواند به عنوان “جرقه” عمل کند و سپس ذهن ناخودآگاه از الگوی تشنج برای مدیریت استرسهای بعدی استفاده میکند.
تفاوت بیماری در مردان و زنان
تشنجهای غیر صرعی روانزاد یک تفاوت جنسیتی آشکار دارند: این بیماری در زنان بسیار شایعتر از مردان است (حدود ۳ تا ۴ برابر). دلایل این تفاوت متعدد است. اول اینکه زنان در طول زندگی متأسفانه بیشتر در معرض تروماهای جنسی و خشونتهای خانگی قرار دارند که قویترین محرکهای این بیماری هستند. دوم اینکه زنان بیشتر مستعد اختلالات اضطرابی و درونیسازی مشکلات هستند.
از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز، در بسیاری از جوامع، ابراز خشم مستقیم برای زنان کمتر پذیرفته شده است، بنابراین این فشار درونی به علائم جسمی تبدیل میشود. در مقابل، مردان ممکن است استرس خود را بیشتر با پرخاشگری بیرونی یا مصرف مواد نشان دهند. البته در مردان نیز این بیماری دیده میشود، به خصوص در کهنهسربازان جنگی یا کسانی که آسیبهای جسمی شدید دیدهاند. علائم بالینی در هر دو جنس مشابه است، اما زنان معمولاً زودتر به دنبال درمان میروند.
روشهای درمان بیماری
اولین و مهمترین قدم در درمان، پذیرش تشخیص است. وقتی بیمار بداند که “دیوانه نیست” و “تمارض نمیکند” و بیماریاش نام و نشان علمی دارد، نیمی از راه درمان طی شده است. درمان اصلی و موثر برای PNES، داروی ضد صرع نیست، بلکه رواندرمانی است. موثرترین روش، درمان شناختی-رفتاری (CBT) است.
در جلسات CBT، بیمار یاد میگیرد که “علائم هشداردهنده” قبل از تشنج را شناسایی کند (مثل تپش قلب، حس گزگز، یا یک فکر خاص). سپس یاد میگیرد که چگونه با تکنیکهای آرامسازی و تغییر تمرکز، جلوی تبدیل شدن این علائم به یک تشنج کامل را بگیرد. درمانهای متمرکز بر پردازش تروما (مانند EMDR) نیز برای کسانی که سابقه آسیبهای گذشته دارند بسیار مفید است. فیزیوتراپی و کاردرمانی نیز میتواند به بیمار کمک کند تا اعتماد به نفسِ از دست رفته نسبت به بدن خود را بازیابد.
درمان دارویی تشنج پسودوسیزور
بسیار مهم است که بدانید داروهای ضد تشنج صرع هیچ اثری بر درمان PNES ندارند و حتی مصرف طولانیمدت آنها عوارض جانبی بیهوده ایجاد میکند. یکی از کارهای اصلی پزشک، قطع تدریجی و ایمن این داروهاست. اما این به معنای عدم استفاده از هیچ دارویی نیست.
درمان دارویی در این بیماری متمرکز بر مشکلات زمینهای روانپزشکی است. داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRI) مانند سرترالین یا فلوکستین که برای درمان افسردگی و اضطراب کاربرد دارند، در بسیاری از بیماران PNES بسیار کمککننده هستند. با کاهش سطح اضطراب و افسردگی، آستانه تحمل فرد بالا میرود و نیاز ناخودآگاه مغز به تشنج کردن کاهش مییابد. بنابراین داروها نقش مکمل و تسهیلکننده را برای رواندرمانی بازی میکنند.
پیشگیری از تشنجهای پسودوسیزور
پیشگیری در این بیماری به معنای مدیریت صحیح هیجانات و استرس است. یادگیری مهارتهای “تنظیم هیجان” از سنین پایین میتواند کمککننده باشد. افرادی که یاد میگیرند احساسات خود را بشناسند و درباره آنها صحبت کنند، کمتر دچار اختلالات تبدیلی میشوند. مراجعه زودهنگام به روانشناس پس از تجربه یک تروما یا حادثه تلخ، میتواند از ریشهدار شدن آن و تبدیل شدن به علائم جسمی در آینده جلوگیری کند.
برای فردی که مبتلا شده است، پیشگیری از حملات بعدی شامل شناسایی “محرکها” (Triggers) است. بیمار باید یادداشت کند که قبل از هر حمله چه حسی داشته یا در چه موقعیتی بوده است. آیا در جمع شلوغ بوده؟ آیا گرسنه بوده؟ آیا بحثی داشته؟ با شناخت این محرکها میتوان از موقعیتهای پرخطر دوری کرد یا با آمادگی ذهنی وارد آنها شد. تکنیکهای “اتصال به زمین” (Grounding) مانند لمس کردن اشیاء، شمردن رنگها در اتاق یا تنفس عمیق در لحظات استرسزا، میتواند مانع از قطع ارتباط ذهن و بروز تشنج شود.
درمان خانگی و سبک زندگی
درمان خانگی به معنای ایجاد سبک زندگی سالم برای تقویت سیستم عصبی است. بهداشت خواب یکی از ارکان اصلی است. مغز خسته و کمخواب، توانایی بسیار کمتری در مدیریت استرس و احساسات دارد و احتمال تشنج در آن بیشتر است. تنظیم ساعت خواب و بیداری و دوری از موبایل قبل از خواب ضروری است.
مدیتیشن، یوگا و تمرینات ذهنآگاهی (Mindfulness) از بهترین درمانهای خانگی هستند. این تمرینات به فرد کمک میکنند تا ارتباط قطع شده بین ذهن و بدن را دوباره برقرار کند و در لحظه حال زندگی کند، نه در خاطرات تلخ گذشته یا نگرانیهای آینده. حمایت خانواده نیز بسیار مهم است. اعضای خانواده باید آموزش ببینند که در زمان تشنج نترسند، با اورژانس تماس نگیرند (مگر در موارد آسیب جسمی) و با آرامش در کنار بیمار باشند تا حمله تمام شود. توجه بیش از حد یا سرزنش کردن بیمار، هر دو میتوانند بیماری را بدتر کنند.
رژیم غذایی مناسب
هیچ رژیم غذایی جادویی وجود ندارد که PNES را درمان کند، اما تغذیه نقش مهمی در سلامت روان دارد. نوسانات شدید قند خون میتواند علائمی شبیه به اضطراب (لرزش، تپش قلب) ایجاد کند که ممکن است به عنوان محرک تشنج عمل کنند. بنابراین حذف وعدههای غذایی ممنوع است و باید از کربوهیدراتهای پیچیده استفاده شود تا قند خون ثابت بماند.
مصرف بیش از حد کافئین (قهوه، چای غلیظ، نوشابههای انرژیزا) برای این بیماران مضر است. کافئین سیستم عصبی را تحریک کرده و اضطراب را افزایش میدهد که دشمن اصلی این بیماری است. همچنین کمبود برخی ویتامینها مانند ویتامین D و B12 میتواند بر خلق و خو اثر منفی بگذارد، بنابراین چک کردن سطح ویتامینها و مصرف مکمل در صورت نیاز توصیه میشود. رژیم غذایی سالم شامل سبزیجات، امگا-3 (ماهی) و مغزیجات به کاهش التهاب بدن و بهبود عملکرد مغز کمک میکند.
عوارض و خطرات بیماری
اگرچه منشأ بیماری روانی است، اما خطرات آن کاملاً فیزیکی و واقعی است. بزرگترین خطر، آسیبهای ناشی از سقوط است. بیمار ممکن است زمین بخورد و دچار شکستگی استخوان، ضربه مغزی یا سوختگی شود. خطر دیگر، اقدامات پزشکی غیرضروری است. وقتی بیمار با تشنج طولانی به اورژانس میرود، کادر درمان ممکن است فکر کنند صرع شدید است و داروهای سنگین بیهوشی تزریق کنند یا حتی او را لولهگذاری (اینتوبه) کنند که خطرات جانی دارد.
عوارض اجتماعی شامل از دست دادن شغل، ترک تحصیل، ممنوعیت رانندگی و انزوای شدید است. کیفیت زندگی بیماران PNES گاهی حتی پایینتر از بیماران صرع مقاوم است. افسردگی شدید و افکار خودکشی نیز از خطرات جدی است که نیاز به مداخله فوری روانپزشکی دارد.
PNES در کودکان و دوران بارداری
در کودکان، این بیماری اغلب ناشی از مشکلات مدرسه (مثل قلدری، افت درسی) یا تنشهای خانوادگی (طلاق والدین) است. علائم در کودکان ممکن است کمتر شدید باشد. خوشبختانه کودکان پاسخ بسیار بهتری به درمان میدهند و با مداخلات خانوادگی و حمایت مدرسه، اغلب به سرعت بهبود مییابند.
در دوران بارداری، استرسهای مادر شدن میتواند باعث شروع یا تشدید حملات شود. خطر اصلی برای جنین، داروهای ضد صرعی است که مادر ممکن است به اشتباه مصرف کند. اگر تشخیص PNES در بارداری قطعی شود، پزشک میتواند با قطع داروهای پرخطر (مثل والپروات)، سلامت جنین را تضمین کند. خودِ حملات PNES چون با افت اکسیژن همراه نیستند، مستقیماً به جنین آسیب نمیزنند، اما سقوط مادر میتواند خطرناک باشد.
طول درمان چقدر است؟
طول درمان PNES متغیر است اما برخلاف صرع که اغلب مادامالعمر است، این بیماری قابل درمان قطعی است. بسیاری از بیماران پس از دریافت تشخیص صحیح و اطمینان از اینکه مغزشان سالم است، بهبود فوری پیدا میکنند. برای دیگران، یک دوره رواندرمانی ۳ تا ۶ ماهه معمولاً برای کنترل کامل حملات کافی است.
عواملی مثل سن پایین، شروع تازه بیماری، و هوش هیجانی بالا باعث درمان سریعتر میشوند. اما اگر بیماری سالها طول کشیده باشد یا بیمار درگیر پروندههای حقوقی و دریافت غرامت باشد (نفع ثانویه)، درمان دشوارتر و طولانیتر میشود. با این حال، آمارها امیدوارکننده است و بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد بیماران با درمان تخصصی به زندگی عادی بازمیگردند.
اقدامات اولیه در مواجهه با حمله PNES (کمکهای اولیه)
دانستن اینکه وقتی کسی دچار حمله پسودوسیزور میشود چه کار کنیم، حیاتی است. مهمترین اصل حفظ خونسردی است.
-
بیمار را به پهلو بخوابانید تا راه تنفسی باز بماند.
-
اشیای تیز و خطرناک را از اطراف او دور کنید و زیر سرش چیزی نرم بگذارید.
-
هرگز سعی نکنید حرکات او را متوقف کنید یا دست و پایش را بگیرید.
-
چیزی در دهان بیمار نگذارید.
-
با اورژانس تماس نگیرید، مگر اینکه بیمار آسیب جسمی دیده باشد یا حمله بیش از حد معمولِ همیشه طول کشیده باشد.
-
اطراف بیمار را خلوت کنید و اجازه ندهید جمعیت دور او جمع شود (تماشاچیان باعث طولانی شدن حمله میشوند).
-
پس از پایان حمله، با او مهربان باشید، اما از ترحم بیش از حد خودداری کنید و کمک کنید به فعالیت عادی برگردد.
جمعبندی
تشنجهای پسودوسیزور (PNES) یا حملات عملکردی، فریادِ بدن برای بیان رنجهای روحی هستند که کلمات از گفتن آنها ناتواناند. این بیماری که با نشانههای بیماری همچون چشمان بسته، حرکات نامنظم و طولانی بودن حمله از صرع واقعی متمایز میشود، نیاز به نحوه تشخیص دقیق با نوار مغزی ویدیویی دارد. علت ابتلا اغلب ریشه در تروماهای گذشته، سرکوب هیجانات و استرس دارد و تفاوت بیماری در زنان و مردان با شیوع بالاتر در زنان دیده میشود.
خوشبختانه این بیماری با قطع داروهای غیرضروری صرع و شروع روشهای درمان روانشناختی (CBT) کاملاً قابل درمان است. با رعایت درمان خانگی مانند بهداشت خواب، دوری از کافئین و آموزش خانواده، میتوان بر عوارض و خطرات آن غلبه کرد. اگرچه مسیر درمان نیازمند صبر است، اما با آگاهی و دوری از انگ زدن، این بیماران میتوانند سلامت کامل خود را بازیابند.